X
تبلیغات
معمار (بزرگترین معمار خداوند است )

جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392

مبادي ورودي شهرها

فضاي ورودي شهرها به عنوان مفصل اتصال دهنده فضاي خارجي شهر (طبيعي ) و فضاي داخل شهر (مصنوع ) عمل مي كند .   

 

امروزه مسافراني كه به شهر مقصد وارد مي شوند  از اين فضاها عبود كرده و  با انبوهي از تابلوهاي تبليغاتي ، زمين هاي باير و سطوح كسل كننده مواجه مي شوند و جايي كه شهر بايد خود را به تازه واردين معرفي كند نشاني از معماري و ساخت و سازهاي هنرمندانه و فضاهاي صميمي و دلنشين به چشم نمي خورد و وارد شوندگان به يكباره بدون گذر از پيش ورودي و ورودي مناسب و در خور شان و هويت شهر مقصد خود را درون فضاهاي شهري به نحوي ناآشنا پيدا مي كنند .

 ورودي شهر بيان كننده شخصيت و هويت و شناسنامه فرهنگي يك شهر مي باشد در نتيجه ورودي هر شهر با توجه به هويت و ويژگي هاي آن شهر از ساير شهرها متفاوت خواهد بود و داراي ورودي منحصر به فرد خويش است ، علي رغم اين ديدگاه ورودي كنوني شهرهاي ايران فاقد چنين خصوصيتي مي باشد و مبادي ورودي شهرها به عنوان يكي از اصلي ترين اجزاي ساختار كالبدي فضايي شهر ، با چيدمان كاربري هاي ناهمگن و ناسازگار و سازمان نيافته به فضايي با ساختار منفصل ، فاقد هويت و مغشوش مبدل شده است .

ماهيت و عملكرد ورودي هاي كلان شهرهاي ايران به دليل رشد بي رويه شهرها و توسعه شهرنشيني مورد بي بوجهي قرار گرفته است .

مشاوران و مهندسان با سلايق فردي خويش به طراحي اين فضاهاي شهري پرداخته اند كه مي تواند به دليل فقدان مباني نظري مستحكم دانست ، و اين وظيفه چالشي بر عهده معماران و طراحان شهري است تا با تعريف و طراحي مناسب فضاهاي شهري بر اساس نيازوارد شوندگان و شهروندان ، مسافران  و گردشگران داخلي و خارجي ،  فضاهايي خاطره انگيز و فراموش نشدني ارائه نمايند .

ورودي هاي شهر مشهد به لحاظ داشتن عناصر هويت زا از لحاظ كالبدي ، تاريخي ، مذهبي و ... از موقعيت مناسبي برخوردار است اما سلسله مراتب ورود به شهر رعايت نشده است  و نياز به ساماندهي از لحاظ بيشتر شدن هويت و زيبا سازي شهري وجود دارد كه ارائه راهكارها و پيشنهادات و طراحي مناسب  در جهت بهبود مسيرهاي ورودي مشهد را مي طلبد .

نوشته شده توسط جواد در 10:51 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم فروردین 1392

فواید طراحی با دست آزاد

ترسیم دست آزاد پنج مزیت مهم دارد:

۱ - اول اینکه، چیزهایی که تاکنون وجود نداشتند، اکنون طوری نشان داده می شوند که انگار وجود دارند. وقتی ترسیم بصورت دست آزاد انجام می گیرد، ساختمان ها، اتاق ها، محوطه ها، تصاویر، موتیف ها، صحنه ها و ... بلافاصله بصورت سه بعدی قابل مشاهده می شوند. بدین ترتیب ایده های ما به سرعت شکل می گیرند.
۲ - یک ترسیم جامع و کامل را می توان برای نشان دادن یک شیء بطور واضح تری نسبت به سایر تکنیک ها، مورد استفاده قرار داد. در عصری که ما اجباراً با تلویزیون، فیلم ها و عکاسی تغذیه ذهنی می شویم، طراحی و ترسیم تاثیر ماندگارتری داشته و خوش آیند تر است.
۳ - لذتی ناب از دیدن نتایج تلاش های ما به ما دست خواهد داد که دائمی، ماندگار و زیباست.
۴ - قدرت درک بصری ما بسیار بالاتر می رود. ترسیم دست آزاد ما را وادار می کند تا موارد اساسی را از موارد بی اهمیت جدا کرده و بدین ترتیب اشیاء را بهتر ببینیم.
۵ - کل مسیر زندگی ما بصورت بصری گسترش پیدا کرده و خالص می شود. قدرت درک ما بالاتر می رود. حافظه بصری ما قوی تر می شود، تخیلات بال و پر می گیرند و احساس شکل و فضا ارتقا پیدا می کند. ما یاد می گیریم که اساس همه چیز را ببینیم.
جایگزین های زیادی وجود دارند، ولی حتی در عصر دوربین ها و عکاسی پیشرفته، اتم، فضا و تکنولوژی های تولیدی، ما بدون طراحی دست آزاد کاری از پیش نخواهیم برد.
اسکیس سریع همیشه روشی خوب برای تبادل اطلاعات در صحبت ها می باشد و بقول متخصصین، یک طرح به اندازه هزار کلمه ارزش دارد. ترسیم دست آزاد را می توان از یک کانسپت یا ایده اولیه برای طراحی داخلی یا طراحی در سایر موارد شروع کرد.
در محیط زیست، ترسیم دست آزاد می تواند علاقه ما را به جزئیات ریز زندگی که قبلاً توجهی به آنها نداشتیم، تحریک کند. با یادگیری طراحی دست آزاد، یاد می گیریم که به محیط اطراف خود با ریزبینی بیشتری نگاه کنیم و اشیاء را روشن تر دیده و آنها را بهتر درک کنیم.

.

ترسیم و طراحی دست آزاد هزاران سال سابقه دارد و تکنیک های آن توسط انسان های اعصار مختلف ابداع و کار شده است. کافی نگاهی به نقاشی های ده هزار سال پیش بیاندازیم. انگیزه این کار از نیاز به تزئین، نگهداری خاطرات یا انتقال اطلاعات به روشی ساده و خالص بوجود می آید.

به تصویر کشیدن خود و محیط اطراف همیشه یکی از نیازهای اساسی انسان بوده است و خود را به روش ها و رسانه های مختلف به نمایش گذاشته است (که شامل طراحی دست آزاد نیز می باشد). رسانه خاص این کار با عواملی مانند محیط زیست، آموزش و حالات خودسازی تعیین می شود.
مثلاً در زمان های گذشته، خانه نیمه چوبی فرد با شکل و رنگ خاص خود، یک شیء بسیار شخصی بود. امروزه، این حالت به انتخاب شکل و رنگ از کاتالوگ سازنده یا از بین خانه های پیش ساخته تبدیل شده است.
ترسیم دست آزاد عرصه را برای آزادی شخصی باز می کند که می تواند ما را به خود جذب کرده و تبدیل به یکی از عادات خوشایند ما شود. ترسیم دست آزاد قادر است تا تجربه یک مسافرت یا تعطیلات را اغنا کند. و اگر هیچ تصویر، عکس یا بروشوری وجود نداشته باشد، ما قادریم تا به سرعت اسکیسی از یک شیء ترسیم کنیم و آن را به دیگران نشان دهیم.
شکی نیست که با کمی تلاش و صبر، ترسیم و طراحی دست آزاد را به خوبی یاد خواهید گرفت و از نتایج آن لذت خواهید برد

 www.arturarch.comبرگرفته از

نوشته شده توسط جواد در 12:30 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم آبان 1391

هنر انتزاعی

انتزاع در معنای وسیعش می تواند به هر نوع هنری اطلاق شود که اشیاء و رخدادهای قابل شناخت را باز نمایی نمی کنند، ولی عموما به آن گونه از آفرینش های هنر مدرن اطلاق می گردد که از هر گونه تقلید از طبیعت یا شبیه سازی آن، به مفهوم مرسوم آن در هنر اروپایی، روی می گرداند. اصطلاح «انتزاع» به معنای چیزی جدا شده از طبیعت، همواره چیزی موضع مشاجره بوده است؛ شاید به این علت که «انتزاع کردن» یک چیز را به معنای کاستن ارزش یا مقام ان دانسته اند. موسیقی و معماری همواره هنرهای انتزاعی به شمار رفته اند، حال آنکه در سنت کلاسیک از روزگار ارسطو به بعد، ادبیات و هنرهای تجسمی، نقاشی، پیکره سازی هنرهای تقلیدی به حساب می آیند. هنرمندان دستکم از اواسط سده نوزدهم به بعد تلاش کرده اند که نقاشی را به صورت یک پدیده فی نفسه مستقل و نه تقلیدی مطرح کنند. دشواری کاربرد واژه انتزاعی در مورد هنری که از طبیعت شبیه سازی نمی کند، از اینجا سرچشمه می گیرد که این واژه را در توصیف تمام هنرهایی به کار برده اند که موضوعشان در درجه دوم اهمیت قرار داشته و یا گژنمایی شده است تا بدینوسیله بر ابزار تجسمی یا بیانی تاکید شود.این اصطلاح گاهی در توصیف آثار فوویستی و که موضوع بر آنها غالب نیست و گروهی از نقاشی های ک.بیستی به کابرده می شود و تا زمانیکه که آثاری از موضوع در نقاشی قابل تشخیص باشد نمی توان عبارت انتزاع را به راحتی به کار برد. کوبیسم، همچنان که دیدیم می تواند در مسیر انتزاع قرار گیرد، ولی فی نفسه هنر انتزاعی نیست.
انتزاع در نقاشی:
معمولا کاندینسکی را مبتکر هنر انتزاعی می دانند؛ اما باید در نظر داشت که او صرفا اوج روندی را می نمایاند که از بیشتر آغاز شده بود. هانری ولده (1863-1957) طراح و معمار بلژیکی، دارای آثاری است که از موضوعیت خاصی برخوردار نیستند. کاندینسکی، نخستین نقاشی آبرنگ انتزاعی خود را در سال 1910 آفرید و پس از او در سال 1911 لارینف به عنوان یکی از هنرمندان معروف روسیه راهش را به سوی هنر انتزاعی گشود و در ادامه چنین رویکردی، دلنه و کوپا نیز در سال 1912 به نتیجه ای مشابه دست یافتند.
غالبا در توضیح علت گرایش انتزاعی کاندینسکی، بر روس بودن او تاکید می شود چرا که نقاشان قدیم روسی با جهان نگری عارفنه خویش هیچگاه هنر را تقلیدی از جهان محسوس نمی دانستند؛ چنین نگرشی تا اعماق اندیشه های هنرمندان نوین روس رسوخ کرده بود و می توان موارد مشابهی را نیز در آثار کانستراکتیویت ها یافت؛ خود او بارها گفته است آنچه نیروی تخیلش را به بیان انتزاعی کشانید، منظره غروب مسکو بود. بی شک، زبان نشانه ای شمایل های روسی حالت رمزآمیز و رنگین کلیساهای ارتدکسبه هنگام شفق، تزئینات انتزاعی و رنگارنگ هنر قومی روس، جملگی می توانستند تجربه های بصری کاندینسکی را به خود مشغول دارند.
کاندینسکی در کتابی که تحت عنوان «درباره عنصر معنوی در هنر» - البته این کتاب با نام «معنویت در هنر» در ایران به چاپ رسیده است – در سال 1910 می نویسد، از هماهنگی در رنگ ها و شکل ها سخن می گوید که فقط می تواند بر اساس «رویارویی هدفمند با روح آدمی» مبتنی باشد؛ «حیات روح را شاید بتوان به طور نسبی به صورت نموداری مثلثی شکل باز نمایاندو مثلثی که با خطوط افقی به بخش های نامساوی تقسیم شده و کوچکترین بخش – از نظر وسعت، عمق و مساحت – در بالا و بزرگترین بخش در پایین آن قرار دارد. کل سه ضلعی به طور نامحسوسی به طرف بالا و جلو حرکت می کند، آنجا که امروز در بالا قرار دارد، فردا در پایین خواهد بود. آنچه امروز تنها برای بخش بالای سه ضلعی قابل درک و برای بقیه سخنی نامفهوم استف در آینده سازنده افکار و احساسات حقیقی بخش پایین تر خواهد بود.( کاندنسکی، واسیلی، معنویت در هنر، ص48، تاعظم نوراله خانی)
در يك تصوير آبستره لزومي به معناي خارجي خاص وجود ندارد و آنچه را مي‌بينيم مي توان بقدري ساده كرد كه فقط عناصر اوليه آن باقي بمانند يعني تمام عناصر مهم يك هنر تجسمي بخصوص رنگ، فرم، كمپوزيسيون، كه اهعميت آن در ساخت پيامهاي بصري بارها بيشتر خواهد بود. اينجاست كه ارزش يك نقاشي آبستره مشخص مي شود و اهميت آن در ايجاد پيامهاي بصري مشخص می‌شود زيرا واضح است كه در شبيه سازي مطالبي كه درك می‌شود محدود است ليكن انتزاعي كردن در زمينه هنر بصري در واقع نوعي ساده كردن به منظور دستيابي به معنایی عميق تر و پربارتر است.
کاندینسکی قالب انتزاعی را به عنوان بیان خود به خودی حساسیت آدمی تفسیر کرد. او در آثار اولیه اش، در نوعی حالت جذبه، شکل های رنگین آزاد را بر روی بوم در هم می آمیخت، در نظر او اینها بیان های هنری حالات ذهنی بودند و صرفا با «اصل ضرورت درونی» توجیه می شدند؛ در واقع هنر کاندینسکی نوعی اکسپرسیونیسم انتزاعی بود.
وی در صفحه 97 همین کتاب در مورد برخورد انتزاعی با فرم می گوید: هر چه فرم انتزاعی تر باشد، گیرایی آن مستقیم تر و آشکار تر خواهد بود. در هر کمپوزیسیونی جنبه های مادی را می توان متناسب با مادی بودن فرم ها، کم و بیش حذف کرده و به جای آنها انتزاع های ناب یا اشیاء شدیدا غیر مادی قرار داد. هر چه هنرمند بیشتر این فرم ها را به کار برد، در قلمرو انتزاع عمیق تر و پایدارتر پیش خواهد رفت و بیننده در پی او رفته و به تدریج آشنایی بیشتری با زبان این قلمرو کسب خواهد کرد.

برگرفته از سایت باشگاه طراحان ایران(کافه دیزاین)

نوشته شده توسط جواد در 13:2 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391

فنگ شویی چیست ؟

فنگ شویی چیست ؟ 

فنگ شویی دانشی کهن است که ریشه در تفکر چینی ها به جهان هستی دارد و رد پای آن در معماری داخلی نیز پیدا شده است ، فنگ شویی از دو کلمه Feng به معنی باد و Shui به معنی آب تشکیل شده است . هدف فنگ شویی در مجموع خلق حس هماهنگی در خانه و زندگی افراد است.

فنگ شویی هنر ایجاد تعادل و هماهنگی در جریان طبیعی انرژی های پیرامونمان است تا در زندگی مان تاثیراتی سود مند پدید آوریم

سابقه فنگ شویی به حدود 4700 سال قبل از میلاد ، در چین باز می گردد . بسیاری از مکان ها و مناظر مانند دیوار بزرگ چین و شهر ممنوعه پکن بر اساس اصول فنگ شویی و برای هماهنگ کردن انرژی های آسمان و زمین بوده است

استقرار اشیا به گونه ای که مردم (انسان ) محیط زیست ( خاک ) و روان ( آسمان ) با تشکیل و حدتی موزون ، زمینه های پیشرفت انسان را ایجاد کنند.


از طریق فنگ شویی می توان دریافت در کدام نقطه از ساختمان جریان انرژی بند آمده است و یا برای اینکه انرژی دیگر بار آزادانه جریان یابد چه باید کرد.


برای زندگی موثر ، لازم است که انرژی و نیروی حیات ، آزادانه در خانه و محل کارتان جریان یابد . نخستین گام برای آزاد ساختن انرژی مسدودی که به مرور زمان در ساختمان جمع شده پالایش مکان است .

 به طور کلی انسداد انرژی به دلایل زیر است :

1. آلودگی فیزیکی

2. انباشتگی و در هم ریختگی

آلودگی فیزیکی :

 

هر نوع چرکی و خوراکی های مانده که پیرامون خود انرژی پایین تولید میکند.

انباشتگی و در هم ریختگی :

هر گونه بی نظمی و در هم ریختگی بر جریان نرم و هموار و آزادانه انرژی پیرامون یک فضا مانع ایجاد می کند.


تلاش کنیم هر شی را در مکان خاص خود قرار دهیم تا آرامش یابیم و سنگینی اجسام و فضا بر جسم و روحمان کارگر نشود.


بر این اساس نحوه طراحی فضا و چیدمان وسایل و اشیا منزل تاثیر بسزایی در آرامش ما دارد و رعایت اصول فنگ شویی ما را در ارایه هر چه بهتر فضای معماری کمک می کند.

برگرفته از وبلاگ :

http://mohandesvali.blogfa.com


نوشته شده توسط جواد در 9:12 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391

سبک های معماری ایران

انواع سبک در معماری ایران

-   سبک خراسانی:


با طلوع اسلام ساخت بناهای مذهبی به خصوص مساجد آغاز گردید. سبک خراسانی اولین سبک معماری اسلامی بوده، چون اولین بناها در خراسان ایجاد شده، لذا به سبک خراسانی معروف است. این سبک در قرون اولین (1 تا 4 هجری) رایج بوده و تحت تأثیر پلان و نقشه مساجد عربی با ساختمانی ایرانی (پارتی) با فضای ساده (فاقد تزئینات) بنا احداث شده‌اند.

ویژگی‌های سبک خراسانی:
پلان مستطیل شکل
فضای شبستانی یا چهل ستونی
ساده و بی‌پیرایه (فاقد تزئینات)
مصالح اولیه خشت خام و آجر
فاقد پوشش و تزئینات یا گاهاً پوشش کاهگل
استفاده از تک منار منفک با مقطع دایره‌ای در شمال بنا
قوس‌های بیضی، تخم‌مرغی، ناری
در سبک خراسانی پلان و نقشه مساجد عربی و ساختمان بنا ایرانی است.

بناهای سبک خراسانی:
مسجد جامع فهرج
مسجد تاریخانه‌ی دامغان
مسجد جامع نیریز
مسجد جامع ابرقو
مسجد جامع ميید
مسجد جامع اردستان
مسجد جامع اصفهان
ارگ بم در کرمان
رباط ماهی یا چاهه در سرخس
پل – سد امیر در شیراز
مسجد جامع اردبیل
.......................................................


  2 -  سبک رازی:


تغییرات اسلوب معماری روندی تدریجی و آرام دارد، آغاز تغییرات در اسلوب خراسانی و نزدیک شدن آن به سبک رازی از دوره‌ی آل زیار و سامانیان صورت پذیرفته است. سبک رازی دومین سبک معماری پس از اسلام در ایران می‌باشد. که اوج آن در دوره‌ی سلجوقی بوده است.چون اولین بناها در شهر ری (راز) احداث گردیده، به سبک رازی معروف است. از مهمترین تغییرات این سبک حذف فضای شبستانی و ستون‌های آن و احداث ایوان، گنبد با پلان چهار ایوانی می‌باشد. اصلی‌ترین متنوع‌ترین سبک معماری ایرانی، سبک رازی است. سبک رازی تحت تأثیر سبک پارسی و پارتی قرار دارد.

روند تغییر مساجد شبستانی به ایوانی:
مساجد شبستانی: مانند مسجد جامع فهرج یزد، مسجد تاریخانه‌ی دامغان. مساجد چهار طاقی: مانند مسجد یزد خواست، مسجد جامع اردبیل. مساجد تک ایوانی: مانند مسجد جامع نیریز، مسجد جامع رجبعلی (درخونگاه تهران) مسجد جامع یزد، مسجد جامع سمنان. مساجد دو ایوانی: مسجد جامع زوزن (فریومد خراسان)، مسجد جامع ساوه. مساجد چهار ایوانی: مسجد جامع اصفهان – مسجد امام اصفهان

ویژگی‌های سبک رازی:
پلان مستطیل شکل
فضای ایوانی
مصالح اولیه آجر
ساخت ایوان پلان ،ایوان مربع شکل می‌باشد
استفاده از طاق‌های جناقی (تیزه دار)
ساخت گنبد و متعلقات آن (گوشواره و فیلپوش)، گنبدها بر پشت ایوان جنوبی ساخته می‌شده است.
ساخت زوج مناره بر ایوان جنوبی
استفاده از تزئینات (گچ‌بری، آجرکاری، گره‌سازی، کاشی خشتی)

بناهای سبک رازی:
مقبره‌ی امیر اسماعیل سامانی در بخارا
گنبد سرخ مراغه
مقبره‌ی امیر ارسلان جاذب در مشهد
برج رسگت در سواد کوه مازندران
برج لاجیم در مازندران
برج اردکان در گرگان
برج مهماندوست در دامغان
برج طغرل در شهر ری
برج علاءالدین تکش در ورامین
برج مقبره‌های خرقان در همدان
گنبد قابوس در گرگان
مسجد برسیان در اصفهان
مسجد جامع اردستان
مسجد جامع کبیر قزوین
رباط شرف (کاروانسرای شرف) در سرخس
مسجد جامع گلپایگان
مسجد جامع اصفهان (عتیق اصفهان)
گنبد علویان درهمدان
پل شهرستان در اصفهان
حرم حضرت عبدالعظیم
............................................................


   3-   سبک آذری:


با ورود مغولان (ایلخانی) این شیوه معماری آغاز گردید و تا زمان صفویه ادامه داشته است. چون اولین بناها درتبریز احداث گردید به سبک آذری معروف است. دوره‌ی حکومت غازان خان را آغاز سبک آذری می‌دانند.

سبک آذری خود به دو شیوه قابل تفکیک می‌باشد:
الف: شیوه‌ی اول سبک آذری مربوط به دوره‌ی ایلخانی به مرکزیت تبریز با ویژگی‌های زیر:
ساخت بناهای سترگ و عظیم
توجه به تناسبات عمودی بنا
ساخت ایوان با پلان مستطیل شکل
تنوع در ایوان سازی
استفاده از تزئیناتی چون گچ‌بری، کاشی زرین فام و کاشی نقش برجسته.

ب: شیوه ی دوم سبک آذری مربوط به دوره‌ی تیموری به مرکزیت سمرقند با ویژگی‌های زیر:
ساخت ساقه (گلوگاه) بین فضای گنبد و گنبد خانه.
ایجاد سطوح ناصاف در تمامی بنا.
استفاده از تزئینات کاشی معرق (موزاییک کاری)

دوره‌ی تیموری اوج معماری سبک آذری می‌باشد.

از بناهای سبک آذری:
شنب غازان
ربع رشیدی
رصدخانه‌ی مراغه
ارگ علیشاه در تبریز
مدرسه و تکیه‌ی امیر چخماق
زندان اسکندر یا مدرسه‌ی ضیاییه در یزد
مسجد جامع ورامین
گنبد سلطانیه یا مقبره‌ی اولجایتو
جرم امام رضا (ع)
مقبره‌ی شیخ صفی الدین اردبیلی
مسجد کبود تبریز یا جهانشاه
مدرسه‌ی امامی اصفهانی
مسجد جامع یزد
مسجد گوهرشاد
مجموعه‌ی تاریخی سنگ بست
مقبره ی شاه نعمت‌الله ولی در ماهان کرمان
مدرسه‌ی غیاثیه خردگرد در خواف
مسجد جامع عتیق شیراز
مقعه‌هارونیه در توس
گور امیر تیمور در سمرقند
مزار شیخ احمد جام در تربت جام
مقبره‌ی سلطان بخت آغا در اصفهان
مسجد و مدرسه‌ی طلاکاری در سمرقند
مجموعه‌ی آرامگاه‌های شاه زند در سمرقند
مدرسه‌ی گوهرشاد در هرات
مسجد بی‌بی خاتون در سمرقند
مدرسه‌ی میر عرب در بخارا
کاروانسرای انجیره در جاده یزد – طبس
کاروانسرای چهار آباد درجاده‌ی نطنز – اصفهان
پل قافلانکوه
منارجنبان
...............................................................


   4-   سبک اصفهانی:


به شیوه‌ی معماری دوره‌ی صفویه، سبک اصفهانی اطلاق می‌شود. چون اولین بنا در شهرهای اصفهان ساخته شده و به سبک اصفهانی معروف است. دوره‌ی حکومت شاه عباس را عصر طلایی سبک اصفهانی می‌دانند.

ویژگی‌های سبک اصفهانی (تزئینی‌ترین سبک معماری ایرانی)
پلان مستطیل شکل و چند ضلعی ساده
پلان ایوانی
مصالح مرغوب و بادوام
در تزئینات بناها از کاشی خشتی، هفت‌رنگ، مقرنس کاری، یزدی‌بندی، کاربندی یا رسمی‌بندی استفاده شده است.

بناهای سبک اصفهانی:
کاخ چهلستون در قزوین
کاخ عالی‌قاپو در قزوین
کاخ صفی‌آباد در بهشهر مازندران
مسجد هارون ولایت در اصفهان
مسجد علی در اصفهان
مسجد جامع ساوه
میدان نقش جهان
کاخ چهلستون در اصفهان
کاخ هشت بهشت در اصفهان
مدرسه‌ی چهار باغ اصفهان یا مدرسه‌ی مادرشاه
مسجد حکیم اصفهان
تالار اشرف در اصفهان
مجموعه‌ی گنجعلی خان در کرمان
پل الله وردی خان (سی و سه پل)
پل خواجه در اصفهان
پل رودخانه‌ی کوی
باغ فین کاشان
کاروانسرای شبلی در تبریز – میانه
کاروانسرای خان خوره در شیراز – آباده
کاروانسرای امین‌آباد در شیراز – آباده
کاروانسرای ده‌بید در شیراز
کاروانسرای زین‌الدین در یزد – کرمان
کاروانسرای زیزه در کاشان – نطنز
کاروانسرای اقبال در تاکستان – قزوین (دوایوانی)
کاروانسرای دو کوهک در شیراز – قهلیان (دوایوانی)
کاروانسرای تینوش در قم – کاشان (چهار ایوانی)
کاروانسرای سن سان در قم – کاشان (چهار ایوانی)
کاروانسرای جاکرد در کرمان – مشهد (چهار ایوانی)
کاروانسرای ریوادوبستان در نائین – اصفهان (چهار ایوانی)
کاروانسرای کوهپایه در یزد – نائین (چهار ایوانی)
کاروانسرای دیرگچین در تهران – قم
کاروانسرای مهیار در اصفهان (چهار ایوانی)
کاروانسرای شیخ علی خان در اصفهان
کاروانسرای مادرشاه یا هتل عباسی در اصفهان

 برگرفته شده از :

http://carshiv.ir/

نوشته شده توسط جواد در 9:8 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391

اصول معماري ايران

معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی بخصوص برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.

به طور کلی می توان معماری ایرانی را در پنج اصل درونگرایی، پرهیز از بیهودگی، مردم واری یا مردم محموری، خودبسندگی و نیارش یا ایستایی  مشاهده کرد.

 درونگرایی

یکی از باورهای مردم ایران زندگی شخصی و حرمت آن بوده که این امر به گونه ای معماری ایران را درون ‌ گرا ساخته است. معماران ایرانی با سامان ‌ دهی اندام ‌ های ساختمان در گرداگرد یک یا چند میان ‌ سرا، ساختمان را از جهان بیرون جدا می ‌ کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می ‌ داد.

درون گرایی مفهومی است که به صورت یک اصل در معماری ایران وجود داشته و با حضوری آشکار، به صورتهای متنوع، قابل درک و مشاهده است. اصولاً در ساماندهی اندام های گوناگون ساختمان به ویژه خانه های سنتی، باورهای مردم، بسیار کارساز بوده است. یکی از باورهای مردم ایران ارزش نهادن به زندگی شخصی و حُرمت آن و نیز عزت نفس ایرانیان بوده که این امر به گونه ای معماری ایران را درون گرا ساخته است.

در فرهنگ این نوع معماری، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری، صرفا پوششی مجازی است که از حقیقتی محافظت می کند و غنای درونی و سربسته آن تعیین کننده جوهر و هستی راستین بنا است و قابل قیاس با وجوهات و فضای بیرونی نیست..

معماران ایرانی با ساماندهی اندامهای ساختمان در گرداگرد یک یا چند میانسرا، ساختمان را ازجهان بیرون جدا می کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می‌داد. خانه های درونگرا در اقلیم گرم و خشک، همچون بهشتی در دل کویر هستند، فضای درونگرا مانند آغوش گرم بسته است واز هر سو رو به درون دارد.

سر در این خانه ها دارای دو سکو بود و درها دارای دو کوبه‌ی جدا ویژه‌ی مردان و زنان. دو دالان یکی از بخش بیرونی و دیگری از بخش اندرونی خانه به هشتی راه داشتند. اندرونی‌جایگاه زندگی خانواده بوده و ‌بیگانگان بدان راه نداشتند.

بیرونی، ویژه‌ی مهمانان و بیگانگان بود که جداگانه پذیرایی می شدند و گاهی مهمانان در بالاخانه (اتاق روی هشتی) که به اندرونی نزدیک بود پذیرایی می شدند.

بخش بیرونی، آذین‌های بیشتری نسبت به اندرونی داشت. معماران حتی در ساختمان‌های برونگرا مانند کوشک میان باغ ها، نیز درونگرایی را پاس می داشتند. کوشک ها ساختمانهایی برونگرا بودند که گرداگرد آنها باز بود و از هر سو به بیرون باز می شدند. بیشتر خانه های غربی یا شرق آسیا چنین هستند..

خانه های برونگرا در برخی سرزمینهای ایران نیز ساخته می شود. مانند کردستان، لرستان و شمال ایران، ولی در سرزمین های میانی و گرم و خشک ایران، خانه های درونگرا، پاسخ در خوری برای خشکی هوا، بادهای آزاردهنده، شن های روان و آفتاب تند هستند.

ویژگی معماری غیر قابل انکار آثار و ابنیه ای مانند خانه، مسجد، مدرسه، کاروانسرا حمام و غیره مربوط به خصوصیت درون گرایانه آن است که ریشه ای عمیق در مبانی و اصول اجتماعی –فلسفی این سرزمین دارد.

با یک ارزیابی ساده می توان دریافت که در فرهنگ این نوع معماری، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری، صرفا پوششی مجازی است که از حقیقتی محافظت می کند و غنای درونی و سربسته آن تعیین کننده جوهر و هستی راستین بنا است و قابل قیاس با وجوهات و فضای بیرونی نیست..

درون گرایی در جستجوی حفظ حریم محیطی است که در آن شرایط کالبدی با پشتوانه تفکر، تعمق و عبادت به منظور رسیدن به اصل خویش و یافتن طمانینه‌ی خاطر و آرامش اصیل در درون، به نظمی موزون و متعالی رسیده است . به طور اعم و بر اساس تفکر شرقی و در سرزمینهای اسلامی؛ جوهر فضا در باطن است و حیاط درونی، به وجود آورنده اساس فضا است.

پرهیز از بیهودگی

در معماری ایران تلاش می شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می کردند. این اصل هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می شده است. در قرآن کریم آمده “مومنان،آنانکه از بیهودگی روی گردانند”(سوره ی مومنون،آیه سوم.)

اگر در کشورهای دیگر،هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری(نقاشی) و سنگتراشی، پیرایه(آذین) به شمار می آمده، در کشور ما هرگز چنین نبوده است. گره سازی با گچ و کاشی و خشت و آجر و به گفته خود معماران،”آمود” و اندود بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باد در زیر پوشش آسمانه (سقف)، پنامی (عایقی) در برابر گرما و سرما ساخته شود یا افراز بنا که ناگزیر پرو پیمان است و نمی تواند به دلخواه معمار کوتاهتر شود، تنها با افزودن کاربندی می توان آنرا کوتاهتر و “بِاندام” و مردم وار کرد.

معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می نشستند و به دیوار تکیه می زدند،ب رای افزایش پایداری ازاره دیوار،آنرا با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود، تا بلندی یک گز (هر گز برابر ۶۶/۱۰۶ سانتیمتر) اندود می کردند که رویه ای سخت به دست می آمد، به گونه ای که خراشیدن آن دشوار بود. ازاره بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می کردند.

اگر اُرسی(باز) و روزن با چوب یا گچ و شیشه های خرد و رنگین گره سازی می شود. برای این است که در پیش آفتاب تند و گاهی سوزان، پناهی باشد تا چشم را نیازارد و اگر گنبدی از تیزه تا پاکار با کاشی پوشیده می شود تنها برای زیبایی نیست. وانگهی باید دانست که واژه ی “زیبا” به معنای “زیبنده بودن” و تناسب داشتن است نه قشنگی و جمال.

در زیگورات چغازنبیل از ۱۲۵۰ پیش از میلاد، می توان کاربرد کاشی را دید. در این ساختمان،اِزاره دیوارها را با کاشی آبی آمود کرده اند. چون هنگام رفت و آمد مردم،برخورد به پای دیوار بیشتر بوده است و چون خشت در برابر باران آسیب می دیده،نمای ساختمان را با آجر پوشانده اند.

معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می نشستند و به دیوار تکیه می زدند،ب رای افزایش پایداری ازاره دیوار،آنرا با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود، تا بلندی یک گز (هر گز برابر ۶۶/۱۰۶ سانتیمتر) اندود می کردند که رویه ای سخت به دست می آمد، به گونه ای که خراشیدن آن دشوار بود. ازاره بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می کردند.

همچنین از کاشی در آمود گنبدها بهره گیری می کردند و آنرا پر از نقش و نگار می کردند. این تکه های رنگی کاشی، آسانتر تعمیر و بازسازی می شدند. کاشی عمر زیادی ندارد و پس از زمانی از جا کنده شده و فرو می ریزد، به ویژه در جاهایی که برف و یخ هم باشد. اگر رویه ای یکرنگ باشد، بازسازی بخش کنده شده دشوار می شود و کار دو زنگ در می آید.ولی هنگامی که تکه تکه و چند رنگ باشد کار آسانتر است.

مردم واری یا مردم محوری

مردم محوری به معنای رعایت تناسب میان اندام ‌ های ساختمانی با اندام ‌ های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان ‌ سازی است. در ایران هم مثل مکان ‌ های دیگر، معماری هنری وابسته به زندگی است.

معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه بالای مردم می ‌ گرفته و روزن و روشندان را چنان می آراسته که فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سرا می آورد. پهنای اتاق خواب به اندازه یک بستر است و افراز طاقچه به اندازه ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد و از طرفی تالار که مخصوص مهمان است به اندازه‌ ای پهناور و باشکوه بوده که شایسته پذیرایی باشد.

خودبسندگی

معماران ایرانی تلاش می کردند مصالح مصرفی  مورد نیاز خود را از نزدیک ترین جاها به دست می آوردند و چنان ساختمان می کردند که نیازمند به مصالح جاهای دیگر نباشد و “خودبسنده” باشند. بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود”سازوارتر” در می آمده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه ساختمایه ی آن در دسترس بوده است.

معماران ایرانی بر این باور بودند که ساختمایه باید “بوم آورد” یا “ایدری”(اینجایی) باشد. به گفته دیگر فرآورده  یا محصول همان جایی باشد که ساختمان ساخته می شود و تا آنجا که شدنی است از امکانات محلی بهره گیری شود.

برای نمونه در ساخت پارسه(تخت جمشید)، بهترین را از یک کان(معمدن) در نزدیکی دشت مرغاب به دست می آوردند و با ارابه های چوبی به پارسه می رساندند. این سنگ را بیشتر برای روکش دیوارهای ستبرخشتی به کار می بردند.فرآوردن خشت نیز کاری بسیار ساده بوده است.

یکی از نکات مهم در معماری ایران این است که اساساً یکی از انگیزه های بنیادی در ساخت آسمانه خمیده تاقی و گنبدی و بهره گیری گسترده از آنها،این بوده که چوب مناسب برای ساختمان سازی در همه جا یافت نمی شده است. ولی فرآوردن خشت و آجر ساده بود. معماران هم دست به نوآوری هایی زدند که با خشت و آجر بتوان دهانه های بزرگ را پوشاند.آنها گونه های فراوانی از چفد مازه دار و تیزه دار را به کار گرفتند. بدین گونه شاید بتوان انگیزه ی بنیادی بهره گیری از تاق و گنبد در معماری ایران را باور به “خودبسندگی” در ساختمان سازی دانست.

نمونه دیگر از خودبسندگی و بهره گیری از امکانات موجود، در ساخت میانسرای(حیاط) گود یا “باغچال”یا گودال باغچه در خانه ها بود .برای گودکردن ساختمان و دسترسی به آب، ناگزیر باید خاکبرداری فراوانی می شد. در تهران،آ ب روگذر بود و از آن برای پرکردن آب انبارها بهره می بردند. در کاشان، زواره و نایین آب زیرگذر بود، برای همین میانسرا را چنان گود می ساختند که تنه درختان باغچه در گودی پنهان می شد. معماران خاک برداشته شده را دوباره در همان ساختمان به کار می بردند. گود شدن ساختمان به ایستایی تاق ها نیز کمک می کرد. چون زمین، پشت بند در برابر رانش بود.

باز برای نمونه، در محله شارستان یزد، زمین تا ژرفای دو متری از جنس خاک رُس و پایین تر از آن، جنسی به نام”چلو” یا”کرشک” است که لایه ای بسیار سخت است. معماران خاک رُس را برداشته و روی لایه ی سخت، با همان خاک ساختمان می ساختند.

یکی از نکات مهم در معماری ایران این است که اساساً یکی از انگیزه های بنیادی در ساخت آسمانه خمیده تاقی و گنبدی و بهره گیری گسترده از آنها،این بوده که چوب مناسب برای ساختمان سازی در همه جا یافت نمی شده است. ولی فرآوردن خشت و آجر ساده بود. معماران هم دست به نوآوری هایی زدند که با خشت و آجر بتوان دهانه های بزرگ را پوشاند.آنها گونه های فراوانی از چفد مازه دار و تیزه دار را به کار گرفتند.

بدین گونه شاید بتوان انگیزه ی بنیادی بهره گیری از تاق و گنبد در معماری ایران را باور به “خودبسندگی” در ساختمان سازی دانست.

نیارش

واژه ی”نیارش” در معماری گذشته ایران بسیار به کار می رفته است .نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و مصالح شناسی گفته می شده است.

معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می کردند و آنرا از زیبایی جدا نمی دانستند.آنها به تجربه به اندازه هایی برای پوشش ها و دهانه ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه ی نیارش به دست آمده بود. “پیمون”، اندازه های خردو یکسانی بود که در هرجا در خور نیازی که بدان بود به کار گرفته می شد. پیروی از پیمون هرگونه نگرانی معمار را درباره ی نااستواری یا نازیبایی ساختمان از میان می برده، چنانکه یک گِلکار نه چندان چیره دست در روستایی دور افتاده می توانست با به کار بردن آن، پوشش گنبدی را به همان گونه انجام دهد که معمار کار آزموده و استاد پایتخت .معماران همراه با بهره گیری از پیمون و تکرار آن را در اندازه ها و اندام ها، ساختمان ها را بسیار گوناگون از کار در می آوردند. هیچ دو ساختمانی یکسان در نمی آمد و هر یک ویژگی خود را داشت، گرچه از یک پیمون در آنها پیروی شده بود.


منبع: معماری نیوز

گروه هنر تبیان/ سیما مهاجری

http://faraj12.ir


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد در 16:18 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم بهمن 1390

گنبد

گنبد

پوشش گنبد در ايران پييشنه ای ديرينه دارد . کمبود چوبهای استوار و کشيده که در حقيقت عنصر اصـلی پوشش تخت است ، سبب شده است که پوشش سغ sagh و گنبد روايی پيدا کند و بخصوص در دهانه های وسيع ترجای پوشش تحت را بگيرد . قديميترين شکل های منحنی در پوشش زيرين چغازنبيل متعلق به هزاره دوم ديده شده است.


با وقفه طولانی در دوران هخامنشی معماری درخشانی با پوشش مرتفع و مسطح در اوج قدرت و کارائی جلوه دارد ولی چه قبل و چه بعد از آن بعلت فراهم نبودن شرايط خاص اقتصادی در اين دوران آوردن چوب سدر از جبل عامل و ساج از گنداره هميشه ميسر نبوده و در جنگل ها و جلگه های اين سرزمين هم چوب مناسب پوشش پرورش نمی يافته است لذا طاقهای منحنی و گنبد جای اصلی خود را به عنوان يک پديده ساختاری و اقليمی در معماری ايران به آسانی پيدا می کنند .


در متون موجود ، ديرينه ترين گنبدی که به آن اشاره می شود مربوط به دوران اشکانی و اوايل ساسانی است . اين گنبد در شهر فيروز آباد و به قطر 10/16 متر بنا شده است . چنانچه ابن البلخی در توصيف شهر فيروز آباد و گنبدی که در ميانه شهر برپا شده می گويد : اردشير شهر فيروزآباد ، که اکنون هست بنا کرد و شکل آن مدور است چنانک دايره پرگار باشد . در ميان شهر آنجا که مثلاً نقطه پرگار باشد دکة انباشته برآورده است و نام آن ايوان کرده و عرب آنرا طربال گويند و بر سر آن دکه سايها ساخته و در ميان گاه آن گنبدی عظيم برآورده و آنرا گنبد کيرمان گويند و طول چهار ديوار اين گنبد تا زير قبه آن هفتاد و پنج گز است و اين ديوارها از سنگ خارا برآورده است و پس قبه عظيم از آجر بر سر آن نهاده و آب از يک فرسنگ از سر کوه رانده و به فواره بر اين سر بالا آورده و دو غدير است که يکی بوم پير گويند و ديگر بوم جوان و بر هر غديری آتشگاهی کرده است .


در دوران ساسانی گنبدسازی آنچنان رواج می گيرد و تکامل می يابد که از آن پس تا امروز پوشش گنبدی از نظر ساخت و افزير بصورت الگو و دستور العمل کلی مورد بهره برداری قرار می گيرد .


روش گنبدسازی چه در دوران ساسانی چه در دورة اسلامی آنچنان با استفاده از نظم دقيق رياضی در شکل بندی و ساختمان و با کاربست شيوه های صحيح صورت می گيرد که در همه انواع ، گنبدها بدون احتياج به گاه بست و کالبد و قالب در برابر همه نيروهای فشاری و رانشی به خوبی مقاومت می کنند ، گرچه در گوشه سازيها از اوايل دوران اسلامی تاکنون تحولاتی چند صورت گرفته است اما روش گنبدسازی در ايران همواره ويژگی اجرائی و فرهنگی خاص خود را دنبال کرده است . آنچه قابل ذکر است آنکه اين ويژگی چه در شکل چه در اجرا ( نداشتن قالب ) آنرا با گنبدهای مشرق زمين همواره متفاوف می کند .

تعريف هندسي گنبد

در تعريف هندسی ، گنبد مکان هندسی نقاطی است که از دوران چِفدی مشخص حول يک محور قائم به وجود می آيد . اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمينه ای گرد برپا شود .
گنبد از سه قسمت تشکيل شده است :


1ـ گنبد خانه يعنی زمينه گنبد
2ـ بَشن = هيکل يعنی قسمتی که روی زمينه ته رنگ به صورت مکعب بالا می آيد و يک يا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلام هر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد)

3ـ چپيره = جمع شده


از آنجائيکه در معماری ايرانی به ندرت به ته رنگ گرد بر می خوريم و معمولاً قسمت انتهائی بشن به شکل ، مربع و گاهی مستطيل است با چپيره کردن آنرا تبديل به دايره می کنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همين دليل مرحله چپيره شدن در گنبدسازی شايان توجه است زيرا امکان داشتن زمينه گرد است که اجرای نهايی پوشش گنبد را ميسر می سازد .
معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمينه را به شکل مربع در نظر می گيرند تا به سادگی بتوان آنرا تبديل به 8 و 16 و 32 و بالاخره دايره کرد .
گنبد سازی در ايران به ندرت روی زمينه مستطيل نزديک به مربع هم اجرا شده است در اين صورت مستطيل تبديل به 6 و 12 و سپس بيضی نزديک به دايره می شود و گنبد روی بيضی قرار می گيرد . به اين نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دايره بيضی است کمبيزه گفته اند . از نمونه های اين نوع گنبد با ته رنگ بيضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زيد بن علی در ورامين قابل ذکرند .

چپيره

چپيره سازی در گنبد به دو بخش عمده تقسيم می شود :
ـ گوشه سازی = گوشه بندی
ـ شکنج = چين و چروک


ـ گوشه سازی يا گوشه بندی يعنی ساختن و تبديل کردن شکل چهار گوشه بشن به هشت گوشه و به ترتيب 16 و 32 و 64 گوشه و بالاخره دايره و با تبديل کردن شکل مستطيل نزديک به مربع به 6 و 12 گوشه و بالاخره بيضی است . در حالت اخير مستطيل بشن بايد نسبت اندازه های اضلاعش طوری باشد که به راحتی قابل تبديل به شش گوشه شود مثلاً نسبت 4 و 4/3 قابل تقسيم است . البته با استفاده از کاربندی انواع زمينه های مرسوم در معماری ايرانی را می توان به نحو مطلوب تبديل به دايره کرد که در مباحث آينده جداگانه بررسی خواهد شد .


گوشه سازی خود شامل دو بخش است :


1- اسکنج يا سِکُنج


2- ترمبه يعنی جمع شده


اولين گوشه سازيها توسط چوب انجام شده و حتی خود گنبد هم با چوب اجرا گشته است . بهترين موارد مثال را در ابيانه می توان ديد .
دراراک هم در کاروانسرای حاج عليقلی نمونه ديگريست . کاروانسرای کاشانی هم ( در اراک ) به هـمين طـريقه سـاخته شده است . طـرز اجـرا چنين بوده که چـوبها را در گوشـه های بـشن سوار می کردند و هـمين طور روی هم می چيدند تا مثل سبد جمع می شد و به صورت گنبد چوبی در می آمد .


در معماری ارمنی از اين نوع گنبد زياد به چشم می خورد . فضای زير اين گنبدها را معمولاً بزرگترين اطاق تشکيل می دهد . در خانه های روستائی نيز پوشش بزرگترين اطاق که معمولاً تنور هم در آن قرار دارد به صورت گنبد چوبی است .
چوبهای موجود در ايران از استحکام کافی برخوردار نيست و معمولاً برای پوشش دهانه های 5/2 تا 3 متر به کار می رود به همين دليل در معماری پيشين ايران در زمان هخامنشيان برای پوشش تخت جمشيد از جبل عامل لبنان درختهای کنار بسيار قطور و مرتفع را آوردند . چون اين حمل و نقل چوبها مستلزم هزينه ای سنگين بود در دوران اشکانی اين کار متروک شد و به جای پوشش تخت از پوشش سغ استفاده کردند .


متاسفانه از معماری دوران اشکانی که در واقع پوشش سغ آغاز می شود در داخل ايران نمونه ای بجای نمانده است . در خارج از محدوده ايران کنونی به يکی دو نمونه از پوشش سغ بر می خوريم که يکی hattra يا الحضر است و ديگری کاخ آشور و ايندو نيز چهره روشنی از چگونگی پوشش به دست نمی دهند .

در بازه هور خراسان بين خواف و نيشابور گنبدی ديده می شود که گوشه سازيهای آن با چوب ساخته شده و خود گنبد با سنگ لاشه . بنا متعلق به اواخر دوران اشکانی يا اوايل ساسانی است و در مجموع ناچيزتر از آنست که ما را به قضاوتی کلی در اين باب رهنمون شود . لذا از گنبدهائی که همه مصالح آن از چوب بوده فقط خاطره هائی باقيست . شايد ابيانه بهترين تجلی گاه آن باشد .
گوشه سازی با چوب نيز به تدريج در بسياری از نقاط ايران متروک شد و علت عمده و اصلی آن موريانه خيز بودن زمين های ايران داخلی ( ايرانشهر ) بوده و هست . قديميترين نمونه بجای مانده از گوشه سازی با چوب در بازه هور است که قبلاً اشاره شد .


در فهرج يزد هم با اينکه منطقه به شدت موريانه خيز است ( احتمالاً به علت رواج چوب در منطقه شهدای فهرج ) زيارتگاهی به چشم می خورد که گوشه سازی پوشش آن ، از چوب بوده است . چوب گوشه ها توسط موريانه به کلی از بين رفته ولی خشت های پشت آن به نحو معجزه آسايی باقی مانده است و از خود گنبد نشانی ديده نمی شود .
در اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم در منطقه خراسان حدود مشهد و طوس و اطراف آن و در مناطق کوهستانی کرمان که موريانه کمتر است استفاده از پوشش چوبی رواج می يابد .
نمونه اين گوشه سازی با چوب بقعه شاه نعمت الله ولی در کرمان است و در اين بنا برای گوشه سازی با يک تخته ، شانزده ضلعی را به 32 ضلعی تبديل کرده اند . در گنبد هارونيه طوس نيز همين عمل تکرار شده است . در مسجد جامع قزوين از تخته استفاده کرده اند ( گنبد قديمی مسجد) با اينحال نمونه های فوق انگشت شمارند و بايد گفت که به علت اشکالات گوناگون استفاده از چوب منسوخ می شود .


بطوريکه گفته شد نوع اول گوشه سازی اسکنج است . اسکنج متشکل از دو طاق اريب است که همديگر را در يک نقطه قطع کرده باشند . شيوه زدن طاق ممکن است بصور مختلف رومی ، ضربی ، چپيله ( لاپوش و تيغه ای ) باشد در هر حال تقاطع دو طاق اين نوع گوشه سازی را به وجود می آورد . ذکر اين نکته ضروری است که بارهای وارد بر گنبد به اين گوشه ها منتقل نمی شود . به همين دليل هم ، نوع اجرای گوشه سازی تأثيری در چگونگی افزير گنبد ندارد .

 برگرفته از سایت

http://www.ichodoc.ir

 

نوشته شده توسط جواد در 8:53 |  لینک ثابت   • 

شنبه پنجم آذر 1390

سخن معماران بزرگ

لویی کان آنچه معمار انجام می دهد، پیش از آنکه تبدیل به یک بنا شود، باید پاسخی

باشد به نهاد انسان .

لویی کان پروژه؛ یعنی شالوده دادن به یک فرم، درون یک نظم

لویی کان معماری وجود خارجی ندارد. تنها اثر معماری است که وجود دارد. معماری در

ذهن موجود است. شخصی که یک کار معماری انجام می‎دهد، در حقیقت آن را به روح

معماری عرضه می‎کند . . . روحی که سبک نمی‎شناسد، تکنیک نمی‎شناسد، متد

نمی‎شناسد و تنها منتظر آن است که خود را به معرض نمایش بگذارد. بدین ترتیب

معماری تجسم واقعیات غیر قابل سنجش می‎باشد

لویی کان معماری از جایی شروع می شود که عملکرد کاملاً شناخته شده و مشخص

است

لویی کان معماری به عنوان خلقتی هنری برای برآوردن یک نیاز نیست بلکه آفریدن یک

نیاز است معماری شناسایی همگن فضاهایی است متناسب با عملکردهای خاص

انسانی معماری سازندگی ذهنی فضاها است

فرانک لوید رایت معمار بایستی یک پیامبر باشد ... یک پیامبر به مفهوم واقعی کلمه

اگر او قادر نباشد حداقل ده سال جلوتر را ببیند، نمی­توان او را یک معمار نامید.

میس ون دروهه معماری زمانی آغاز می­شود که شما دو آجر را با دقت پیش هم می­گذارید.

میس ون دروهه معماری در جئیات است ...

میس ون دروهه معماری چیزی جز تمنای زمان برای فضایی زنده متغیر و جدید نیست. درست است که معماری بر روی حقایق مسلم بنا گردیده است اما زمینه کار اساسی آن تسلط معانی است. معماری، اراده زمان است که به فضا تبدیل شده است. زنده، شاداب و جدید

لوکوربوزیه من ترسیم­کردن را به حرف­زدن ترجیح می­دهم، زیرا ترسیم­کردن سریع­تر است و مجال کمتری برای دروغ­ گفتن باقی می­گذارد.

لوکوربوزیه معماری، بازی استادانه، صحیح و باشکوهی از احجام ترکیب شده در زیر نور می باشد. معماری، فرهنگ عمومی است.
لوکوربوزیه معماری فرم ها، حجم ها، رنگ ها، آکوستیک و موسیقی است. نور و سایه، بلندگوهای معماری اند.
لوکوربوزیه اینکه معماری در لحظه‎ای از خلاقیت بوجود می‎آید، یک حقیقت انکارناپذیر است، زمانی که ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تأمین خواسته‎هایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالی‎تر‎ از تأمین نیازهای صرفاً کارکردی برانگیخته می‎شود و آماده می‎گردد تا توانایی‎های شاعرانه‎ای را به معرض نمایش گذارد که ما را برمی‎انگیزانند و به ما لذت و سرور می‎بخشندلوکوربوزیه معماری غیر از نمایش ساخت و پاسخ دادن به نیاز‌ها است.(منظورم از نیازها استفاده ،راحتی و آسایش عملی است)

فیلیپ جانسون من از تعطیلات متنفرم. اگر شما می­توانید ساختمان­هایی را بسازید، چرا باید در کنار دریا بنشینید؟

فیلیپ جانسون معماری هنری است شگفت انگیز روشنگر و آزادی ساز هنر معماری عبارتست از طرحهای فردی ای که با نقاشی و تندیس رقابت می کند در واقع معماری تنها ایجاد انواع جدید فضاها است
تادائو آندو خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل می­گردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان می­شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبان­های دیگر قادر به ابراز آن هستند

تادائو آندو وظیفه معماری درک منطق توصیف ناشدنی مکان است

تادائو آندو معماری باید کاملاً با اطراف هماهنگی داشته باشد

سانتیاگو کالاتراوا هندسه مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می­یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه­های زاینده و مهم الهام هستند

فرانک گهری من بیشتر وقتم را صرف کارفرماها می­کنم. زیرا معتقدم این کار ما را به پیش می­برد و آنها هم به آنچه که می­خواهند، می­رسند و از کار احساس رضایت می­کنند. این روند باعث می­شود آنها بدانند که شما مسائل آنها را می­شنوید. همچنین این تعامل موقعیت ابداع را برای شما فراهم می­آورد

ویلیام موریس معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه می‎کند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمی‎توانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند

جان راسکین تعریف درست معماری بطوریکه آن را از یک مجسمه متمایز کند، عبارت است از هنر طراحی مجسمه برای یک مکان خاص و جانمایی آن در آنجا بر اساس مناسب‎ترین اصول ساختمان

جان راسکین معماری هنر مرتب کردن و تزیینات بنا‌های ساخته شده توسط بشر به هر مقصودی است به قسمی که در ساده‌ترین نگاه سلامت، نیرو و لذت بردن روح را میسر نماید

اتین لویی بوله معماری چیست؟ آیا من آن را همسو با ویتروویوس به عنوان هنر ساختمان تعریف خواهم کرد؟ نه. این تعریف دارای یک اشکال اساسی است. انسان برای ساختن باید از تصور خود استفاده کند. نیاکان ما کاشانه‎شان را تنها پس از اینکه شکل آن را تصور می‎کردند، می‎ساختند. این فرآورده ذهنی و خلاقیت هست که معماری را تشکیل می‎دهد، اینک ما می‎توانیم آن را به عنوان هنر تولید هر نوع ساختمان و به حد کمال رساندن آن تعریف کنیم. بدین ترتیب هنر ساختمان تنها یک هنر ثانوی است که به نظر می‎رسد برای نامیدن بخش علمی معماری مناسب باشد
آدولف لوس زمانی که ما با یک تپه و توده خاک به طول شش فوت و عرض سه فوت در جنگل روبرو می‎شویم که با استفاده از بیل به شکل یک هرم روی هم انباشته شده است، به فکر فرو می‎رویم و چیزی در درون ما می‎گوید: اینجا کسی دفن شده است. آن توده خاک معماری است

آدولف لوس معماری چیزی نیست جز یادمان‌ها و مقبره‌ها

سرنیکولاس پوزنر آلونک چتری دوچرخه یک ساختمان است و کلیسای لینکلن (Lincoln Cathedral) نمونه‎ای از معماری می‎باشد. تقریباً هر چیزی که فضا را به میزان کافی برای انسان محصور می‎کند تا آدمی به درون آن نقل مکان کند، یک ساختمان است. اصطلاح معماری تنها ساختمان‎هایی را در برمی‎گیرد که با هدف برخورداری از جاذبه زیبایی‎شناسانه طراحی شده‎اند

آلوار آلتو معماری علم نیست. معماری فرایند ترکیبی عظیم است که هزاران کارکرد معین انسانی را به هم تلفیق می کند و همان معماری
باقی می ماند. نیت معماری ایجاد هماهنگی میان جهان مادی و زندگی انسان است

برونوزوی معماری هنر ساختن فضا است

فرانسیسکو میلیزیا معماری هنر ساختن است

برنارد چومی معماری، به چهره ای نقاب پوش می ماند نمی توان به راحتی نقاب را پس زد. همواره مخفی است در پس طرح ها، دریافت ها، عادت ها و قید و بندهای فنی، اما همین دشواری در پس زدن نقاب معماری است که آن را این همه خواستنی می‏کند. این‏نقاب‏زدایی لذت‏معماری است

رابرت ونتوری معماری، یک ساختمان است با دکوراسیون به کار رفته

ژاک دریدا معماری کوششی است برای آنکه پیوند بین خود و فلسفه را استوار سازد و آن را قابل تصور نماید
حسین سلطان زاده معماری تنها هنری است که می توان آن را بازتاب گستردة فرهنگ جامعه دانست و از جمله تخصص هایی است که از دانش ها، فنون و هنرهای گوناگون ترکیب شده است

ژان نوول اگر کسی بخواهد به تعریف معماری امروز بپردازد باید تعریف خود را با شمردن کارهایی که معماری بدان نمی پردازد آغاز کند. معماری، حالت و ادامة جهان، نفی هرج و مرج و ماجرایی در بطن غیر ارادی است

ژان نوول معماری قبل از هر چیز شیوه تفکر و مخصوصاً تحلیل است. معماری تجربه نیست. بنابراین هر نوع معماری باید خاص باشد

هانس هولاین معماری، نظمی معنوی است که در ساختمان هاتجسم یافته است. معماری یک مفصل ارتباطی است یعنی به یک بعد اضافی عینیت بخشیدن

هانس هولاین معماری واقعی در عصر ما در حال تعریف جدیدی از خودش به عنوان یک واسطه و توسعة دامنة بیان خودش است. همه چیز معماری است. معماری رمز آلود، تداعی کننده و دو جنبه است

هانس هولاین همه معمارند و همه چیز معماری است

نورمن فاستر معماری چیزی نیست که در ذهن منتقد باشد معماری در مورد زندگی واقعی است، درباره مردم است، درباره مسکن دادن به مردم و تأمین نیازهای ایشان است

هرمان موتسیوس معماری، وسیله واقعی سنجش فرهنگ یک ملت بوده و هست. هنگامی که ملتی می تواند مبل ها و لوسترهای زیبا بسازد اما هر روزه بدترین ساختمان ها را می سازد، دلالت بر اوضاع نابسامان و تاریک آن جامعه دارد؛ اوضاعی که در مجموع، بی نظمی و عدم قدرت سازماندهی آن ملت را به اثبات می رساند

اتو واگنر هنر به طور کلی و معماری به طور خاص نشانگر سیستم معتبر ارزش گذاری در هر دوره هستند

یورگ گروتر معماری، مجموعه ای است کم و بیش پیچیده، از سیستم های فضایی که بر یکدیگر تأثیر می گذارند، یکدیگر را می پوشانند، در یکدیگر تداخل می کنند و با یکدیگر به رقابت می پردازند پیتر آیزنمن معماری در حضور و بینش خود به عنوان سرپناه و عرفاً خانه و کاشانه ریشه دوانیده است. معماری، محافظ هستی است و آخرین سنگر مکان معماری، لامکانی را فرو می نشاند. زیرا لامکانی موقعیت متناقض را دامن می زند
پیتر آیزنمن معماری امروز ما باید منعکس کننده شرایت ذهنی و زیستی ما باشد و آنچه که در معماری امروز ما مورد غفلت قرار گرفته بخشی از زندگی ما است

رم کولهاس معماری آمیزه ایست پر تناقض از توانایی و ناتوانی

زیگفرید گیدگون معماری محصول شرایط و عوامل فراوانی مانند عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، علمی، فنی، و عادات و رفتار آدمی است معماری، معیار اشتباه ناپذیری از رویدادهای زمانی را بدست می دهد برنارد چومی معماری همیشه در مورد رویدادی بوده که در فضا رخ می‏دهد تا درباره خود فضا.اگر معماری هم مفهوم و هم تجربة فضا و کاربرد، ساختار و انگارة نمودی (نه سلسله مراتبی) است. پس معماری می تواند به جدا ساختن این مقوله ها خاتمه دهد و آنها را به صورت ترکیبهای بی سابقه برنامه ها و فضا ها را در هم ادغام کند. معماری باید به عنوان ترکیب فضاها، رویدادها و حرکت ها بدون هیچ سلسله مراتبی یا اولویتی میان این مفاهیم دیده شود. معماری تنها نظمی است که بنا بر تعریف، مفهوم و تجربه، تصویر ذهنی و ساختار را در هم می‏آمیزد. معماری، مکان ترکیب تمایزهاست

داراب دیبا معماری همیشه آینة انسان و آرزوهایش بوده است.* زبان بیان معماری های جهان بر هندسه استوار است.

داراب دیبا در شکل گیری معماری های جهان بدون شک ارزشهای فنا ناپذیر و جاویدان

حضور دارند که فصل مشترک آن موجودیت انسان در زمین و جهان بینی اوست.

سیمون آیوازیان معماری، وسیله و دستاوردی است برای رسیدن به عمق حیات و روح آفرینش و در نهایت رسیدن به آرامش و وحدت

کامران افشارنادری معماری انتظامی است با طبیعتی پیچیده که مباحث مختلف از فلسفه و جامعه شناسی تا ریاضیات و تکنولوژی در آن مطرح می باشند.معماری به دلیل ارتباط مستقیم با زندگی عینی انسان ها، مملو از عناصر و فضاهایی است کهدارای معنای عمیق فرهنگی و القا کننده احساساتی بسیار قوی می باشد. معماری بحث طراحی فرم است و نیازمند آن است که بین تأثیرات لحظه ای حسی و ادارک پایدار فضای هستی، تعادل برقرار کند. معماری هنر به نظم آوردن فضا است

آنتونیوگائودی معماری مانند موجودی زنده است و فضایی پویا که دنیاهای درون و برون را به یکدیگر وصل می کند

اسوالدماتیاس اونگرس معماری هیچ ارزش مطلقی را بیان نمی کند، بلکه معماری نسبتی است از درگیریهایی دائمی و بحث های تحلیلی با عناصر واقعی

یاکوب بکما معماری بخشی از یک فرایند تولید فضا است

کلوتز ما باید تمام ساختمان های جدید را تا حدود زیادی مرتبط با محیط آنها بدانیم زیرا معماری، بوم شناسی است

مارسل پلو معماری مانند همه رسوم اجتماعی، بازتابی از تمدن است. تمام چیزهای موجود در معماری کیفیت ابداع دارد

کاتسو هیروکوبایاشی معماری، هنری است که بشر را عمدتاً با قدرت ذاتی فرم خود مسحور می کند

گالوانو دلادلیه معماری ایده ها و ارزش ها را به وسیله سیستمی از علایم بیان می کند

ویتور ویوس اولین شخصی که گفت معماری هنر است

والتر گروپیوس از قاشق غذاخوری تا شهر دامنه کار معمار را تعریف می‌کند

اتیون لوییس بوله معماری چیست؟ آیا معماری هنر ساخت‌و‌ساز است؟ یقیناً خیر

تویوایتو معماری پدیده شهری است

ل‌.بنه‌ووله معماری مدرن از تغییرات فنی، اجتماعی و فرهنگی ناشی از انقلاب صنعتی، زاده شده

کریستین نور برگ-شولتز شاید به این نتیجه برسیم که صفت کمال معماری در گرو سه معیار اساسی است، نقش ساختمان، شکل و فنون

میرمیران معماری رد زمان است بر فضا
 
منبع : سایت انجمن جنرال
نوشته شده توسط جواد در 16:55 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390

چگونه یک پرسپکتیو رسم بکنیم

چگونه یک پرسپکتیو رسم کنیم ؟


سه نما:

برای شناخت کامل یک حجم باید سه نمای آنرا داشته باشیم (مشخصات کامل اندازه، حجم، ارتفاع، ضخامت).

سه نما= ۱- نمای جلو (نمای مقابل) ۲- نمای سر (نمای بالا) ۳- نمای پهلو (جانبی).

ادامه در ادامه مطلب

نمای جلو:

نمای اصلی یک حجم.

نمای پهلو یا جانبی:

چنانچه حجم را در حالی که نمای جلوی آن دیده میشود ۹۰ درجه بگردانیم نمای سمت چپ حجم را خواهیم دید که این نما ارتفاع، ضخامت مکعب مستطیل را به ما نشان میدهد.

نمای سر (بالا – افقی)

چنانچه مکعب مستطیل را در حالی که نمای جلوی آن دیده میشود ۹۰ درجه به سمت پائین بچرخانیم نمای بالای آن دیده میشود که این نما نیز عرض و ضخامت حجم را نشان میدهد ( بنابراین با ترسیم سه نما اندازه اصلی یک حجم بدست می آید).

پرسپکتیو

خصوصیات هر پرسپکتیو:

۱- فاصله                           ۲- زاویه دین              ۳- ارتفاع ناظر

سه بعدی

-        تصاویر مجسم و موازی شامل قائم، مایل (ابلیک) که قائم شامل ایزومتریک و دیمتریک.

-        تصاویر مجسم مرکزی (پرسپکتیو)

ایزومتریک:

رسم ایزومتریک براساس اصول سه محورOx,Oy.Oz   میباشد. در این حالت دو محور Ox.Oy با خط افق زاویه ۳۰ درجه و محور Oz عمود بر خط افق در نقطه O رسم میگردد. اندازه این نوع تصاویر تصویر مجسم با مقیاس ۱:۱ میباشد.

لازم به توضیح است که طول هر خط در تصاویر ایزومتریک بر روی سه محور به اندازه ۸۲/۰ طول واقعی میباشد.در واقع ترسیم اضلاع تحت قاعده ایزومتریک به اندازه ۱۸% از اندازه اصلی بزرگتر رسم میشوند و آن بدلیل سهولت در امر نقشه کشی میباشد.
 

 

دیمتریک:

ترسیم دیمتریک نیز بر اساس رسم سه محور کمکیOz,Oy,Ox بوده ، معمولاً محور Oy تحت زاویه حقیقی ۲۵ً و ۴۱ درجه قابل ترسیم است که با تقریب اضافی اندازه آن بر ۴۲ درجه انتخاب میگردد. محور Ox تحت زاویه ۷ درجه واقع شده به اندازه طول هر خط بر روی محور Ox,Oz  برابر با ۹۴/۰  طول حقیقی و اندازه خط روی محور Oy به انداز ۴۷% طول واقعی میباشد.بر روی محور Oy به اندازه ۲/۱ طول حقیقی و دو اندازه دیگر و برابر طول حقیقی ترسی میگردد که به اندازه ۶% از اندازه واقعی بزرگتر است.

رسم زاویه های ۷ درجه و ۴۲ درجه در تصویر دیمتریک:

اول خطی را رسم کرده و آنرا به ۷ قسمت مساوی تقسیم، اولین قسمت را امتداد میدهیم به طرف محور x و زاویه بوجود آمده از این امتداد تقریباً ۷ درجه میباشد. و در آن سمت هفتمین قسمت از خط تقسیم شده برابر ۴۲ درجه میباشد. (البته این زاویه ها به صورت تناسبی بوده)

نحوه ترسیم دایره در پرسپکتیو

در مرحله اول دایره را در یک مربع محیط میکنیم و در مرحله بعد مربع را رسم کرده و بعد از رسم مربع دو عمود اخراج میکنیم از چهار گوشه مربع و همچنین از تلاقی این عمود ها دو نقطه بوجود می آید که با مرکزیت هریک از این دونقطه شعاعی رسم میگردد که با رسم این دو نیم دایره یک بیضی بوجود میآید که (دایره در پرسپکتیو تبدیل به بیضی میشود).

مایل (ابلیک):

که شامل کاوالیر ، جنرال، کابینت، پلان ابلیک، نما ابلیک که هریک از اینها را با رسم شکل نشان میدهیم.

۱-  کاوالیر: تمام اندازه ها حقیقی .
 

 

۲-    جنرال: هر سه ضلع اندازه ۳/۲ یا ۴/۳ کوچکتر میشود.

              
کابینت: تمام اندازه ها نصف میشود.
 

 

۳-  پلان ابلیک: اندازه ها حقیقی که به دوصورت دو زاویه ۴۵ درجه و دیگری بصورت یک زاویه ۳۰درجه و یک زاویه ۶۰ درجه میباشد.

 

۴-  نما ابلیک: خط Y 2/1 اندازه حقیقی.
 

 

چند اصطلاح:

Station Point = SP                نقطه دید

E  =(eye)                               چشم

Graund line = G L               خط زمین

Pletute Plane = PP               صفحه مجازی

Horizoh line = HL                خط افق

خط افق= خطی که آسمان را به زمین می دوزد.

          نکته: اگر صفحه تصویر بین شکل و ناظر باشد هر چه به ناظر نزدکتر شود تصویر کوچکتر و اگر این صفحه پشت ناظر قرارگیرد تصویر بزرگتر میگردد.
برای ترسیم یک پرسپکتیو:

۱-    صفحه تصویر و خط افق و خط زمین را ترسیم میکنیم.

نکته: فاصله خط زمین و خط افق همان ارتفاع ناظر میباشد. H

2-  اکنون نقطه مرکز دید را (E) در جایی نزدیک به صفحه تصویر ترسیم مینمائیم. با در نظر گرفتن این موضوع که هرچه نقطه دید به تصویر نزدیکتر باشد پرسپکتیو بزرگتر میشود و بلعکس.

۳-  با توجه به زوایای دید مناسب برای دیدن یک شی زاویه های ۶۰ و ۳۰ درجه از نقطه دید ترسیم کرده تا صفحه تصویر را قطع کند از این نقطه عمودی بر خط افق رسم میکنیم تا خط افق را در نقاط VP1,VP2 قطع کند.

۴-  سپس برای بدست آوردن ارتفاع یکی از اضلاع موازی مخروط را (که ضلع موازی مخروط ۳۰درجه پیشنهاد میشود) را امتداد داده تا صفحه تصویر را در نقطه H قطع کند. نقطه H نیم خطی بر صفحه تصویر رسم میکند که این نیم خط را محل تقاطع نیم خط H, HB` با خط زمین (GL) نقطه صفر ما محسوب میگردد که این نقطه راO نامگذاری میکنیم  از نقطه O به میزان ارتفاع شکل جدا کرده و آن را H محسوب میکنیم.

اکنون برای بدست آوردن پرسپکتیو چهار ضلعی A,B,C,D به ترتیب زیر عمل میکنیم.

از نقطه E  (نقطه مرکز دید) به هریک از رئوس A,B,C,D وصل کرد و امتداد داده  تا صفحه تصویر را در نقطه A1,B1,C1,D1 قطع کنید. از هریک از این نقاط عمودی بر صفحه  تصویر رسم میکنیم و آنها را به ترتیب A0,B0,C0,D0 مینامیم، با در نظر گرفتن اینکه نزدیک رأس به ما نقطه A میباشد از Vp1 به نقطه Oوصل کرده تا خطوط A0, B0 را در نقاط A`,B` قطع نمائیم خط A`B` پرسپکتیو AB میباشد سپس از A` به Vp2 وصل کرده تا خط D0 را در نقطه D` قطع نماید از نقطه D` به Vp1وصل نمایم تا خط CO را در نقطه C` قطع نماید اکنون میتوانیم با وصل کردن نقاط B`,C` به یکدیگر چهارضلعی A`,B`,C`,D` را بدست آوریم.

 برای رسم ارتفاع این حجم

از Vp1 به H وصل مینمائیم وآن را امتداد می دهیم تا A0 , B0در نقاطA`B`قطع نماید ادامه ترسیم همچون مرحله پیش میباشد.

۱-   پس از پاک نمودن خطوط اضافه ونیز خطوط ندید(برای نشان دادن خط ندید هم میتوان از خط چین استفاده نمود)هال پس از پاک کردن خطوط ندید مکعب A`,B`,C`,D` – A”,B”,C”,D”نمایان میشود.

۲-   توصیه>مخروط دید را ۳۰و۶۰درجه ترسیم کنید.
ترسیم پرسپکتیو به گونه ای که به جای سقف کف دیده شود:

۳-   همانند تمرین قبل این کار را نجام می دهیم تا جایی که ارتفاع را بدست می آوریم وبه جای اینکه از روی خط اچ ال جدا کرده و به بالا می بریم هال ادامه مراحل همانند تمرین قبل است.

پرسپکتیو۱نقطه ای:

همانند قبل خطوط زمین و افق وصفحه تصویر را رسم میکنیم ولی خروط دید را ۴۵درجه رسم میکنیم ونقطه گریز را عمودی رسم می کنیم از نقطه دید ناظر خط HL را قطع کند(Vp)بعد برای بدست آوردن ارتفاع ضلع بالایی را امتداد می دهیم تا روی خط زمین مستطیلی درست شود بعد از نقطهE  مانند حالت قبلی به نقاط مستطیلی وصل کرده و عمودی اخراج می کنیم سپس از نقطه Vp به A1 وبعد به سمت B1 وصل می کنیم به طوری که ارتفاع را درصفحه (روی خط زمین قطع کند)

سپس از نقطهVpدوباره بهA1,B1وصل می کنیم این بار از روی ارتفاع وصل می کنیم.

پرسپکتیو یک نقطه ای(شیوه دوم)
 

 

طریقه ترسیم دایره در پرسپکتیو۳۰و۶۰درجه:

همانند گذشته بعد از ترسیم مخروط دید وقرا دادن دایره در آن دایره را در مربعی محاط کرده به طوری که دایره بر روی وسط هر ضلع مربع با مربع نقطه تقاطعی ایجاد کند

هال از نقطه دید به هر یک از این نقطه تقاطع خطی رسم کرده و امتداد می دهیم تا به خط زمین برسد.هال از امتداد این ۴خط به صورت قائم چهار گوشه دایره به دست می آید که همانند قبل که گفته شد دایره در پرسپکتیو به صورت بیضی نشان داده می شود.

نکته:برای ترسیم دایره بهتر است که دایره دورتر از نقطه دید باشد تا دایره پرسپکتیو جالب تری به تصویر کشیده شود.
 

 

طریقه ترسیم گنبد در پرسپکتیو۳۰و۶۰درجه:

همانند ترسیم دایره است فقط با فرق اینکه به این دایره نیز ارتفاعی داده می شود.
طریقه کشیدن پنجره در پرسپکتیو ۳۰ و ۶۰ درجه:

 

برای این کار همانند گذشته مخروط دید را رسم کرده، حال پلان را در آن قرار میدهیم که خطی از پلان موازی با ۳۰ درجه و خطی دیگر موازی با ۶۰ درجه همانند قبل خطوطی را از نقطه دید به تمام گوشه های اضلاع رسم کرده تا خط تصویر امتداد میدهیم حال از اینها عمودهای اخراج میکنیم مانند تمرین گذشته. از پنجره ای در پلان بود خطوط را اخراج کردیم و با امتداد این خطوط و جدا کردن ارتفاع از زمین که ارتفاع پنجره از زمین محسوب میشود و با کم کردن ارتفاعی از سقف کف و سقف پنجره بدست میآید حال پنجره را در پرسپکتیو مشاهده میکنید البته با دیدن ضخامت دیوار این پنجره یا این شکل به صورت جزابتری مشاهده میشود.

طریقه کشیدن قوس در پرسپکتیو ۳۰ و ۶۰ درجه:

برای این کار همانند گذشته مخروط دید را رسم کرده، حال پلان را در آن قرار میدهیم که خطی از پلان موازی با ۳۰ درجه و خطی دیگر موازی با ۶۰ درجه همانند قبل خطوطی را از نقطه دید به تمام گوشه های اضلاع رسم کرده تا خط تصویر امتداد میدهیم حال از اینها عمودهای اخراج میکنیم مانند تمرین گذشته. که فقط برروی قوسی که در پلان مشاهده میشود نقطه ای مگذاریم و آنرا هم امتداد میدهیم که این نقطه در پرسپکتیو همان نقطه اوج قوس میباشد این کار همانند کشیدن پنجره است که ارتفاع آن تا سطح زمین و ارتفاع آن تا سقف را جدا میکنیم و از گوشه ها به نقطه اوج قوس وصل میکنیم بصورت نیم دایره حال قوس ما کامل است

 

منبع : سایت نقش نگار

http://www.naghsh-negar.ir/

نوشته شده توسط جواد در 11:2 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390

سخن معمار

میس وندروه :

((کمتر بیشتر است ))مدرن

لویی سالیوان :

((تزئینات خیانت است )) مدرن

والترگریپیوس :

((فرم تابع عملکرد است ))مدرن

کوربوزیه :

((خانه ماشینی است برای زندگی ))

پنج اصل کوربوزیه :

۱-ستونها ساختمان ها را از روی زمین بلند کرده است .

۲-بام مسطح و باغ بر روی بام

۳-پلان آزاد

۴-پنجره های طویل

۵-نما آزاد

چارلز جنکز :

بیشتر متفاوت است .(پرش کیهانی)

فرم تابع دیدگاه جهان کنونی است (پرش کیهانی).

فیلپ جانسون در رابطه با موزه گوگنهایم گری در بیلبائو:

کار گهری گفتاری نیست . این هنر است . من همواره گفته ام لغت هنر را از بین می برد .

 

 

نوشته شده توسط جواد در 16:18 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم فروردین 1390

بقعه هارونیه

در 25 کیلومترى شمال غربى مشهد در حاشیه غربى جاده مشهد - طوس، بنایى ناشناخته و پر رمز و راز قرار دارد. بقعه «هارونیه » بنایى است مکعب شکل و آجرى که در قلب دشت طوس واقع گردیده است. این بنا از نظر عظمت، قطر پایه ها، قدرت ایستایى در کف و گنبد داراى معمارى خاص است و توجه به این نکته که هارونیه یگانه اثر برجاى مانده از شهر باستانى طوس است، اهمیت آن را مشخص تر مى سازد.

بناى هارونیه چنان که گفته شد تنها بناى بازمانده از شهر کهن طوس است. عوام آن را به نام «زندان هارون » مى شناسند و احتمالا به این دلیل «هارونیه » خوانده مى شود، حال آن که نه تنها بنا از لحاظ شکل و نقشه هیچ گونه شباهتى به زندان ندارد، بلکه طبق مستندات تاریخى نمى توان هیچ گونه ارتباطى بین این اثر و هارون الرشید خلیفه عباسى یافت; زیرا هارون در سال 193 هـ ق وفات یافته است در حالى که اصل بنا را با توجه به شکل معمارى، از دوره ایلخانى (قرن هشتم هجرى) مى دانند که بخشهایى در دوره تیمورى به آن الحاق شده است. از طرف دیگر به دلیل تشابه سبک معمارى بنا به معمارى رازى، (1) این بنا را مربوط به قرن ششم هجرى مى دانند.

در حفاریهایى که به سال 1354 در این بنا صورت گرفت، ضمن پیدا شدن سفالهاى مربوط به دوران سلجوقى، تیمورى و صفوى، جرز بسیار قطورى از سنگ و ملات ساروج که کاملا یادآور پى بناى آتشکده هاى ساسانى است مشاهده شد و نتایج آثار بدست آمده حاکى است که پى این بنا سابقه اى خیلى پیش از قرن ششم داشته است.

پس از بررسى بنا و مطالعه نظریات مختلف محققان سؤالى براى نگارنده پیش آمد که این بنا از چه زمان و توسط چه کسى هارونیه نامیده شد. بررسى سفرنامه ها و نوشته هاى جهانگردان و پژوهشگران داخلى و خارجى که از حدود صد سال قبل تاکنون در نوشته هاى خود به این بنا اشاره کرده اند نشان داد که تنها عوام و مردم بومى بودند که بنا را نخست نقاره خانه و سپس زندان هارون نامیدند و بر اثر آن نام «گنبد هارون » هم بعدها به کار برده شد.
به نظر نگارنده با توجه به این که معمولا ساکنان اطراف بناهاى تاریخى و محوطه هاى باستانى در مورد آثار مجاور مساکن خویش داستانها و افسانه هایى مى سازند که اغلب با واقعیت مطابقت ندارد، نامیده شدن این بنا نیز با عنوان هارونیه از طرف ساکنان نمى تواند ارزش تحقیقى یا مبناى تاریخى صحیحى داشته باشد. به همین ترتیب است برج واقع در لاجیم مازندران که به یادبود بانویى از سلسله آل باوند بنا گردیده اکنون به نام امامزاده عبدالله شهرت یافته است، یا مقبره ارسلان جاذب سپهسالار دوره غزنویان در سنگ بست که عوام آن را «قبر ایاز» مى دانند.

کاربرى بنا
در هدف از احداث بنا و کاربرى آن نیز اختلاف نظر وجود دارد، برخى این مکان را مدرسه یا خانقاه و همچنین مدفن امام محمد غزالى مى دانند (قرن ششم) و برخى دیگر آن را مسجدى مى دانند که بعد از هجوم مسلمانان به ایران بر روى آتشکده ساسانى ساخته شده است. از آنجا که در قسمت شمالى بنا، یک ردیف اتاق دیده مى شود، این سؤال در بیننده ایجاد مى شود که این مکان باید محل تدریس و مکان علمى باشد، با این فرضیه مى توانیم ارتباط اثر را با امام محمد غزالى دریابیم.
چرا که امام محمد غزالى پس از آن که تدریس در نظامیه بغداد را نپذیرفت در طوس ماند و همان جا خانقاهى براى صوفیان و مدرسه اى براى طلاب دایر کرد و شبانه روز خویش را به عبادت خدا و خدمت به خلق مى گذراند. هنگامى که سرگرم این کار بود ناگهان اجلش فرا رسید و در طابران طوس که موطن وى بود بدرود زندگى گفت و در همان جا مدفون گشت. پس از اتمام مرمت ساختمان سازمان حفاظت آثار باستانى سنگ مقبره اى به عنوان یادبود امام محمد در جلو آن نصب کرده است.

عبدالحمید مولوى با استناد به برخى منابع تاریخى، هارونیه را خانقاه خواجه عثمان بن هارون استاد معین الدین چشتى قطب صوفیه چشتى در هند مى داند، که به یادبود پدرش در قرن ششم خانقاهى در طابران طوس ساخته است. وى این نظریه را که بنا خانقاه و مقبره امام محمد غزالى بوده رد مى کند چرا که مورخان و جهانگردانى که از قرن ششم و هفتم به بعد به طوس سفر کرده اند، مدفن غزالى را خارج از باروى شهر (قبرستان عمومى شهر) ذکر کرده اند حال آن که برطبق برخى منابع مکتوب، هارونیه داخل حصار طوس قرار داشته است.

تحقیق در موقعیت دقیق شهر طوس عهد غزنوى و سلجوقى یا طابران و اختلاف محل آن با طوس مغولى که به دست پسر تیمور ویران شد و تطبیق حاصل تحقیق بر اراضى فعلى طوس ویران ممکن است محل مدرسه و خانقاه غزالى را به مقبره فعلى فردوسى نزدیکتر از محلى نشان بدهد که امروز در آن جا نشان قبر غزالى را باید جست. که لازمه روشن شدن آن حفریات گسترده باستان شناسى در ویرانه هاى طوس است.
نیز باید یادآور شد که ارتباط دادن نامى که در یکصد سال اخیر از طرف عامه مردم مشهد بدون سابقه روایتى مکتوب حتى تا قرن دوازده و سیزدهم هجرى بر این بناى بى نام و نشان قدیمى اطلاق شده و به پس راندنش در تاریخ تا آغاز قرن هفتم و پایان قرن ششم و پیوستنش به اسم پدر مرشدى که معلوم نیست در کجا مى زیسته و در زندگانى چکاره بوده، آن هم به اعتبار شهرت مرید پسرش که خود در مقام مرشد سرشناسى در بلاد هند مى زیسته است، و از آن خانقاه هارونیه اى درست کردن که غزالى در پایان قرن پنجم هـ ق در آن خانقاه به سر برد، درس بدهد، عبادت کند و ریاضت بکشد امرى است که قبول آن خالى از دشوارى نیست.

از مجموعه مطالب تاریخى و خصوصیات معمارى بنا و شباهت سبک آن به سبک رازى و مقایسه با نمونه هاى مشابه همچون آرامگاه علاءالدوله در سمنان، مقبره سلطان سنجر در مرو و قبر بابا لقمان در سرخس، به نظر نگارنده در مقبره بودن بنا هیچ شکى وجود ندارد. غیر از خصوصیات معمارى طاق کوچکى که در ضلع شمالى بنا وجود دارد و جمله «الدنیا ساعة » که بر روى گچبرى آن منقوش است، خود دلیل دیگرى است بر مقبره بودن بنا، چون جمله مذکور را فقط در مقابر به کار مى برند. هر چند حفارى که در موقع مرمت در اطراف بنا انجام شده و مشخص شدن پى بناهایى که در مجاورت آن وجود داشته این گمان را که این مکان بخشى از یک مجموعه معمارى بوده تقویت مى کند.

معمارى بنا
بناى هارونیه کلا آجرى است و هیچ گونه تزئین کاشى در آن به کار نرفته است، این بنا به صورت چهار ضلعى است که ابعاد آن در اضلاع مختلف به علت وجود قناسى نابرابر است. ابعاد آن به ترتیب ضلع شمالى 5/19 متر، ضلع جنوبى 20 متر، ضلع شرقى 28 متر، ضلع غربى 29 متر است. ارتفاع گنبد از کف بنا 26 متر، ارتفاع ایوان 21 متر، ارتفاع گنبد کوچک قسمت شمالى 11 متر، طول و عرض گنبدخانه 12×12 متر و ارتفاع کمر پوش بنا از کف 9 متر است. داراى یک ورودى در سمت جنوب با سردر فوق العاده رفیع بدون تزئینات کاشى و تماماً آجر است و گنبدخانه اى که در سطح وسیعى پوشیده است.
چهار پلکان مارپیچ در گوشه ها و سه اطاق فرعى در ضلع شمالى مى باشد. درون گنبد ساده است مقرنس کاریهایى مربوط به دوره تیمورى در رواق وسطى پشت ضلع شمالى گنبدخانه دیده مى شود.

مقایسه بنا با نمونه هاى مشابه
بقعه هارونیه به خاطر اندازه و انفراد و حجم جمع و جورش بنایى بسیار جالب است و آرامگاه سلطان سنجر در مرو را به یاد مى آورد. مقایسه این دو بنا با بناى جبل سنگ (گنبد جبلیه) در کرمان که از قرن هفتم هـ ق است و روشنتر از دو بناى مذکور خصلت ساسانى در آن آشکار است، پیشرفت معمارى را در مدنظر قرار مى دهد. بناى طوس اگر چه کوچکتر است در تناسب با وقارش به آرامگاه الجایتو شباهت زیاد دارد. شیارهاى عمودى که به نما ظاهرى نیرومند مى دهد سرمشق آن در گنبد سلطانیه است، و پاره اى از اسپرهاى گچبرى مقبره بایزید در بسطام را به خاطر مى آورد.

در مورد شباهت هارونیه با مقبره سلطان سنجر و گنبد سلطانیه مى توان چنین گفت که در هر سه بنا بخش انتقالى حساس از گنبدخانه به گنبدى که در بالاى آن قرار گرفته به طرز زیبایى توسط دهلیزهاى گوشه اى که سه کنج ها را پنهان ساخته انجام پذیرفته است و این حسن عمل برخلاف گنبدهاى اولیه سلجوقى است که در آنها سه کنج ها به صورتى ناهنجار از بیرون نمایان است.
قاعده مدور گنبد که اغلب در دوره هاى پیش فقط به صورت هشت گوشه برهنه اى بود، داراى رواقهایى است که دهلیزهاى آنها با آجرچینى هاى مشبک تزیین شده و بدین طریق بدون این که چیزى از سادگى کل بنا بکاهد، صلابت حجم آن را تعدیل کرده است.

اقدامات حفاظتى انجام شده بر روى بنا تاکنون
مرمت و اقدامات حفاظتى انجام شده بر روى این بنا که از سال 1347 آغاز شده شامل موارد زیر بوده است:
1 - مرمت مقرنسهاى داخل بقعه و رواق پشت.
2 - گچکارى تا لبه غرفه هاى طبقه اول و در بدنه هاى داخلى بقعه و رواق پشت
3 - خاک بردارى و سونداژ در کف بقعه به عمق حدود دو متر
4 - ایجاد کوره پوش و پوشش محل خاکبردارى مذکور
5 - پى بندى پایه هاى داخلى تا ارتفاع متوسط 20/1 متر با آجر مشابه و ملات ماسه سیمان
6 - آجرفرش کف بقعه با آجر چهارگوش و ملات ماسه سیمان
7 - چیدن سردر ایوان اصلى و پوشش طاق ایوان
8 - تعمیرات نماهاى خارجى تا لبه پشت بام در قسمتهاى ریخته شده
9 - خاکبردارى و ایجاد کوره پوش و کفسازى مجدد پشت بام با آجر مشابه و ملات ماسه و سیمان و بندکشى قسمت فوق الذکر.
10 - احیاى مجدد طاق نماهاى پشت سر در ایوان اصلى در قسمت پشت بام.
11 - پوشش دوم دور گنبد.
12 - کوره پوش و پى بندى دور بنا به منظور جلوگیرى از نفوذ رطوبت.
13 - محوطه سازى دورتادور بنا به عرض 5 تا 10 متر.
14 - ایجاد شبکه نوررسانى و نصب پروژکتور در محلهاى متناسب.
15 - قراردادن سنگ یادبودى براى امام محمد غزالى طوسى در جلو بنا.
16 - محصور کردن محوطه و تهیه و نصب درب ورودى.
17 - قیروگونى و آسفالت کردن بام بنا در سال 1367 به منظور جلوگیرى از آسیب دیدن بیشتر در مقابل بارندگى. (2)

بررسى وضع موجود
گرچه هارونیه پس از اقدامات مرمتى و حفاظتى که بر روى آن انجام شده بنایى نسبتا سالم و یکدست مى نماید و با مقایسه تصاویر آن در قبل و بعد از مرمت درمى یابیم که ساخت و ساز مجدد بخشهاى فروریخته و تخریب شده هارونیه موفقیت آمیز بوده است، اما با نگرشى فنى و علمى، مى توان اشکالاتى بر این مرمت گرفت.
عدم تشخیص بخشهاى بازسازى شده و قدیمى بنا از یکدیگر، از معایب این مرمت به شمار مى رود. با توجه به مصالح بکار رفته در این بنا استفاده از آسفالت براى پوشش بام و جلوگیرى از نفوذ رطوبت ناهنجار به نظر مى آید. معماران مرمت کار مى بایستى از پوشش مناسب و متناسب با مصالح موجود (از جمله ساروج یا قیر چارو) (3) استفاده مى نمودند.

آبروهاى تعبیه شده در بامهاى آسفالت پوش و انتقال آب از بام بلندتر به بام کوتاهتر، موجب نفوذ رطوبت به دیواره هاى فوقانى بنا گردیده است به طورى که در بعضى نقاط پوششى از جلبک بر سطح دیواره ها به چشم مى خورد.

شواهدى که در دست است حاکى از آن است که هارونیه داراى درب ورودى عظیمى بوده است. آنچه از این درب باقى مانده، پاشنه اى است که در محل یافت شده است. در حالى که بعد از مرمت و به جهت حفاظت داخل بنا درب چوبى ساده اى براى ورودى آن تعبیه شده، که فاقد هویت است و هیچ گونه سازگاریى با روح بنا ندارد. در تمامى دیواره ها از سطح زمین تا ارتفاع تقریبى 5/1 متر آثار نم مشاهده مى شود.
طبعا این رطوبت در دراز مدت موجب سست شدن تدریجى دیواره ها و در نهایت تخریب مصالح آن مى گردد. از دیگر آثار تخریب در بنا ترکهاى متعددى است که در سطوح مختلف دیده مى گردد. بسیارى از این ترکها سطحى است، که در اثر رطوبت پشت بام و یا متفاوت بودن نوع مصالح است. تنها ترکى که جدى به نظر مى آید در دهلیز فوقانى و کنار درب ورودى است که به احتمال قوى در اثر رانش نیروها در گنبد ایجاد و باعث گسستگى یکى از طاقها شده است.

مقرنسها و تزئینات داخلى بنا از بین رفته و آنچه که از مقرنس و گچبرى در داخل ساختمان وجود دارد همگى مرمت شده است. تنها نمونه مقرنسى که از اصل بنا بجاى مانده (و به گفته یکى از مرمت کارها بخشى از مقرنسهاى داخلى از روى آن بازسازى شده) مقرنس داخل محراب جبهه شمالى (خارج بنا) است که در مرمت قبلى پوششى شیشه اى براى محافظت آن در نظر گرفته شده که مفید واقع نشده. (در حال حاضر این پوشش وجود ندارد).

پاورقی:
(1)
معمارى رازى: چهارمین شیوه معمارى ایرانى است که از اواخر قرن چهارم هجرى آغاز و تا اواخر قرن هفتم هجرى ادامه دارد. از مهمترین آثار این شیوه مى توان به مقبره امیراسماعیل سامانى در بخارا و گنبد نظام الملک مسجد جامع اصفهان اشاره کرد. نگاه کنید به: پیرنیا، محمد کریم، شیوه هاى معمارى ایرانى، تهران، مؤسسه نشر هنر اسلامى، 1369.
(2) مقرنس: سقف یا گنبد گچ برى شده، بناى بلند و عمارت عالى که در سقف آن نقش و نگار برجسته یا پله پله از گچ درست کرده باشند. نگاه کنید به: زمانى، عباس «مقرنس تزئینى در آثار تاریخى اسلامى ایران»، مقاله: معمارى ایران، ج 2، گردآورنده: آسیه جوادى، بى جا، تهران، 1363.
(3) قیر چارو: این ملاط که بسیار در برابر نفوذ آب مقاوم است به گونه زیر تهیه مى شود: گچ سفید نیم پخته کوبیده + گل کوزه گرى شسته و آسیا شده یا گل ارمنى + شکر سنگ یا سنگ مها (نوعى مرمریت شبیه به چینى شکسته که در رودخانه کرج بسیار یافت مى شود). از این سنگ دانه هاى «گاورس» به اندازه ذرت تهیه مى کنند و بعد شیر آهک و شیره سوخته انگور را به جاى آب در این معجون به کار مى برند و پشم شتر را به آن مى افزایند. نگاه کنید به: ورجاوند، پرویز، «خشت و نقش عامل پوشش و اندود در حفظ بناهاى خشتى» مقاله معمارى ایران، ج 2، گردآورنده: آسیه جوادى.

برگرفته از سایت http://www.tahoorkotob.com
نوشته شده توسط جواد در 21:33 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389

پیش ساختگی

تعريف پيش ساختگي

o     عبارت است از ساخت اعضا  سازه ای  در کارخانه به صورت انبوه و سپس نصب   و یک پارچه نمودن آنان در مرحله  اجرا   به صورتی که بتوانند عملکرد مورد انتظار را برآ ورده سازد.

 

انواع پيش ساختگي

o     1-بتني

o     2- فلزي

o     3- چوبي

o     4-ساير...

مزايا :

o     كوتاه نمودن جدول زمان بندي پروژه> بدليل ساخت در كارخانه

o     مرغوب بودن جنس قطعات > بدليل دقت در توليد

o     ارزان بودن قيمت  (در پروژه هاي انبوه سازي)

o     رعايت كليه مسائل اتلاف انرژي

o     محدود نمودن دامنه خطا

o      و ...

 

شرايط لازم براي اتصالات اعضاي پيش ساخته

o     مقاومت  ( بار مرده و زنده ) 1- فشار 2- كشش 3- خمش و ...

o     شكل پذيري  = قابليت پذيرش تغيير بدون گسستگي

o     هماهنگي تغييرات حجمي (در صورتي كه از حركت اعضاي پيش ساخته جلوگيري شده باشد در اثر انبساط و انقباض موجب به وجود آمدن تنش مي شود )

o     دوام و پايداري

o     مقاومت در برابر آتش سوزي

o     و...

پيش ساخته هاي بتني:

o     اين  واحد ها   اغلب    داراي   اتصالات   فلزي (پليت يا ميلگرد) هستند كه توسط پايه هاي سيماني درز بندي  مي شوند.

معايب:

o     مشكلات اتصال اعضا سازه اي به همديگر

o     مشكلات حمل و نقل

o     مشكلات درز بندي اتصالات

o     نياز به گروه نصاب متخصص

o     نگهداري تخصصي

o     مشكل نصب اجزا غير سازه اي به ديوار

o     وزن زيا د

پيش ساخته هاي فلزي:

اغلب این سیستمهای پیش ساخته دارای یک اسکلت فلزی با فریم اصلی و اجزاء متصل شونده به سازه اصلی میباشند که به طراحان این امکان را میدهند که اجزاء ساختمان طراحی شده خود را به صورت تیپ ساخته تا در نصب و راه اندازی سرعت بیشتری به گروه نصب خود بدهند

آنچه در نصب این گونه واحد ها بسیار حاپز اهمیت میباشد امکان جوش پذیری اجزاء این واحد ها در محل نصب و قابلیت تصحیح ابعاد و اندازه ها در صورت بروز مشکل حتی در اخرین مراحل میباشد .

یک سازه فلزی پیش ساخته در حمل و نقل بسیار کمتر صدمه میخورد و با توجه به وزن کمتر ان نسبت به قطعات بتنی به محل های صعب العبورتری قابل حمل میباشد .

 

ساير پيش ساخته ها:

o     پنجره ها ي پيش ساخته

o     پيش ساخته هاي تركيبي ( پيش ساخته هاي كامپوزيت)

o     پيش ساخته هاي گچي ( نظير سقف هاي كناف ) 

o     و ...

پنجره هاي پيش ساخته :

o     پنجره چوبي

 

مزايا:

عايق خوب

 

معايب:

o     جذب رطوبت ، تاب برداشتن و پوسيدن به مرور زمان

o     نياز به رنگ و نگه داري دائمي

پنجره آلومينيومي

مزايا:

تاب بر نمي دارد

معايب:

o     رسا نا مي باشد

o     خورده مي شود

o     پوسيده مي شود

o     جاي ضربه هرچه كم قدرت روي آن باقي مي ماند

پنجره UPVC  

کناف :

o     تقسیم بندی :

o      معمولی   ( سفید رنگ )

o     مقاوم در برابر رطوبت  ( سبز رنگ )

o     مقاوم در برابر حریق ( قرمز رنگ )

o     مقاوم در برابر حریق و رطوبت ( صفحه سبز رنگ با نوار های قرمز )

 

مزایا:

o     سرعت نصب بالا

o     سهولت در جابجا ئی مواد اولیه

o     جلوگیری از پرت مصالح

o     و ...

 

 

نوشته شده توسط جواد در 0:13 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389

ادامه اقلیم و پنجره

پنجره های دو جداره

در دهه‌های اخیر تکنولوژی ساخت پنجره‌های دو جداره با فاصله هوایی روز به روز پیشرفت کرده است. این پنجره‌ها از دو لایه شیشه تشکیل می‌شوند که توسط هوا و یا گاز دیگری با ضریب هدایت پایین از هم جدا شده‌اند.
پنجره‌ها روشنایی، گرما، هوای تازه و زیبایی‌ها را به خانه آورده و ارتباطی با محیط خارج برقرار می‌کنند. به رغم این محاسن پنجره‌ها یکی از عوامل مهم در اتلاف حرارتی ساختمانها است.
به طوری که حدود یک چهارم حرارت خارج شده ساختمانها در زمستان و یا

حرارت وارد شده به آنها در تابستان از طریق پنجره‌ها صورت می‌گیرد. به همین دلیل از دیر باز کاهش این تلفات مد نظر طراحان ساختمان‌ها بوده است.
در گذشته نه چندان دور برای کاهش اتلاف حرارتی ساختمانها به جای استفاده از پنجره‌های با یک لایه شیشه از پنجره‌های با دو یا چند لایه شیشه کمک گرفته می‌شد. حتی در پاره‌ای از موارد، لایه‌های پلاستیکی در بین شیشه‌ها نیز به کار می‌رفت.
ولی در دهه‌های اخیر تکنولوژی ساخت پنجره‌های دو جداره با فاصله هوایی روز به روز پیشرفت کرده است. این پنجره‌ها به طور کلی از دو لایه شیشه، که توسط فاصله‌ای از هم

جدا شده اند تشكيل شده است .

فاصله بین دو لایه شیشه توسط هوا و یا گاز دیگری با ضریب هدایت پایین همچون آرگون، دی‌اکسید‌کربن و کریپتون پر می‌شود بدین ترتیب با توجه به اینکه پنجره‌های یک ساختمان دارای مقاومت حرارتی کمتری نسبتبه سایر اجزای آناست، به کارگیری این پنجره‌ها می‌تواند نقش به سزایی در کاهش مصرف انرژی داشته باشد.
به گفته «هزاد قاسمی»، استادیار مهندسی مکانیک برای مطالعه دقیق میزان تلفات حرارتی از پنجره‌ای دو جداره و مقایسه عملکرد آنها نسبت به پنجره‌ای ساده تک شیشه‌ی نیاز به بررسی مکانیزمهای مختلف انتقال حرارت است.

جابه جایی و تشعشع روی سطوح خارجی، هدایت در داخل شیشه‌ها، جابه جایی و تشعشع در فاصله هوایی دو پنجره و حتی نفوذ تشعشع خورشید از شیشه‌ها به داخل از جمله مکانیزم‌های دخیل در انتقال حرارت است.

به همین دلیل برای مطالعه عملکرد این سیستمها عموماً از فرضیات ساده کننده‌ای استفاده می‌شود. شاید ساده‌ترین تقریب استفاده از فرض انتقال حرارت هدایت یک بعدی در داخل شیشه‌ها و لایه هوا است.

در این شرایط می‌توان نرخ انتقال گرما را به راحتی با کمک مقاومت‌های حرارتی محاسبه کرد. اما باید توجه داشت که سیال بین دو جداره شیشه‌ای با دماهای مختلف ساکن باقی نمی‌ماند.
در واقع ایجاد گرادیان‌های دما در سیال باعث برقراری حرکت در آن می‌شود. سیال مجاور سطح گرم در اثر گرم شدن سبک شده و به سمت بالا حرکت کرده و سیال سرد از دور دست جایگزین آن می‌شود.

بدین ترتیب حرکتهای چرخشی در داخل لایه هوایی محبوس بین دو شیشه ایجاد می‌شود. این حرکتها بر نرخ اتلاف گرما از پنجره تاثیر دارند.

به سایر اجزای آناست، به کارگیری این پنجره‌ها می‌تواند نقش به سزایی در کاهش مصرف انرژی داشته باشد.

به گفته «هزاد قاسمی»، استادیار مهندسی مکانیک برای مطالعه دقیق میزان تلفات حرارتی از پنجره‌ای دو جداره و مقایسه عملکرد آنها نسبت به پنجره‌ای ساده تک شیشه‌ی نیاز به بررسی مکانیزمهای مختلف انتقال حرارت است.

جابه جایی و تشعشع روی سطوح خارجی، هدایت در داخل شیشه‌ها، جابه جایی و تشعشع در فاصله هوایی دو پنجره و حتی نفوذ تشعشع خورشید از شیشه‌ها به داخل از جمله مکانیزم‌های دخیل در انتقال حرارت است.

به همین دلیل برای مطالعه عملکرد این سیستمها عموماً از فرضیات ساده کننده‌ای استفاده می‌شود. شاید ساده‌ترین تقریب استفاده از فرض انتقال حرارت هدایت یک بعدی در داخل شیشه‌ها و لایه هوا است.

در این شرایط می‌توان نرخ انتقال گرما را به راحتی با کمک مقاومت‌های حرارتی محاسبه کرد. اما باید توجه داشت که سیال بین دو جداره شیشه‌ای با دماهای مختلف ساکن باقی نمی‌ماند.
در واقع ایجاد گرادیان‌های دما در سیال باعث برقراری حرکت در آن می‌شود. سیال مجاور سطح گرم در اثر گرم شدن سبک شده و به سمت بالا حرکت کرده و سیال سرد از دور دست جایگزین آن می‌شود.

بدین ترتیب حرکتهای چرخشی در داخل لایه هوایی محبوس بین دو شیشه ایجاد می‌شود. این حرکتها بر نرخ اتلاف گرما از پنجره تاثیر دارند.

البته باید توجه داشت که تنها اضافه کردن حرکتهای جابه‌جایی آزاد در گاز هنوز مدل کاملی از مسئله نیست. بر همین پایه آثار تشعشعی گازها و جداره‌ها با توجه به پایین بودن نرخهای تبادل حرارت می‌توانند تاثیر قابل توجهی بر رفتار سیستم پنجره دو جداره و جلوگیری از اتلاف انرژی داشته باشند.

پنجره‌های دو جداره، عایق صدا

پنجره‌های دو جداره علاوه بر نقشی که در بحث حرارت ساختمان و جلوگیری از اتلاف انرژی دارند عایقی مناسب برای جلوگیری از صداست.

استفاده از پنجره‌های دو جداره برای بناهایی که در محیط پر سر و صدا قرار گرفته‌اند راهکار موثری است که می‌تواند آرامش را به محیط خانه‌ها بازگرداند.

در ایران تجربه استفاده از این پنجره‌ها به ویژه در سال‌های اخیر افزایش چشمگیری یافته است اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که در شهرهایی مانند تهران بسیاری از شهروندان برای گریز از آلودگی صوتی است که از شیشه‌های دو جداره استفاده می‌کنند و در

واقع هدف آنها بهینه‌سازی مصرف انرژی نیست.

«علیرضا ساداتی»، کارشناس محیط زیست در این باره می‌گوید: « پنجره‌ها دو جداره هزینه زیادی به خانواده‌ها تحمیل نمی‌کند در نتیجه بسیاری از خانواده‌ها استفاده از این قابلیت را انتخاب کرده‌اند.»

به گفته ساداتی، پنجره‌های دو جداره کارکردی دو جانبه دارند و کاملا از نظر زیست محیطی مقرون به صرفه است.

از دیدگاه او تهران بیش از سایر شهرها استفاده از شیشه‌های دو جداره را تجربه کرده است و به رغم تاثیر این شیشه‌ها در اتلاف انرژی، هدف اغلب شهروندان از استفاده از این شیشه‌ها کاهش صدا بوده است .

استفاده از شیشه‌های دو جداره در بیمارستان‌ها و مراکز آموزشی که در نقاط پر رفت و آمد شهری قرار دارند به گفته ساداتی از الزامات شهرسازی است که اغلب نادیده گرفته می‌شود.
چنانکه «ساداتی» می‌گوید فرهنگ استفاده از پنجره‌های دو جداره در شهرهایی که اغلب ماه‌های سال در معرض هوای سرد هستند هنوز نهادینه نشده است و این در حالی است که با توجه به استفاده وافر شهرهایی چون همدان یا تبریز از انرژی و وسایل گرمایی برنامه‌ریزی برای فرهنگ‌سازی در این مناطق ضرورتی انکار ناپذیر است.

 

مقدمه ای بر تاریخ شیشه

شيشه جزءمصالحي است كه به سرعت در حال دگرگوني است . پيشرفتهاي آتي در اين زمينه به پيدايش نوعي معماري خواهد انجاميد كه مي تواند به تغييرات محيط پاسخ گويد . ماهيت اين معماري در حال حاضر براي ما غير قابل تصور است .

هنگامي كه انسان نخستين بار مشاهده كرد شن وخاكستر به واسطه حرارت زياد بطور اتفاقي ذوب شده تشكيل مخلوطي بي شكل كج ومعوج كدر وسرشار از ناخالصي را داد چه كسي فكر مي كرد كه در اين توده بي شكل اين همه آسايش ورفاه برايبشر نهفته واين ماده سر منشاء بخشي از شادي در جهان باشد .؟

دكتر جانسون دانشمند انگليسي قرن 18 منشا ء شيشه را درست تشخيص داده بود . شيشه همچنان كه او اشاره كرده مصالحي است كه هم صلب است وهم شفاف . نور را به دورن راه مي دهد ومزاحمت بادرا مانع مي شود . براي ما دشوار است كه جهاني را تصور كنيم كه در آن شيشه وجود نداشته باشد .

در دوره روميان آنها نمي توانستند از پنجره شيشه بيرون را نظاره كنند چون حتي اگر كه از عهده خريد شيشه بر مي آمدند اين شيشه ها چنان مملو از ناخالصي بودكه نمي شد از وراي آن چيزي را ديد در فاصله ميان امپراتوري روم وآغاز صنعت دوره سده هاي ميانه در پنجره ها شيشه كمي به كارمي رفت . در سده هاي ددوازدهم وسيزدهم تحول گوتيك به واسطه توليد به نسبت ارزان وگسترده شيشه در شمال غرب اروپا ممكن وشيشه به مصالحي مهم در ساختمان تبديل شد . شيشه هاي رنگين در ساختمانهاي مذهبي به كار گرفته مي شد تا براي آن دسته از نمازگزاران كليسايي كه سواد نداشتند داستانهاي انجيل را روايت كنند .

در قرن 16 شيشه بي رنگ در ساختمانهاي متمولين در هلند وانگلستان رواج يافت وامكان بالقوه خلق شكلهاي جديدي از رابطه ميان درون وبيرون را پديد آورد . با اين حال تحت تاثير گرايش روز افزون به نوعي معماري ايتاليايي ماب – كه از كشوري مي آمد كه بسيار گرم تراز كشورهاي شمال غرب اروپا ست ونسبت به سطح پر به خالي در نماهاي آن بسيار بيشرتر از مقدار لازم در بخشهاي شمالي است – اين امكان اجازه بروز نمي يافت .

در همان هنگام كه دكتر جانسون از پنجره جورجي به بيرون مي نگريست تعادلي ميان اين دو نسبت در معماري انگلستان پديدآمده بود كه تا شروع تحولات قرن 19 به مدت 200 سال پا برجا بود و نمونه بارز آن را درخانه نخل دسيموس برتون در كيوگاردنز لندن مي توان ديد كه مهندس بزرگ ريچاردترنر طراحي كرده وچنان است كه گويي به افتخار الغاي ماليات بر شيشه در سال 1845 بر پا شده است .

بدين تر تيب به نا گاه اين امكان پديدآمد كه فضاهاي بزرگ را بوسيله شيشه وآهن بپوشانند . كاخ شيشه اي به فاصله نيم قرن پس از كيو پديدار شد . به نظر مي رسيد تحول بزرگ در معماري كاملا مهيا شده است اما هنوز مي بايست 60 سال ديگر بگذرد تا اين تحول صورتي فراگير بيابد .

يكي از دلايل اينكه فناوريهاي جديد در تغيير دادن معماري ناكام ماندند قطعا همان نكته اي است كه لوئيس مامفورد به آن اشاره كرده است  : در ميان مصالح ديگر به محيط پاكيزه احتياج بيشتري دارد . سطح صاف آن آلودگي را به خود جذب نمی كند اما آلودگي بر اين سطح جمع مي شود وهنگامي كه اين اتفاق مي افتد

شيشه به تدريج كيفيتهاي مثبتي را كه خاص آن است از دست مي دهد . مامفورد مي گويد كه دست آخر انبارهاي ايستگاههاي راه آهن تنها جاهايي بودند كه استفاده از سقفهاي ارزان قيمت از شيشه وآهن در آنها به صرفه بود چرا كه پوشش شيشه اي چنان كدر مي شد كه پرتوهاي خورشيد را بيشتراز سقفي كه تماما از فلز يا آجر ساخته شده باشد از خود عبور نمي داد .در واقع شستن سقفهاي ساخته شده از شيشه وآهن چنان گران در مي آمد كه پاك كردن انها را تقريبا غير ممكن مي ساخت . مامفورد اميدداشت كه در آينده فناوري به جايي برسد كه در شهر هاي بدون دود آينده به شستن پنجره ها نيازي نباشد و بالاخره این کار در دوره ما در حال انجام است . این مشکل اکنون با نانو شیشه حل شده

پيشرفتهاي هيجان انگيز در زمينه توليد شيشه هايي كه خود به خود تميز مي شوند هنوز بايد مدتهاي مديد آزمايش شود .در صورتي كه بتوان چنين موادي را باقيمت ارزان وبطور انبوه توليد كرد هزاران نفر از كارملال آور وگاه خطرناك شستن ديواره هاي شيشه اي در حالي كه بر تخته پاره اي در ميان زمين وآسمان معلق  هستند يا در ارتفاع بالا به تسمه هاي چرمي اويزانند نجات خواهند يافته است

مشكل بزرگ ديگر جداره هاي شيشه اي شفافيت آنها نه تنها در برابرنور بلكه در برابر بخش بزرگي از طيف الكترومغناطيسي است . گرچه خاصيت گلخانه اي ممكن است براي پرورش نخل دراقليمهاي معتدل مناسب باشد اين پديده در فضاهايي كه براي استفاده انسان ساخته شده نتايج كاملا متفاوتي رادر دارد .

•       شیشه بعلت جلوه ، سهولت اجرا و قابلیت عبور نور یكی از مصالح مهم ساختمانی است و چیزی در حدودتا 20 درصد مساحت زیربنا را تشكیل می دهد كه این رقم در آسمان خراشها و ساختمانهای نما شیشه ای به مراتب بیشتر تخمین زده می شود . شیشه ها در ساختمان بعنوان نورگیر ، نما و همچنین پارتیشن بندی های داخلی بكار می روند و با توجه به نوع استفاده ، انواع مختلفی از قبیل شیشه های دوجداره ، خم ، رفلكس ، نشكن ، سیم دار ، رزینی (    لامینیت    )   و ... دارند .بنابراین امروزه مشكلات شیشه به شدت ملموس بوده بطوریكه صنعت پنجره و جدارهای نورگذر (   Glazing ) روز به روز در حال پیشرفت جهت رفع این مشكلات می باشد.

تاريخ شيشه

1-تاریخ شیشه در جهان

همانگونه كه خواهيم ديد تكنيكهاي اساسي شيشه گري بسيار قديمي اند. بسياري از تكنيكهاي جديد، فقط تعالي يافته و مكانيزه شدة اين تكنيكهاي قديمي اند.

شيشه در طبيعت بسيار كمياب است اما در جاهايي كه صخره هاي مذاب به سرعت سرد شده اند (مثلاً در مجاورت آتش فشانيها) شيشه البته يافت مي شود، هر چند اين شيشه ها به قدري ناخالصي دارند كه شفاف نيستند. آدمهاي نخستين چنانچه بر حسب حسن اتفاق در مجاورت اين ذخاير شيشة طبيعي زندگي مي كردند، براي شيشه بسيار ارج قائل بودند. زيرا مي توانستند آن را بشكنند و تكه هاي دراز و نوك تيز از آن جدا كنند، خدنگ و تيغه چاقو و انواع ابزارها و زيورآلات از آنها بسازند در تمام نقاط دنيا ، از يونان گرفته تا پاتاگونيا[1] ، ابزارهايي از جنس مواد شيشه اي سخت ، پيدا شده است، مطابق گزارشهاي اخير بوميان آفريقا و  استراليا آن اندازه باهوشمند كه از بطريها و حتي قطعات شيشه اي عايق كه براي خطوط تلفن و تلگراف به كار مي رود، استفاده هاي مشابهي مي كنند . در اين صفحه چند نمونه خدنگ مي بينيد كه مردمان ابتدايي از شيشه هاي طبيعي و مصنوعي ساخته اند .

 

1-1-شيشه هايي كه ساختة دست مصريان و روميان باستان اند

هر چند تاريخ كشف شيشه دقيقا ًمشخص نيست ولي تصورمي رود كه در دوره يوناني فنيقي ها صنعت شيشه را در ساحل مديترانه نزديك شهر صيدا ايجاد كرده باشند . شواهد وقرائن تاريخي نيز نشان مي دهند كه آنان نيز هنر شيشه گري را در دومين دوره اسارت قوم يهود در بابل از بابليان آموخته اند ولي آنچه مسلم است شيشه گري از قديمي ترين حرفه ها بشر است كه مستلزم استفاده از آتش بوده است .

قديمي ترين نمونه ها از شيشه هاي ساخته دست بشر، در ميان آثار تمدنهاي باستاني خاورميانه پيدا شده است. شايد قديمي ترين اشياء از جنس شيشه خالص، مهره هاي مصري متعلق به 2500 سال پيش از ميلاد باشد. شواهد ديگر حاكي از آن است كه مصريان از 3000 سال پيش از ميلاد و حتي زودتر از اين، به توليد شيشه پرداخته اند. در  اور، واقع در بين النهرين ، مهره هايي شيشه اي را از زير خاك بيرون آورده اند و اعتقاد بر آن است كه اينها متعلق به 4500 سال پيش هستند. اغلب اين اشياء نمونه، اشيائي هستند ريز و در آنها ، از شيشه فقط به حالت توده اي استفاده كرده اند. چنانكه از  اين اشياء بر مي آيد، انسانهاي عهد باستان به طريقهاي توليد شيشه در حالتي كه داغ و كشسان است، آشنا نبوده اند. تعدادي ظروف كوچك ( كه گمان مي رفت متعلق به بين النهرين و 4000 سال عمر داشته باشند)  پيدا كرده اند. اين ظرفها را در واقع با كنده كاري روي تكه هاي صلب شيشه، ساخته اند.

 

بسياري از قديمي ترين نمونه ها از محصولات شيشه اي عبارتند از روكش هاي تزئيني روي اشياء سفالي و سنگي. قديمي ترين ظروف متعلق به زمان حاكميت سلسلة هجدهم در مصر (ميان 1500 تا 1350 پيش از ميلاد) است و به طريقه اي كه در اساس بسط و گسترش روش روكشي كردن بوده، ساخته شده اند. روي چند لايه از شيشة مذاب مي كشيدند. روي چند لايه از شيشة مذاب مي كشيدند. اين لايه هاي شيشه اي را، موقعي كه ضخامت آنها به اندازه اي مي رسيد كه خودشان را بگيرند، سرد مي كردند و قالب ماسه اي را بيرون مي آوردند و براي آذين بندي محصول، آن را مجدداً حرارت مي دادند و رشته هاي شيشه اي نرم و رنگي را با فشار در جدارة آن فرو مي كردند. از بدو پيدايش شيشه اشياي شيشه اي به خاطر جذابيت وزيبايي طرفداران زيادي داشته است ومصريان باستان شيشه را به  دليل رنگهاي جواهرانه كه از افزودن فلزات واسطه به تركيب شيشه حاصل مي شود در جواهرسازي بكارمي برند .ظروف شيشه اي كه امروزه يكي از بخشهاي مهم صنعت را تشكيل مي دهد در 3000 سال قبل از ميلاد توليد مي شده است ومردم سومر بابل وآشور نيز بهترين نوع شيشه وصنعت شيشه گري را داشتند . جداول وفرمولهاي تركيب شيشه بابليان و آشوريان (625 سال قبل از ميلاد ) كه در نزديكي ومجاورت فارس ساكن بودهاند نشان مي دهد كه اين شيشه ها شديدا ًقليايي بوده اند كه به دليل دوام شيميايي پائين عمدتا ًاز بين رفته اند .

تكنيكهاي شيشه گري از مصر باستان به تدريج به كشورهاي مجاور و پيش از قرن ششم قبل از ميلاد به اغلب نواحي مديترانة شرقي گسترش يافت . در دوره بطالمه (323 تا 30 پيش از ميلاد) شيشه گران اسكندريه توليد ميله هاي شيشه اي را كه مركب از چند رنگ بودند، موازئيكي مشهورند و از طريق كشيدن لايه هاي شيشه اي با رنگهاي مختلف روي هم توليد مي شدند) مي شد قطعه قطعه كرد كه طرح مكرر آنها پيدا باشد. صنعتگران مصري (و بعدها صنعتگران رومي) با جوش دادن اين قطعه هاي موازئيكي به هم، روي يك قالب ماسه اي، پياله ها و بشقابهايي مي ساختند. از ورقه هاي شيشه اي و موزائيكي شكل، براي آذين بندي وسايل خانگي و ديوارهاي داخلي ساختمان نيز استفاده مي شد. گلدان پورتلند[2] ، كه ساختة دست صنعتگران رومي در قرن اول پيش از ميلاد و يا در نخستين قرن ميلادي بود، شايد مشهورترين نمونه از يك تكنيك جديد كه در اصل شيشه گران اسكندريه به بسط و تكامل آن پرداخته بودند، باشد . اين تكنيك (حكاكي روي شيشه) ، شامل مراحل زير است:

ظرف شيشه اي (در مورد گلدان پورتلند بايد گفت ظرف تهيه شده توسط باد كردن) را با لايه اي از شيشه اي داراي رنگي متضاد با رنگ ظرف، روكشي مي كنند و پس از سرد شدن، تكه هايي از آن را بر مي دارند و به اين ترتيب، نقشي برجسته روي زمينه اي با رنگ متضاد آن، باقي مي ماند.

نخستين انقلاب مهم در تكنيك شيشه گري ، اختراع بوري[3] بود. به احتمال زياد، اول در بابل و در نزديكهاي 200 پيش از ميلاد و بعدها در مصر از اين وسيله استفاده شده است. اختراع آن ، از لحاظ اهميت، به پاي اختراع چرخ كوره گري مي رسد. بوري از يك لولة آهني توخالي به طول صد الي صد و پنجاه سانتي متر و از دو قسمت ـ دسته و دهانه ـ تشكيل شده است. شيشه گر با اين وسيله، مي تواند حباب شيشة داغ را كه به سر آن  زده، از طريق باد كردن شكل دهد، نه اسم مخترع اين وسيلة ساده اما انقلابي را مي دانيم و نه تاريخ تكامل بخشيدند. اين ميله ها را (كه به ميله هايدقيق ابداع آن را . و اين از ويژگيهاي دوره هاي نامعلوم از تاريخ شيشه است. همچنين ميله شيشه گري و مارور تاريخ نامشخصي دارند. اولي ميله اي است محكم و آهني و شيشة داغ را با آن بر مي دارند و با استفاده  از چرخاندن، فشردن و تاب دادن و بريدن شكل مي دهند، و دومي قطعه اي است تخت و از جنس آهن و شيشة مذاب را كه ابتدا روي بوري جمع شده، روي آن مي غلتانند.

هم اختراع بوري، كه آنطور كه معلوم است روميان در خلال حاكميت آگوستوس (27 تا 14 پيش از ميلاد) از آن استفاده مي كرده اند و هم اوضاع تثبيت شدة امپراطوري روم، به رشد و توسعة شيشه گري ميدان داد. در آن زمان صنعت شيشه گري رونق گرفته بود و در سراسر امپراطوري ، از سوريه گرفته تا بريتانيا، كارخانه هاي بلورسازي به وجود آمد. ظاهراً شيشه گران رومي، تقريباً در تمام مراحل اصلي تكنيك شيشه گري و آذين بندي شيشه (يعني باد كردن، قالب ريزي، دستگاري با انبر آتشكاري، برش و حكاكي، نقاشي و طلا كاري) مهارت پيدا كرده بودند. اشياء شيشه اي در مصر (مربوط به زماني كه تحت سيطرة امپراطوري روم بوده) ، پيدا شده اند و شامل بشقاب، پياله، گيلاس، بطري، انگشتري، و حتي تكه هايي از شيشة پنجره و حاكي از روش تكنيكي بسيار پيشرفته اند.

شيوه هاي اصلي شكل دادن به شيشه بسيار ساده  است. شيشه را مي توان به صورت تخت قالب ريزي كرد و يا در قالبي داراي شكل مورد نظر ريخت. مي توان به كمك فشار، به شيشه شكل داد به شرطي كه داغ باشد و نارواني آن، آنقدر پائين باشد كه بتوان آن را با فشار به داخل تورفتگي هاي قالب راند. همچنين شيشه را مي توان با وارد كردن هوا به داخل آن شكل  داد، خواه در هواي آزاد باشد و يا در قالبي كه شكل بيروني محصول منبسط شده را تعيين مي كند.

شيشه را موقعي كه هنوز داغ است، مي توان خم كرد، تاب داد و يا به شكل لوله اي در آورد كه با وجود طول زياد و جدارة نازك، بتواند شكل خود را حفظ كند. در دماهاي بالاتر، كم بودن نارواني شيشه، امر جوش دادن شيشه به شيشه را آسان مي سازد. به سبب همين خاصيت ارتجاعي شيشه در حالتي كه نرم و داغ است (خاصيتي كه شيشه گران رومي كاملاً به آن آگاه بودند و از آن استفاده مي كردند) است كه امروزه توليد انواع پرشمار وسايل شيشه اي پيچيدة آزمايشگاهي و محفظه هايي با جدارة نازك از قبيل حبابهاي الكتريكي امكان پذير است.

نمونه هايي از اشياء شيشه اي مصريان و روميان كه حاكي از آن است كه شيشه گران قديم مهارت زيادي در رنگ كردن محصولات شيشه اي به كار مي بردند. آنها مي دانستند با افزودن پاره اي اكسيدهاي فلزي به مواد اولية شيشه، مي توان آن را به رنگهاي خاصي درآورد. از مسي براي رنگهاي سبز و قرمز ياقوتي، از كبالت براي آبي سير، از منگنز براي بنفش، از آنتيموان براي زرد، از آهن براي رنگهاي سبز، قهوه اي و سياه و از قلع براي سفيد يخي رنگ استفاده مي كردند. اكسيد را چنانچه حتي به مقدار بسيار كمي به شيشه اضافه كنند، مي تواند رنگ شيشه را پررنگ كند و گاهي نيز خواص آن را كاملاً تغيير دهد. اما هماهنگي و انسجام آگاهانه در توليد رنگهاي تيره و روشن، حاكي از درك عميق شيشه گران نسبت به پديد آوردن اين رنگهاست.

-1-شيشه در قرون وسطي

متلاشي شدن امپراطوري روم، به تنزل صنعت شيشه گري انجاميد. اگر چه اين صنعت به حيات خود  ادامه داد، اما طي هزار سال (از سال 200 الي 1200 ميلادي) كيفيت شيشه اي كه در اروپاي غربي توليد مي شد، بسيار پائين تر از شيشه هايي بود كه در مصر و روم توليد مي شد. جنس اين شيشه ها به سبب وجود رگه ها و حبابهايي در آنها، نامرغوب بود و رنگهاي آنها ديگر از آن غناي سابق برخوردار نبود و محصولاتي كه از اين شيشه ها مي ساختند از لحاظ تنوع بي نهايت محدود شده بود . فقط در مديترانة شرقي، كه اول امپراطوري بيزانس و بعد از امپراطوري اسلامي شيوه هاي مشخصي را، به ويژه در نقاشي و طلاكاري شيشه، به كار گرفتند و گسترش دادند، مهارت تكنيكي اي نظير آنچه كه روميان از آن برخوردار بودند، احيا گرديد. اما بزرگترين موفقيتهايي كه شيشه گران قرون وسطي به دست آوردند به سبب استفاده از شيشه پنجره و استفادة ماهرانه از شيشه هاي رنگي براي اين مقصود بود.

توليد شيشة مسطح در مقياسي وسيع و با كيفيتي عالي (بر خلاف ظاهر امر) از توليد هر نوع شيشه، مشكل تر است . شيشه هايي را كه قصد از توليد آنها آن بود كه تا حد امكان مسطح باشند، در زمان روميان و حتي قديم تر از آن ساخته مي شد. اين شيشه ها، از نوع شيشه هايي بود كه ما امروزه به آن cast plate (ورقه هاي ريخته شده) مي گوئيم. ضخامت آنها حدود يك سانتي متر بود. اما اين شيشه ها به قدري نامرغوب بودند كه پنجره هايي كه از آنها مي ساختند، روشنايي بسيار كمي تامين مي كرد و از پشت آنها به زحمت

مي شد اشياء را ديد. ظاهراً فكر استفاده از شيشه هاي رنگي براي ساختن پنجره هاي تزئيني در قسطنطنيه ريشه گرفته  است. در قرن ششم ميلادي، در قسطنطنيه، امپراطور ژوستينين به شيشه گران دستور داد كه پنجره هاي رنگارنگ براي كليساي عظيم سن صوفيا بسازند. ميان سالهاي 600 تا  900 ميلادي، مهارتهاي تكنيكي و متداول در باب توليد شيشه اي مسطح، در سراسر اروپاي مسيحي گسترش يافت. نمونه هاي قديمي اين نوع شيشه ها، در سراسر اروپاي مسيحي گسترش يافت. نمونه هاي قديمي اين نوع شيشه هاه، فقط موزائيكهايي هستند از شيشه هاي رنگي كه كنار هم و در چهار چوبي فلزي قرار مي دهند. اما با گذشت زمان، كه شيشه برها بيش از پيش به مهارت دست يافتند، و تا شكوفائي نهايي اين فن در قرون 13 و 14 ، به ابعاد و ظرافت پنجره ها افزوده شد. صدها نمونه از اين نوع مهارت، حتي در شهرهايي كه تاريخ آنها شاهد كشمكشهاي مكرر بوده، به حيات خود ادامه دادند.

البته رنگي بودن همة شيشه هاي رنگي كه براي پنجره هاي كليساهاي بزرگ و كوچك به كار رفته اند، به سبب افزودن اكسيدهاي فلزي به مواد اوليه شان نيست. در قرن سيزدهم يك نوع مادة رنگي از جنس كلرايد نقره را روي سطح شيشه شفاف به كار مي بردند كه رنگ آن را زرد طلايي بكند  و يا همين ماده را به سطح شيشة آبي مي زدند كه آن را به رنگ سبز روشن در آورد و به اين ترتيب، وجود دو نوع رنگ را براي يك قطعه شيشه ممكن سازد. باز به همين طريقع با گداختن ورقه اي نازك از شيشه داراي اكسيد مس روي ورقه اي از شيشه بي رنگ، به رنگ قرمز شفاف تر از حالتي كه با استفاد از اكسيد مس امكامي يافتند.روي شيشة قرمز را با كلرايد سديم رنگ مي كردند تا به رنگ نارنجي در آيد . چنين تكنيكهايي ، به پيدايش انواع متنوع تر و ظريف تر براي اغلب شيشه هاي رنگي در قرن 14 منجر شد. بعدها، رنگ آميزي سطح شيشه با رنگهاي شفاف متداول گرديد. اما بهترين رنگها، آنهايي اند كه از سوسپانسيونهاي كلوئيدي يا حل شدن كامل مادة رنگي و شيشه مذاب در همديگر، حاصل شده اند. به نظر محتمل مي آيد كه تركيب شيشه هاي رنگي  را صنعتگران سري نگه مي داشتند ، زيرا هر صنعتگري نمي توانست محصولش را به غنا و خالصي بهترين نمونه هايي كه در كليساهاي بزرگ چارترز و كانتربري به كار رفته بود، برساند. يك مطلب وجود دارد، هر چند پرداختن به آن ما را از بحث اصلي دور مي كند و آن اينكه به نظر مي رسد براي شيشه گران قديم معمولاً توليد شيشه هاي كاملاً شفاف و بي رنگ، مشكل تر از شيشه هاي رنگي با رنگهاي مطلوب و به خوبي كنترل شده، بوده است. و درستي اين مطلب را در اين واقعيت مي توان ديد كه تا همين قرن نوزدهم، لنزهاي عالي و از جنس شيشه كراون براي تلسكوپ، به دليل وجود درصد ناچيزي از اكسيد آهن در آنها، تقريباً بلا استثناء، يك ته رنگ سبز داشتند. به سبب وجود مقدار زيادي از از اكسيد آهن بود كه رنگهاي سبز و قهوه اي تيره به صورت صفت ويژة بطريهاي ساخت لندن در قرون 18 و 19 درآمده بود. در مواقعي كه وجود چنين رنگهايي نامطلوب بود، شيشه گران و نيزي و شيشه گران بعدي، ناچار شدند از «بي رنگ كننده هايي» مانند منگنز استفاده كنند. البته بي رنگ كننده ها، خود ماده اي رنگي بيش نيستند و رنگ آنها با رنگ نامطلوب شيشه مكمل است و بنابراين شيشه را بي رنگ مي سازند. مثلاً رنگ بنفش حاصل از دي اكسيد منگنز، رنگ سبز اكسيد آهن را خنثي مي كند. نتيجة حاصله آن است كه باز هم از شفافيت شيشه كاسته مي شود. بنابراين موقعي كه عبور نور به مقدار حداكثر مورد نياز است، استفاده از اين روش بي فايده است. اما اگر رنگ سبز اصلي شيشه كم مايه باشد، براي شيشه هاي نازك پنجره، از هدر رفتن نور كه در نتيجة استفاده از بي رنگ كننده ها پديد مي آيد، مي توان صرفنظر كرد. اما اگر رنگ سبز زمينه تيره باشد و لذا مقدار مادة بي رنگ كنندة افزوده شده به آن بيشتر باشد، محصول بدست آمده شيشه اي خواهد بود كه نسبتاً مانند يك فيلتر خنثي و متراكم عمل خواهد كرد.

بسياري از تكنيكهايي را كه روميان به كار برده و تكميل كرده بودند، در امپراطوري شرقي به كار مي بستند، هر چند كه شيشه گري در اروپا با مهارت كمتري همراه بود و محصولات توليد شده فاقد مرغوبيت بودند. با ظهور اسلام و گسترش آن در حدود سال 1000 ميلادي ،  مصر و به ويژه اسكندريه، بار ديگر مركز شيشه گري ديگري نيز پيدا شدند از قبيل حلب و دمشق. در خلال سده هاي بعد، ميناكاري شيشه ها، مطلوبترين شكل آذين بندي بود و هر چند كه خود شيشه اغلب شفاف نبود، استفاده از نقوش عربي، در اغلب موارد فوق العاده موفق بود، به ويژه براي آذين بندي لامپاهايي كه روشنايي مساجد را تامين مي كردند. پاره اي از محصولات شيشه اي را عملاً با طلا رنگ آميزي مي كردند و براي كندن نقوش روي آنها، از يك وسيله نوك تيز فلزي استفاده مي كردند. اما اين سنت قرون وسطايي طلاكاري و ميناكاري شيشه، از عظمتي كه در اواسط قرن چهاردهم داشت، سقوط كرد و راه انحطاط را پيمود تا اين كه در اواخر قرن بعد، تقريباً از بين رفت.

-1-ونيز و رقابت با اروپا

بي شك، تاثير بارور كنندة اولين جنگهاي  صليبي بود كه تكان تازه اي به شيشه گري اروپا كه بيش از هزار سال راه  انحراف را پيموده بود، داد و نيز در حدود سال 1200 ميلادي، مركز عظيم شيشه گري اروپا شد. صاحبان فن، رموز و مهارتهاي كار را با بخل و حسادت زياد پنهان مي داشتند. براي تركيبات و تكنيكهاي مربوط به شيشه گري كه نسل به نسل منتقل مي شد، به عنوان يك سرماية ملي به قدري ارزش قائل بودند كه از خروج شيشه گران جلوگيري مي شد. در سال 1279 يك صنف قدرتمند از شيشه گران پديد آمد و در سال 1291 كارخانه هاي شيشه گري(كه هر كدام چندين مايل طول داشتند) به جزيرة مورانو تا اندازه اي براي مصون ماندن از آتش جنگ و در اصل براي جلوگيري از فرار مغزهاي متخصص با ارزش، منتقل شد. اما انحصار  ونيز، به تدريج راه فنا را پيمود.

كارخانه هاي رقيب در بولونيا و فرار و آلتار در نزديكي جنوا آغاز به كار كردند و در سال 1600 ميلادي، تكنيكهاي ونيزي تقريباً در تمام كشورهاي اروپايي رواج يافت.

ونيزها تمام مهارتهاي گم شدة روميان را از نو كشف كردند. براي به وجود آوردن نقوش ظريف نواري، مارپيچي و پيچ و تاب دار در اشياء شيشه اي بي رنگ، شيشة سفيد يخي را (كه همانطور كه ديديم از افزودن اكسيد قلع به مادة اوليه اش ساخته مي شد) در آنها جاي مي دادند. شيشه گران  خاصيت مفتول پذيري شيشه مذاب را براي نخستين بار و به طور كامل براي تزئينات شگفت انگيز به كار گرفتند. در سطح محصول شيشه اي داغ كه در آب سرد فرو مي كردند و سپس مجدداً حرارت مي دادند، شبكه اي ظريف از ترك خوردگيهاي ريز به وجود مي آمد، شبكه اي كه خاص شيشة «يخي» بود. شيشه گران ونيزي، ميناكاري و طلاكاري را بار ديگر به اوج رساندند. در قرن 15، با به كار بردن منگنز به عنوان بي رنگ كننده (كه قبلاً به آن اشاره كرده ايم، شفافيت و روشني تازه اي به شيشه بخشيدند. اين نوع شيشه جديد، كه ظاهري شبيه به كريستال توده اي شكل بود، به سبب مرغوبيتش از لحاظ شفافيت، به «كريستال» مشهور گرديد و توليد آن به سرعت در اروپا رايج شد.

ظاهراً در قرون 15 و 16 و در اغلب كشورهاي اروپايي، مقادي عظيمي از محصولات شيشه اي توليد مي شد، هر چند كه اطلاعات ما نسبت به محصولات توليد شده در اين دوره از انواع كارخانه هايي كه آنها را توليد مي كردند، بيشتر است. در اين دوره، نه تنها كاسه و بشقاب، بلكه ظروف آبخوري، بطري، غرابه، به وسايل نسبتاً عمومي مبدل شدند و خيلي كم بودند خانه هايي كه لااقل پنجره هاي شيشه اي نداشته باشند. غير از آنچه كه موزه ها ارائه مي دهند، هم اسم خيابانها در شهرهاي قديمي و هم نامهاي فاميلي در اغلب كشورهاي اروپايي، هنوز حكايت از رواج صنعت شيشه گري دارد.

نخستين مواد اوليه اي كه عموماً براي شيشه گري به كار مي رفت، همان بود كه در فصل يك به آن اشاره كرديم (يعني ماسه، آهك و سودا)، بود. «شيشة آهكي» را نه تنها آسان مي توان توليد كرد، بلكه حتي آسان مي شود روي آن كار كرد. بنابراين جاي تعجب نيست كه مقدار توليد شيشه در گذشته نيز مثل امروز، اينهمه بالا بوده است. مواد خام لازم براي شيشه را تقريباً مي توان همه جا يافت و براي ايجاد حرارتي كه براي حلشدن اين مواد خام در همديگر لازم است به كوره هاي پيچيده احتياج نيست. شيشة به دست آمده داراي سطحي آن اندازه سخت هست كه بتوان براي بسياري از مقاصد از آن استفاده كرد، زيرا اين شيشه از لحاظ شيميائي خيلي ثبات دارد و دماي نرم شدن آن پائين است و بنابراين براي توليد محصولاتي كه پيش از كامل شدن لازم است چند بار آنها را مجدداً نرم كرد، مطلوب است.

فرمول واقعي شيشه، منطقه به منطقه فرق مي كرد، و بستگي داشت به مواد خامي كه در دسترس بد (هماهنگ كه امروز نيز چنين هست). مثلاً در بسياري از مناطق اروپاي شمالي، به سبب وجود محدوده هاي عظيم جنگلي، مقادير عظيمي از نمك قليا در دسترس بود.

مخصوصاً خاكستر چوبهاي سختي از قبيل بلوط و غان، ماده اي مطلوب بود. از طرفي ديگر شيشه گران ونيزي به جاي نمك قليا از پتاس استفاده مي كردند و اين ماده را از طريق سوزاندن جلبكهاي دريا به دست مي آوردند. سيليسي كه تقريباً همه جا از آن استفاده مي كردند، به صورت ماسة استخراج شده وجود داشت. اما در اغلب كارخانه هاي شيشه گري ايتاليا، استفادة وسيعي از ريگهاي خرد و تكليس شده كه به خاطر سفيديشان از كنار رودخانه مي آوردند، مي شد. تكه هاي ريگ را با آهك خرد شده و خاكستر گياهان دريايي مخلوط مي كردند.

اگر چه پيش از انقلاب صنعتي، اغلب كارخانه ها در قياس با معيارهاي فعلي، كوچك بودند  اما، به نظر مي رسد كه كارخانه هاي شيشه گري از اين لحاظ استثناء بوده اند. يك نويسندة آلماني به نام گئوري اگريكولا (1555 – 1490) به تحسين كارخانه اي شيشه گري كه احتمالاً در اوايل قرن شانزدهم نمونه اي بوده ازپر محصول ترين كارخانه شيشه گري، مي پردازند. او با تحسين به كوره اي به پهناي 3 متر و درازاي 15 متر اشاره كرده. كف همچون كوره اي مي توانسته تعداد زيادي از ظروف گلي حاوي شيشه را در خود جاي دهد. كاركردن چنين كوره اي دست كم دهها و شايد صدها شيشه گر را لازم داشته است.

ظاهراً مراحل كار به ترتيب زير بوده است: ماسه، نمك قليا و آهك را خوب مي پختند كه تا حد ممكن هوا و رطوبت از دست دهند. معمولاً اي مجموعه را در كف داغ كوره اي فرعي با هم مخلوط مي كردند و سپس آن را به مدت بيست و چهار ساعت و پيش از استفاده، پيوسته به هم مي زدند و حرارت مي دادند. سپس مخلوط به دست آمده، به وسيلة كفچه هايي از جنس گل نسوز در كوره هايي ريخته و براي ذوب آماده مي شد.

روي كف كوره كه كمي بالاتر از سطح زمين بود، سقفي ساخته و مجراهايي در آن تعبيه كرده بودند كه دودهاي توليد شده، از آنها بيرون روند. از راه سوراخهايي كه در كنارهاي كف كوره تعبيه  شده بودند، سوخت كوره را آتش مي زدند و شعله هاي آتش از روزنه هاي كف كوره عبور مي كرد و در داخل كوره حلقه مي زد. حرارت كوره را تنها به اين طريق كنترل مي كردند كه روزنه ها را فقط در سه چهارم از درازي كف كوره تعبيه مي كردند. به اين ترتيب، دماي يك قسمت از كوره، از بقية آن نسبتاً كمتر بود و ظروف گلي حاوي شيشه مذاب را مي شد به نوبت به همين قسمت هل داد تا در آنجا، نارواني شيشه به حدي برسد كه بشود روي آن كار كرد.

طرح كلي ابزارها و ساختمان كار، تفاوت چنداني با آنچه كه در يك كارخانة كوچك شيشه گري امروزي يافت مي شود، نداشت. طبيعت شيشة داغ، روش كار كردن روي آن را و همچنين به طور عمده، سازماندهي دسته ي كار و نوع ابزاري را  كه لازم دارند، تعيين مي كند. معمولاً هر چند كه مسئوليت شكل دادن اصلي هر محصولي با استادكار بود، هر محصولي نتيجه كار دسته جمعي بود.

4-1-شيشة مسطح تا قرن 19

تا همين قرن نوزدهم، متداولترين شيوه براي توليد شيشة پنجره به صورت ورقه هايي كمابيش مسطح، عمدتاً به باد كردن متكي بود. قديمي ترين شيوه براي توليد شيشه پنجره، شيوه  اي بد كه تا دومين دهه قرن نوزدهم همچنان به كار مي رفت و در اساس تفاوت چنداني با شيوة توليد غرابه ها و بطريهاي بزرگ نداشت. توده اي از شيشه را به مقداري كه لازم بود، با يك سربوري بر مي داشتند و با سر ديگر آن را باد مي كردند تا تقريباً به شكل كره اي به قطر 50 سانتي متر يا بيشتر درآيد. اين كره را دوباره حرارت مي دادند و به يك ميلة شيشه گري مي زدند و بوري را از آن جدا مي كردند و آن را روي يك قطعه فلز بي شباهت به لامپ تصوير تلويزيون نبود. سپس روزنه اي دايره اي به قطر چند سانتيمتر را از ته تخت آن مي كندند آنگاه آن را در كورة مخصوص نرم كردن شيشه به طور كلي دوباره حرارت مي دادند و نرم مي كردند.

آنگاه آن را بيرون مي آوردند، ميله شيشه گري را مي چرخاندند و در نتيجه ، سوراخ شدة كره باز مي شد و شيشة نرم شده، قرصي شكل مي شد. عمل چرخاندن را مي بايست آنقدر ادامه دهند كه شيشه سرد شده، خودش را بگيرد.  اما اين شيشه هيچوقت كاملاً مسطح نمي شد و دو سطح آن معمولاً موازي نبود. معمولاً وسط اين شيشه بسيار ضخيم تر  از لبه هاي آن بود  و سطح آن پر بود از برآمدگيهاي موجي و دايره اي شكل و هم مركز. در مركز آن يك گره درشت (كه به آن كراون مي گفتند) وجود داشت و در آن، ترك خوردگي اي كه به هنگام جدا كردن ميله شيشه گري پديد آمده بود، پيدا بود و دايره هاي مجاور آن، از برآمدگي و فرورفتگي بيشتري نسبت به قسمت هاي ديگر شيشه برخوردار بود.

معمولاً قرصهايي از شيشه را كه قطر آنها تا يك متر مي رسيد، با اين شيوه توليد مي كردند. اما با اين  روش، توليد ورقه هاي بسيار بزرگتر از اين  همه ميسر بود. از آنجا كه مسطح بودن اين شيشه ها از مركز به لبه آنها به شدت فرق مي كرد، تنها تكه هاي كوچك و در اندازه هاي مناسب را مي شد از آن جدا كرد و براي اين منظور، قسمتهاي نزديك به لبه از بقية قسمتهاه بهتر بود. وجود تكه هاي كوچك شيشه در پنجره هاي خانگي (در قرن شانزدهم و هفدهم) و ميله هاي ظريف و پر نقش و نگار كه آنها را جدا مي كرد، نه به دلايل زيبائي شناسانه بلكه به خاطر همين واقعيت بود. قسمتهاي وسط اين قرصهاي شيشه كه ضخيم و ناهموار  اغلب به رنگ سبز تيره بودند و از پشت آنها اشياء كج و معوج ديده مي شد، فقط براي در و قسمتهاي بالاي پنجره مغازه مناسب بودند و يا تنها به درد اين مي خوردند كه به كوره بازگردند كه يك قرص شيشه اي ديگر از آن بسازند.

روش ديگر (اما پرخرج تر) براي توليد شيشة مسطح، عبارت بود از توليد ورقه هاي ريخته شده كه  ابتدا در سال 1688 در فرانسه و بعدها در حدود سال 1770 در انگلستان پا گرفت. در اساس، شيشه مسطح عبارت

است از شيشة مسطح قالب ريزي شده كه به علت سطح نامرغوبش احتياج به سمباده زدن و صيقل دادن دارد (و ضخامت شيشه نيز به اندازه اي هست كه اجازة چنين كاري را بدهد). در  اين روش، شيشة مذاب را به وسيله ملاقه ها آهني روي قالب كه عبارت بود از يك ميز آهني، مي ريختند. سپس شيشه را با غلتكهاي آهني مسطح مي كردند. سطح شيشه اي كه به اين طريق توليد مي شد، ناهموار بود و با تحمل زحمات زياد، آن را با دست سمباده مي زدند  و صيقل مي دادند. از شيشه اي كه با اين طريقة طولاني و پر خرج توليد مي شد و اما در قياس با شيشه اي كه به طريفه باد كردن توليد مي شد بسيار مسطح تر بود، براي پنجره و به خصوص آئينه استفاده مي كردند.

گاهي از تكه هاي ضخيم شدة مسطح، استفاده هاي ديگري نيز مي شد. سختي اين شيشه ها (كه به كراون مشهور بودند) به اندازه اي بود كه از آنها براي پيراستن لنزهاي ناظريف استفاده مي كردند. گاهي هم كه از اين شيشه، چنانچه از همگوني متوسطي برخوردار و به نحو احسن سرد شده بود، لنزهاي نسبتاً خوب مي شد ساخت و در اينجا بد نيست به يك مطلب اشاره بكنيم و آن اين كه جوانه هاي اولية صنعت شيشه هاي اپتيكي از همينجا دميده شد. سرانجام اصطلاح شيشه كراون براي ناميدن انواع شيشه هايي كه براي پنجره و بطري به كار مي رفتند، رايج شد. تفاوت ميان شيشه ها به  امري ضروري مبدل شد زيرا در اواسط قرن هفدهم، توليد نوعي شيشه با فرمولي ديگر، رواج بسيار يافت. اين شيشه نيز به سبب شفافيت ويژه و فقدان رنگهاي نامطلوب طوري كه سابقه نداشت، مانند شيشه هايي كه در قديم در ونيز توليد مي شدند، به كريستال مشهور شدند.

( شكل فوق) دو مرحله از توليد شيشه كراون. سمت چپ گره اي را كه به ميله شيشه گري زده اند و ته آن سوارخ است، حرارت مجدد مي دهند. سمت راست: نيروي گريز از مركز باعث مي شود كه كره شيشه از قسمت سوراخ شدة آن باز شود و به صورت يك صفحه در آيد. اين صفحه را  سرد مي كنند و در طول سرد شدن، لبة آن را حلقه اي از خاك محافظت مي كند تا پرداختي كه محصول به وسيله حرارت ديده ، از بين نرود.

-1-شيشة كريستالي ـ سربي انگليسي

نخستين كسي كه اين شيشه را ساخت، يك شيشه گر انگليسي به نام جوج راونس كرافت[16] (81 – 1618) بود. او دنبال شيوه اي بود كه مرغوبيت بلور آلاتش را از لحاظ شفافيت بيشتر كند. نخستين شيشه اي كه او توليد كرد شيشة فلينت و تركيبي بود از پتاس ، ماسه خالص، سنگ چخماق تكليس شده و مقادير ناچيزي از نيترات پتاسيم و قير و بوره. اما متاسفانه وجود مقادير بيشتر پتاس كه براي خنثي كردن گداز ناپذيري نسبي سنگ چخماق ضروري بود، باعث پيدايش شيكه اي از ترك خوردگيهاي ريز و در نهايت خطرناك، در اين نوع شيشه (هر چند به طرز چشمگيري روشن بود) مي شد. اما افزودن اكسيد سرب، بر اين عيب غلبه كرد و در نتيجه، اين شيشه هاي شفاف، بسيار مطلوب از آب در آمدند. شيشة سربي كه به شيشة فلينت نيز مشهور است (هر چند كه بعدها از ماسه به جاي سنگ چخماق تكليس شده استفاده كردند)، سنگين تر ومتراكم تر از شيشة كراون است. به عبارت ديگر، قدرت انكسار يك منشور از شيشه فلينت، بيشتر است از منشوري ديگر با همان ابعاد اما از جنس شيشة كراون.

موفقيت در توليد بلور آلات كريستالي ـ سربي، به گسترش صنعت شيشه گري در انگلستان انجاميد و تنها چيزي كه مانع رشد آن گرديد عبارت بود از رشد مداوم مالياتها ميان سالهاي 1745 تا 1787 براي تامين مخارج جنگ با فرانسه. در نتيجه بسياري از شيشه گران به ايرلند كوچيدند، زيرا در آنجا صنعت شيشه گري از پرداخت ماليات معاف بود، و كارخانه هاي شيشه گري با اهميتي در دوبلين و واترفورد آغاز به كار كردند.

-1-شيشه در قرن نوزدهم و استفاده از آن در معماري

رشد سريع جمعيت و شهر نشيني در اروپا در خلال قرن نوزدهم، تقاضا براي شيشه را بسيار افزايش داد. شيشه گري در آمريكا نيز، همين گسترش را يافت (در جيمس تاون، ايالت ويرجينيا، نخستين كارخانه هاي شيشه گري كوچك در سال 1609 آغاز به كار كرده بود). نياز مردم به شيشة مسطح براي انواع پنجره ها افزايش يافته بود. ظروف سر سفره، ديگر در انحصار ثروتمندان نماند. بشقابها ، كوزه ها و غرابه هاي ارزان قيمت كه به طريقة پرس كردن و قالب گيري توليد شده بودند، به منازلي راه يافتند كه قبلاً فقط از ظروف گلي و مفرغي استفاده مي كردند . شمار محصولاتي كه در ظروف شيشه اي بسته بندي مي شدند، رو به افزايش نهاد . پيش از اواخر قرن نوزدهم ، نه تنها شراب بلكه آبجو، آب معدني، سسع ترشي، مربا ومحصولات ديگر كه قبلاً به صورت آزاد فروخته مي شدند، براي فروش در ظرفهاي شيشه جاي گرفتند.

بطري هنوز به روشي نسبتاً عقب مانده توليد مي شد. بطريهايي كه به روش باد كردن در قالب، در اين دوره توليد مي شدند از آنچنان اشكال عجيب و غريبي برخوردار بودند كه تا پيش از جنگ جهاني اول هر چه را كه از شيشه ساخته بودند و يك روزنه داشت، بطري مي گفتند. اما در طول قرن گذشته، توليد بطري به تدريج رو به اصلاح گذاشت. در سال 1821 يكي از شيشه گران بريستول، روشي براي بطري سازي ابداع كرد، براي اين كار، او از يك قالب دستي كه باز و بسته مي شد، استفاده كرد. اين قالبها، تمام قسمتهاي بطري از جمله گردن آن را شكل مي داد. در حاليكه قالبهاي سابق، فقط بدنة بطري را شكل مي داد. در سال 1880 يكي ديگر از شيشه گران انگليسي به نام ويليام اشلي يك دستگاه بطري سازي نيمه خودكار و در سال 1903 يك نفر آمريكائي به نام ميچل اونس، در تولدو واقع در ايالت اوهيو، نخستين دستگاه بطري سازي تمام خودكار را ساخت.

با كنار گذاشتن روش قديمي توليد شيشة كراون، ورقه هاي شيشه اي مسطح تري توليد شد. با روش جديد كه عبارت بود از باد كردن استوانه هاي عظيمي كه بعداً حرارت مجدد داده و از پهلو شكافته و باز مي شدند، تهيه مي كردند. اما يك طرف محصول، از صيقل دادن طبيعي از طريق حرارت بي نصيب مي ماند و مسطح بودن شيشه هنوز امري نسبي بود. چين و شكن اين نوع شيشه، هر چند نسبت به اغلب شيشه هاي كراون كمتر بود، باعث مي شد كه شيشه هاي مسطح هنوز از پاره اي از ويژگيهاي اپتيكي بسيار نامطلوب برخوردار باشد. به طرف اواخر قرن نوزدهم، اين روش نامطلوب برخوردار باشد. به طرف اواخر قرننوزدهم، اين روش استوانه اي با توليد استوانه هايي به طور مكانيكي اصلاح گرديد: يك بوري را كه به يك سر آن حلقه اي فلزي نصب كرده بودند، در شيشة مذاب فرو مي كردند و به آرامي بالا مي آوردند و هواي متراكم شده را با سرعتي نسبتاً كم در آن مي دميدند، به اين طريق مي توانستند استوانه اي خالي به ارتفاع 12 متر و قطر 75 سانتي متر بسازند.

بقية مراحل اين روش توليد، هنوز با دست انجام مي گرفت و فقط يك طرف محصول، از پرداخت طبيعي به وسيلة حرارت برخوردار بود. اما توليد استوانه اي بزرگتر ، كمك زيادي به تسريع بخشيدن به امر توليد اين نوع شيشه مي كرد. تا اواسط قرن نوزدهم، ورقه هاي شيشه اي گرانبهاتر هنوز كمياب بود، اما كيفيت بهترين نوع آن بسيار خوب بود.

به سبب افزايش نمايشگاههاي بين المللي ، كه پيدايش آنها در قرن 19 بود، براي شيشه گران اروپايي فرصتي پيش آمد كه دستاوردهايشان را به نمايش بگذارند. در بريتانيا لغو ماليتها در سال 1845 و براي هميشه، توسعة عظيم توليد انواع شيشه و استفادة عمومي و پر ظرافت از بلور آلات براي مصارف خانگي را موجب گرديد. چنين توسعه اي، در رايج شدن پاره اي محصولات شيشه اي در اغلب كشورهاي اروپايي انعكاس يافت و به طرف اواخر قرن نوزدهم، پرده هاي شيشه اي و آئينه و در پنجره شيشه اي را به گونه اي بي سابقه، كنده كاري و شن باران و با اسيد هيدروفلوريك حكاكي مي كردند. سر سفرة هر خانواده اي با هر موقعيت اجتماعي، بلور آلات تراش خورده مي درخشيد.

چلچراغها، اغلب عبارت بودند از رشته اي از شيشة فلينت تراش خورده و به شكل يك خوشه منشور و داراي. انواعي تقريباً نامحدود. اما شايد چشمگيرترين پيشرفت در اين دوره، در زمينة معماري صورت گرفت. كاخ كريستال (اين عمارت هيجان برانگيز و انقلابي) توسط سر ژوزف پاكسون در لندن و در سال 1851 و به عنوان محل بر پايي نمايشگاههاي بزرگ بين المللي طراحي و ساخته شد. كاخ كريستال نخستين ساختمان عظيم بود كه به وسيلة قطعات آهني و شيشه اي از پيش ساخته شده، درست شد. اين ساختمان نمايي ممتد به مساحت هشتاد هزار متر مربع داشت كه از سيصد هزار قطعه شيشة هم شكل (كه به طريقة باد كردن استوانه هاي عظيم توليد شده اند) ساخته شد. ساختن اين كاخ فقط 8 ماه وقت برد. اما اغلب ساختمانهايي از اين دست (به ويژه در پاريس و لندن) ساختمانهايي بودند براي استفاده هاي خاص مثلاً براي ايستگاه هاي راه آهن و فروشگاه ها . قبلاً براي همچون مصارفي، شيوه اي سنتي از لحاظ ساختمان سازي وجود نداشت. هنوز تعداد زيادي از  اين ساختمانها برجا هستند: ايستگا راه آهن سنت پانكراس در لندن كه سقف آن طاقي شكل است و فروشگاهي در مادلن (پاريس)، دو نمونة برجسته هستند.

كارخانه هايي كه در اروپا و آمريكا و در نيمه دوم قرن نوزدهم، سيلي اينچنين عظيم از محصولات را روانة بازار كردند، از دو جنبة مهم با بزرگترين كارخانه هاي شيشه گري قرن هجدهم فرق داشتند. اين دو جنبه عبارت بودند از: يكي ايجاد تغييراتي در كوره هاي احيا كننده كه تكامل آنها در اساس در جهت كار متالوژي بود، و هدف از اين تغييرات آن بود كه بتوان اين كوره ها را براي ذوب شيشه به كار برد و به اين ترتيب هم استفاده موثرتر از سوخت بشود و هم منبع پرقدرت تري از لحاظ حرارت تامين گردد. ديگر آن كه كوره هاي پات جاي خود را به كوره هاي بزرگتر يعني به كوره هاي تانكي دادند و چنانكه بعداً خواهيم ديد اين كوره ها، امر توليد پيوسته را سهل تر مي سازد. داستان از اين قرار است كه در يكي از كارخانه هاي شيشه گري آلمان، بر اثر حرارتعظيمي كه در نتيجة كار كردن چهار كورة احيا كننده با هم توليد شده بود، تمام ظرفهاي گلي داخل يكي از آنها شكسته شدند و شيشة مذاب كف كوره را پوشاند. اما موقعي كه تكه هاي ظروف گلي را از شيشه مذاب بيرون  آوردند مواد خام ديگري را به آن افزودند، محصول به دست آمده در آخر كار، كاملاً مطلوب از آب درآمد. به اين ترتيب نخستين كورة تانكي پا به عرصة وجود نهاد.

بعدها به سبب افزايش تقاضا و مطرح بودن مسئله توليد  بلور آلات ارزان در مقياس وسيع، پيشرفتهاي ديگري نيز صورت گرفت. در حدود سال 1827، در آمريكا شيوه اي ديگر براي توليد بلور آلات پديد آمد  و به سرعت در اروپا رواج يافت. اين شيوه عبارت بود از ايراد فشار مكانيكي بر شيشه موقعي كه در قالب ريخته شده. همانطور كه قبلاً ديديم، دستگاههاي بطري سازي در سال 1880 نيمه خودكار و در سال 1903 تمام خودكار شد. با به كار بردن  صفحه هاي نقش برگردان و رنگي، نقوش تزئيني را روي بلورآلات چاپ مي كردند. يكي از شيوه هاي توليد بلورآلات عبارت بود از سفت كردن شيشه از طريق سرد كردن ناگهاني آن (براي ساختن لامپهاي گازي و روغني). بنابراين، در سال 1900، آنچنان پيشرفتهايي در شيشه گري حاصل گرديد كه اين صنعت را در طول قرن بيستم، متحول گردانيد، پيدايش كوره هاي تانكي احيا كنند و دستگاههاي بطري سازي خودكار، ساختن استوانه هايي (به روش مكانيكي) براي توليد شيشة مسطح، و پيدايش روش سفت كردن، همة اينها دست در دست هم، همراه با  درك رو به فزون نسبت به تركيب و ساختمان شيشه و انگيزة توليد وسيع شيشه كه ناشي از تقاضاي عظيم بود، به مكانيزه كردن و ايجاد اصلاحاتي بيشتر در صنعت شيشه گري منجر شد .

شیشه در ایران

2-تاریخ شیشه در ایران

ما مردمان اين دوران ، زندگيمان آنقدر اب شيشه عجين شده است كه ديگر وجود آن را در پيرامون خود احساس نمي كنيم . ازدرون خانه ها به مناظر بيرون مي نگريم اما كمتر ممكن است به شيشه هايي بينديشيم كه ديدن مناظر را براي ما ممكن مي كند اما هميشه اين گونه نبود است . روزگاري حتي داشتن يك مهره شيشه اي براي زن ساكن سيلك هزاره دوم قبل از ميلاد براي آنكه آذين گردن گ كند يك آرزوي دست نيافتني بود .

مردمان سرزمينهاي مصر وبين النهرين از حدود 4 هزار سال قبل ا ميلاد مسيح شيشه را مي ساختند . اشيايي با لعاب شيشه اي با قدمتي در حدود 3 هزار سال قبل از ميلاد نيز رمناطقي از حوزه نفوذ اين تمدنها كشف شده است . اما قدمت شيشه در سرزمين ما ودر مناطقي كه رد همسايگي تمدن پرشكوه بين النهرين قرار اشته بيش از2 هزار سال قبل از ميلاد نيست . كاربرد شيشه در ايران از دوران پادشاهي عيلام مياني ودر معبد چغازنبيل آغاز شده است . در اين معبد مهره هايي از جنس شيشه به رنگ آبي پررنگ كشف شده است . در اين معبد همچنين از شيشه هاي ميله اي شكل براي حفاظ پنجره ها استفاده شده است . از كنارهم قرار گرفتن اين ميله ها سطحسي صاف حاصل مي شده كه امكان عبور نور از آن وجود داشته است . يافته هاي حفاري ذر برخي از مناطق تاريخي مربوط به دوره هاي بعد نيزنشان ميدهد كاربرد شيشه در ديگر تمدنها نيز رواج داشته است . در ميان اشياي شيشه اي كشف شده از تمدنهاي پيش از تاريخ ايران ساغر شيشه اي است . ظروف شيشه اي مارليك از اهميت زيادي برخوردار است . ظرئف شيشه اي مارليك نشان مي دهد صنعتگران اين قوم افزون بر شناخت شيشه از تكنيكهاي كار برد آن نيز باخبر بودند .

در عهد هخامنشيان از شيشه در تزئين وساخت ظروف استفاده مي شده است . در حفاريهاي ساختمان خزانه در تخت جمشيد هم قطعاتي مربوط به ظروف شيشه اي بدس آمده است كه تزئيناتي به صورت فرو رفتگي وبر آمدگي دارد ومشابه آن رادر ظرفهاي فلزي همين دوره هم مي توان يافت .

صنعت شيشه به روايت ظروف شيشه اي مربوط به دوره پادشاهي پارت وساساني ازرونق بسياري برخوردار بوده وبراي ساخت ظروف مصرفي وتزئيني هم از آن استفاده مي شده است .

هنرمندان وصنعتگران دوران پس از اسلام هم پيشرفت قابل توجهي در كاربرد شيشه بدست آورده اند كه در ساخت ظروف شيشه اي بسيار زيبايي اين دوره مشهود است اما ساخت شيشه هاي مسطح كه كاربرد آن معماري ممكن باشد در سده دوم قبل از ميلاد ابداع شد . در بين يافته هاي با ارزش خزانه تخت جمشيد تعدادي ظروف شيشه اي كه به روش دمش در قالب توليد مي شده اند وجود دارد كه نشان دهنده استفاده گسترده از شيشه در دوره هخامنشيان است . در گزارش يكي از سفراي آتني به جامهاي شيشه اي مورد استفاده در بار هخامنشيان اشاره شده است .

 از شيشه هاي كشف شده دوره پارتيان وساسانيان نيز چنين تصورمي رود كه هنر شيشه گري از همان بدو ظهور به فارس راه يافته باشد . مهارت شيشه گران دوره ساساني مخصوصا ًتوليد شيشه هاي تزئيني چرخ تراش شايان توجه است كه از بهترين شواهد بر اين مدعا جام خسرو اول است كه در موزه پاريس نگهداري مي شود .

هنر شيشه گري به سبك دوره ساساني در اوائل دروه اسلامي در سامرا وري ادامه يافت ولي پس از حمله مغول راه افول را پيمود ، به طوريكه شاردن سياح فرانسوي كه در بين سالهاي 1664 تا 1681 به ايران سفركرده است ، هنر شيشه گري ايران را در كيفيت وسطح پائيني گزارش كرده است ..

در اين روش كه در دوره خوداهميت بسيار زيادي برخوردار بود ابتدا خمير شيشه را با يك ميله توخالي از بوته ذوب بر مي داشتند وبادميدن درآن به صورت حبابي بزرگ در مي آوردند . سپس ته حباب را با فشار دادن بر سطحي صاف مسطح وسوراخ مي كردند . حباب ساخته شده را دوباره گرم مي كردند وحول محور متصل به آن مي چرخاندند . دراين حالت حباب شيشه طبق خاصيت نيروي گريز از مركزاز محل سوراخ باز مي شد وبه صورت يك ورق تخت وبه شكل دايره اي با قطري در حدود يك متر شكل مي گرفت شيشه هاي تخت ساخته شده با اين روش داراي سطحي مواج مي شد كه ضخامت سمت مركزي آن بسيار بيشتر از قسمتهاي ديگر بود . تصوير از پشت اين شيشه ها وضوح بسيار كمي داشت .

درقرن 17 ميلادي در فرانسه ساخت شيشه هاي مسطح از طريق غلتك زدن خمير شيشه در قالبهاي مسطح ابداع شد . شيشه ساخته شده با اين روش هم كيفيت پاييني داشت  . اين شيشه ها را مي بايست با سمباده زدن پرداخت مي كردند وبه همين دليل بسيار گران تمام مي شد .

در ايران از دير با زاز شيشه به مقدار بسيار محدودي در معماري استفاده مي شده است بطور مثال در سقف حمامها برا يانتقال نور به داخل حمام . از شيشه هايي به شكل مقعر كه شباهت زيادي به جامهاي فلزي داشت استفاده مي شد . از همين رو اين شيشه به جام معروف وواحد شمارش شيشه شد . اين شيشه ها كيفيتي نه چندان مطلوب وضخامت نسبتا زيادي داشت .استفاده گسترده از شيشه در معماري ايران را بايد مربوط به عهد صفوي دانست

در اين دوران با رونق ساختمان سازي سرعت كار اهميت پيدا كرد . از اين رو معماران براي مراحل تكميلي وتزئين بنا به شيوه هاي جديد وهمچنين مصال جديد روي آوردند شيشه وآينه از جمله مصالح مورد استفاده در تزئين بنا بود . در اين دوران از شيشه علاوه بر استفاده گسترده در پنجره ها در تزئين نماي داخلي ساختمان هم استفاده مي شد .

در عهد صفويساخت درهاي ارسي كه باز شوهاي ان به صورت عمودي عمل مي كرد وسطح مشبك چوبي آنها با شيشه هاي قطع كوچك والوان رنگي تزئين مي شد رونق بسيار گرفت . اين درها كه در ابعاد بزرگ ساخته مي شدند وبيشتر براي بستن درگاه ايوان يا اتاقهاي رو به حياط به كار مي رفتند به دليل استفاده از قطعات كوچك چوب در ساخت آنها به خوبي مي توانستند در مقابل تغييرات رطوبتي وهوايي وهمچنين نور آفتاب مقاومت كنند وعمري طولاني داشته باشند .

استفاده از شيشه به شكل آينه نيز در اين دوره رونق گرفت وبسياري از كاخها ي دوره صفوي را تزئين كرد . براساس مطالعات صورت گرفته استفاده از آينه در تزئين بنا براي نخستين بار در قزوين پايتخت وقت صفوي يه عهد سلطنت شاه طهماسب اول در ايوان خانه اي كه درسال 951-965 ساخته شد به كار رفت . پس از آن با انتال پايتخت به اصفهان استفاده از آينه خانه در كنار زاينده رود از آينه بطور گسترده اي استفاده مي شد . اين كاخ در عهد قاجار تخريب شد اما امده است كه در ايوان رو به زاينده رود اين بنا آينه اي با قطع بزرگ نصب شده كه به آينه جهان نما معروف است . اين آينه پس از تخريب بنا به تهران منتقل شد ودر ساختمان مسعوديه نصب شد . اما در حمله انقلابيون مشروطه به اين كاخ شكست .

تزئينات شيشه وآينه كاري بناهاي باقيمانده از دوره صفوي به ندرت سالم مانده اند . از جمله تزئين زير گنبد مرقد امام رضا (ع) كه به دستور شاه سلطان حسين صفوي در آن شيشه با گچ بهكار برده شده است . از ديگر نمونه هاي آينه كاري عهد صفوي تزئينات كاخ هشت بهشت وچهلستون در اصفهان استكه در آن آينه هاي پولكي وتخت در ابعاد كوچك در تزئين سقف بكار رفته است .

در عهد قاجار از طرفي مهارت استادكاران آينه كار واز طرف ديگر در دسترس بودن شيشه وآينه هاي مرغوب همچنين فراهم آمدن امكان برش شيشه در ابعاد دلخواه اين هنر را گسترش داد كاربرد شيشه هاي ساده در درها دشيشه هاي الواندر ارسي ها وهمچنني شيشه هاي نقاشي شده جلوه بسيار زيبايي به بناها داده است .

پس از وقوع انقلاب صنعتي در اروپا وهمراه با گسترش كاربرد آهن درمعماري كه ابتدا در پايه ها وسپس در سازه هاي فلزي مشبك سقفها بكار رفت  تقاضا براي شيشه مسطح افزايش يافت اولين نمونه هاي موفق كاربرد شيشه در معماري در ساخت گنبد هاي گلخانه ها بود  . اين گنبدها سازه هاي فلزي مشبكي بود كه روزنه ها ي آنها با شيشه پر مي شد يكي از اين سازه ها گنبد ميدان گندم فروشان در پاريس بود كه در سال 1809 طراحي و در سال 1811 ساخته شد . اين نمونه راه را براي استفاده از سقفهاي شيشه اي هموار كرد . چند دهه بعد در سال 1851 ساختمان كريستال پالاس محل اولين نمايشگاه بين المللي با تكيه بر تجربيات قبلي ساخته شد . در اين قرن سقفهاي فلزي كه در آن شيشه استفاده مي شد بهترين پاسخ براي ساخت سقف ايستگاههاي راه آهن نمايشگاهها وكارخانه ها بود .

در سالهاي پاياني اين قرن ساخت سالن ماشين در نمايشگاه بين المللي پاريس كه طرح آن را مهندس كونتامنومعمار دوتر تهيه كرده بودند . تسخير معماري آينده را توسط آهن وشيشه اعلام كرد .

از همين رو صنعتگران به دنبال روشهاي بهتر توليد شيشه هاي مسطح بر آمدند . مجموعه تحولات پس از انقلاب صنعتي موجب فراهم آمدن امكان توليد انبوه شيشه كاهش قيمت آن وگسترش كاربرد آن شد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط جواد در 23:32 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389

اقلیم و پنجره 2

                                                         مقدمه

پنجره : نشان زندگي انسان ، چشمکي به رهگذران ، چشم ساختمان که به آدمي  امکان مي دهد بدون ديده شدن به جهان خارج بنگرد ، پذيراي نور روز و پرتوهاي خورشيد که سطوح و اشيا را روشن مي کنند ، سرچشمه ي هواي تازه و گااه محل تبادل کلام و بو ... اما همچنين نوعي گسستگي در سازه ي ديوار و از اين رو ، تقطه اي است آسيب پذير ، شکننده ، حساس به دماي بيرون و راه نفوذ . پنجره از بنيان هاي معماري است . پنجره در حکم چشم ، دهان ، بيني و گوش بناست و نه تنها نقش تعيين کننده اي در ظاهر بنا دارد ، بلکه واسطه اي است که به ساکنان بنا امکان مي دهد تا مکاني را که جزئي از آن هستند ببينند ، بشنوند و حس کنند.شکل و ابعاد پنجره ها داستان درازي دارد. در کلبه هاي بدوي ، يک باز شوي کوچک نقش ورودي ، چشم انداز به جهان خارج ، منبع نور و تهويه را بازي مي کرد. گاهي يک يا دو بازشوي ساده ي ديگر نيز به آن اضافه مي شد. بعدها پنجره ي شيشه اي آمد که به ساکنان بنا امکان مي داد بدون قرار گرفتن در تاريکي ، بتوانند آن را باز و بسته کنند. تا به امروز ، شکل پنجره ها تا حدودي به فن ساختمان براي تنظيم نور و دماي داخلي ساختمان وابسته بوده است. ميزان نور رساني پنجره در نزديکي سقف چند برابر بيشتر از نور رساني آن در نزديکي زمين است از اين رو ، اگر نيازي به تامين ديد و پيوستگي فضاي داخل و خارج نبود ، با صرفه ترين پنجره ها در نزديک سقف قرار مي گرفتند.

پس پنجره از نظر طراحي سه کار انجام مي دهد : نور رساني ، تامين ديد و پيوند درون و بيرون . در بناهاي مذهبي و درونگرا پنجره بيشتر براي نور رساني طراحي مي شود. از دوره ي نوزايي (رنسانس ) ، بسياري از معماران کوشيده اند تا با تعبيه ي نورگيرها يا بازشوهايي در بالاي پنجره هاي تامين کننده ديد ، اين دو را از هم جدا کنند. هنوز رايج ترين پنجره ي سنتي ، که در ديوارهاي باربر تعبيه مي شود ، پنجره ي عمودي است که هر سه کار را در قالب يک عنصر مهماري ، با حداقل نعل درگاه ممکن انجام مي دهد. اين نوع پنجره تا قرن بيستم پنجره اي نمونه محسوب مي شد.

الته استثناهايي نيز وجود دارد . ( پنجره ي نواري ) در خانه هاي قرن هيجدهم در آپنتزل در سوئيس چيزي نيست جز راه حلي هوشمندانه به منظور تامين نور کافي براي دختران سوزن دوزي که پشت ديوار غير باربر نشسته بودند. اين پنجره بيش از هر چيز ، نمونه اي است از پنجره اي براي نور و احيانا براي ديد.

امروزه روش هاي نوين ساختماني هزاران سال کار سنتي را تهديد مي کنند : فولاد و بتن مسلح قاب هاي باربر را پديد آورده اند ، که در جاي خود ديوار هاي باربر را به صورت جداره اي غير باربر در مي آورد. نور مصنوعي محدوديت هاي نور طبيعي را از بين برده است. پنجره ي عمودي رابطه ي خود را با اقتصاد ازدست داده و بدين ترتيب به صورت يک راه حل از ميان راه حل هاي متعدد ممکن درآمده است . معماريديگر تابع جبر روش هاي محدود ساختماني نيست . در واقع ، نماي آزاد ، دهانه هاي شيشه پوش ، شکاف هاي عمودي ، پنجره هاي وسيع ، پنجره هاي دو کنج ، ايوان هاي شيشه پوش ، ديوارهاي خارجي غير باربر و امکانات ديگر ، راه حل هاي جديدي براي ساخت فضا و آرايش نور پديد آورده اند. آزادي از قيد مصالح فقط در مورد پنجره مصداق ندارد ، بلکه تمام بنا را در بر مي گيرد. اين شرايط جديد به پيشتازان عرصه ي مهماري امکان داد تا با جنبش هاي هنري انتزاعي ، همچون کوبيسم و پيوريسم ، دست دوستي دهند. شکل ساختمان که با رها شدن از قيود سنتي و تحميلي منطق ساخت ، به نوعي خود مختاري دست يافته بود ، امکان مي داد تا سه کار پنجره – يعني نور ، ديد و پيوند فضاها – توسط بازشوهاي گوناگون که هر يک براي کاري خاص و با شکلي متفاوت طراحي شده بودند ، انجام شود. آن بازشو که منظره اي خاص را قاب مي کرد ، ديگر وظيفه ي تامين نور را نداشت و مي شد نور را از بالا تامين کرد ( مثلا کارهاي لوئيس کان و ماريو بوتا را با آثار ديگران مقايسه کنيد ) . شيشه ، فولاد و روش هاي درزبندي راه هاي جديدي براي کاهش ميزان جدايي داخل و خارج گشوده اند.

اما اين آزادي بدون زحمت به کف نيامده است و به تنوع بسيار زياد نه فقط پنجره ، که تمامي ساختمان ، انجاميدهاست . هرگاه هر پنجره يا هر ساختمان از منطق خاص خود پيروي کند و به همسايگان و پيشينيان خود وقعي نگذارد ، مرز بين تماشايي از يک سو و آشفتگي از سوي ديگر ، کمرنگ مي شود. در حالي که در معماري کلاسيک ميشد پنجره را شئي زيبا و مستقل دانست ، در معماري امروز پنجره ي زيبا را تنها در ارتباط با تماميت آرايش فضايي مي توان درک کرد. پنجره ي امروزي ديگر شئي مستقلي نيست.

باورهاي قطعي در پنجره ي عمودي کدامند ، هرگ اه بدانيم که نعل درگاه در اين پنجره ديگر بار ديوار را حمل نميکند؟ کجايند اين باورهاي قطعي ، وقتي در جستجوي افق ساختمان معاصر ، به آرايش تصادفي ولي تماشايي پنجره هاي لوسين کرول هم برميخوريم ، به بازشوي بزرگ در ديوارهاي ماريو بوتا که چندين پنجره را درقالب يک عنصر واحد مطرح مي کند ، شکل غالب مربع در پنجره هاي آلدو رسي ، حذف تدريجي ديوار که بازي کنان فضاها را در هم مي آميزد و در آثار يان هايدويک و ريچارد ماير ، نماي شفاف لودويگ ميس فان در روهه و نماي آينه اي نورمن فاستر  ، اشاره ي کنايه اميز رابرت ونتوري به اشکال متعارف ، و تحريف آگاهانه ي تصاوير گذشتگان در آثار لئون کراير و ريکاردو بفيل . اما اين تنوع فقط حاصل پيدايش فنون نوين نيست ؛ بلکه بيش از هر چيز به ثروت جامعه اي بستگي دارد که ديگر سادگي مطلق را نمي پذيرد و سپس به طبع دمکراتيک جامعه ي ما وابسته است که در آن نه فرهيختگان ، نه دولت و نه بانک هاي آزمند ، نمي توانند حق تعيين درست و نادرست را به خود اختصاص دهند.

تنوع پنجره ها تنها يک نمونه از کثرت انديشه هاي موجود در کل معماري امروز است. معمار امروزي که در جستجوي باورهاي متقن است ، در برخورد با انديشه هاي گوناگون که در عين تضاد در کنار يکديگر مطرحمي شوند ، با مشکلات زيادي روبرو مي شود.حقايق بسيارند و ضد نقيض و نا پايدار. ساختمان را مي توان به عينيت رساند ، اما معماري و طراحي شهري را فقط در نظام هاي نسبتا پايدار ، که در آن ارزشهاي انساني يا فعاليت و مکان گره خورده باشند، مي توان قطعي کرد. توجه کنيد که در تاريخ بشر ، خزانه ي دانش انسان هرگز چنين غني و چنين در دسترس براي همگان نبوده است بايگاني هاي زيادي برپا شده اند و کتابخانه هاي عظيم موجودي خود را روي رايانه مي گذارند. مجلات معماري بلافاصله آخرين انديشه ها ، پژوهش ها و آثار طراحي را منعکس مي کنند. ويژگي مشترک انديشه هاي متنوع نخبگان معماري آن است که همگي مي کوشند معماري را از بند ملاحظات اقتصادي و فني محض تب هاي تند رها سازند. اميد ما آنست که در معماري هدف هاي پر معنا تري براي زندگي بشر به وديعه گذاريم .

 

اقليم و تقسيم بندي اقليمي ايران

اقلیم معتدل و مرطوب ( کرانه جنوب دریای خزر )

شرايط اقليمي

اين منطقه از پر باران ترين و سرسبز ترين مناطق اقليمي ايران است و در تمامي فصول سال داراي بارندگي مي باشد. با وجود عرض نسبتا کم ، اين کرانه از دو ناحيه ي تقريبا مجزا تشکيل شده است. يکي ناحيه جلگه اي است که به صورت نوار باريکي در امتداد دريا گسترش يافته و کشتزارهاي وسيع و همچنين شهرهاي بزرگ در اين ناحيه مي باشند. عرض اين جلگه در مجاور رودخانه هايي مانند سفيد رود ، هراز ، تجن و در منطقه شرقي درياي خزر بيشتر است. دوم ناحيه کوهستاني شمال سلسله جبال البرز است که پوشيده از درختان جنگلي مي باشد. در بيشتر مناطق خصوصا در مناطق مرکزي و شمال شرقي ، فاصله اين رشته کوه تا دريا از چند کيلومتر تجاوز نمي کند. مصلح مورد استفاده و فرم ابنيه سنتي در اين دو ناحيه تا حدودي با هم تفاوت دارند.

خصوصيات آب و هوايي اين کناره به قرار ذيل است:

الف – بارندگي زياد در تمام فصول سال ، خصوصا در فصول پاييز و زمستان

ب – رطوبت نسبتا زياد در تمام فصول سال

ج – اختلاف کم درجه حرارت بين شب و روز

د – پوشش وسع نباتي

سمت جنوب غربي درياي خزر ، يعني استان گيلان ، داراي بارندگي بيشتري نسبت به ساير قسمتها است و هر چه از سمت غرب به سمت شرق اين کناره پيش مي رويم ، از مقدار بارندگي کاسته مي شود

همان طور كه مي‌دانيم عامل غالب در اقليم معتدل و مرطوب، رطوبت و در اقليم گرم و مرطوب، گرما و رطوبت مي‌باشد و به همين دليل در اين در اقليم سعي بر آن است كه رطوبت از ساختمان دور شودد براي اين منظور درب‌ها و پنجره‌ها بايد در جهتي نصبد شوند تا باد به راحتي وارد ساختمان گردد. نسيم هواي خارج از ساختمان در اثر نيروي «فشار- مكش» موجب حركت هوا در درون خانه مي‌گردد. فشار مثبت در جهتي كه باد مي‌وزد ايجاد شده و فشار منفي (مكش) در سمت حوزه فشار در اطراف يك ساختمان مربع شكل كه در معرض بادهاي عمودي و مايل مي‌باشد را مي‌توان مطابق شكل ترسيم كرد.

عامل غالب در اين اقليم رطوبت بالاي هوا مي‌باشد.

- به دليل استفاده هر چه بيشتر از نسيم‌هاي دريايي بهتر است بازشوهاي وسيع رو به دريا در طراحي لحاظ گردد.

- پنجره‌ها بايد حتي‌الامكان در محور شمالي جنوبي قرار گيرند، به دليل اين كه جهت وزش‌ها نسيم‌هاي دريايي محور شمالي- جنوبي مي‌باشد.

- اندازه مناسب بازشوها در اين اقليم 40 تا 80 درصد مي‌باشد كه باز هم بهتر است بيشتر در جبهه جنوبي و بعد شمالي قرار گيرند.

در اين اقليم بهتر است به دلايل ذكر شده (رطوبت بالا و نياز به تهويه) بازشوها از كف شروع شوند يعني تقريباً كف پنجره نداريم.

- عايق‌بندي رطوبتي براي بازشوها در اين اقليم از اهميت زيادي برخوردار است.

تأثير موقعيت پنجره‌ها در جريان هواي داخلي

قرار دادن پنجره‌ها بر روي ديوارهاي مقابل كه در مسير مستقيم جريان هوا قرار دارند باعث ايجاد جريان سريع هوا منتهي با عرض كم در داخل اتاق خواهد شد. اگر پنجره‌ها در قسمت‌هاي مياني چنين ديوارهايي نصب شوند جريان هوا مستقيماً از وسط اتاق عبور خواهد كرد و اگر پنجره‌ها در گوشه‌هاي ديوار باشند جريان هوا از روي ديوار جانبي اتاق خواهد گذشت. در هر دو مورد سرعت جريان هوا زياد بوده اما تهيه ساختمان رضايت‌بخش نخواهد بود.

شكل 6

اثر ايجاد پنجره روي تهويه

حجم جريان (مقدار هوايي كه عوض مي‌شود) كه از ميان ساختماني عبور مي‌كند متأثر از اندازه بازشوهاست بيشترين حجم هوايي كه عوض شود زماني است كه ورودي‌ها و خروجي‌ها تا حد ممكن بزرگ باشند. در صورتي جريان هوا از داخل ساختمان به حداكثر مي‌رسد كه خروجي‌ها بزرگ‌تر از ورودي‌ها باشند.

تأثير نوع پنجره بر روي تهويه دو طرفه

پنجره‌ها را در رابطه با جريان هوا مي‌توان به دو گروه تقسيم كرد:

1- پنجره‌هاي لولادار كه موجب انحراف يا چرخش جريان هواي ورودي مي‌شوند.

2- پنجره‌هاي كشويي و دوبله گرويزان كه روي سطح قاب پنجره حركت مي‌كنند و از اين رو موجب انحراف جريان هوا نمي‌شوند.

در اين رابطه انتخاب نوع مناسب پنجره بسيار مهم است. بازشوهاي كركره‌‌اي نيز بر روي مسير جريان هوا داراي تأثير مشابهي هستند و ب نصب آن‌ها در مقابل پنجره‌هاي كشويي مي‌توان مسير جريان هوا را تنظيم كرد. يك روش خوب تهويه قرار دادن دريچه‌هاي كركره‌اي در طول ديوار خارجي است.

 

 

خصوصيات کلي بافت شهري و روستايي در اين مناطق به قرار زير است:

الف – بافت شهري و روستايي به صورت باز و گسترده

ب – فضاهاي شهري نسبتا وسيع

ج – محوطه ها با ديواره هاي کوتاه

د – کوچه هاي نسبتا عريض

ه – ساختمانها جدا از هم ، در مراکز شهري متصل به هم

 

فرم بنا

به دليل بارندگي بسيار زياد و رطوبت بيش از حد فرم بنا در منطقه عمدتا جهت مقابله با اين دو عامل شکل گرفته است.

خصوصيات کلي فرم ابنيه سنتي منطقه شامل شش مورد زير است :

الف – بام ساختمان به صورت شيبدار

ب –  ايوان و يا غلام گرد در اطراف ساختمان

ج – شکل ساختمان به شکل برونگرا

د – عدم وجود زير زمين

ه – کف طبقه همکف بالاتر از سطح طبيعي زمين

و – استفاده از تهويه دو طرفه هوا

 

 

کرانه شمالي خليج فارس و درياي عمان

شرايط اقليمي

اين منطقه اقليمي در امتداد يک نوار ساحلي باريک و نسبتا طولاني است که بيش از دو هزار کيلومتر طول آن مي باشد و از مصب اروند رود در جنوب غربي استان خوزستان شروع شده و به خليج گواتر در جنوب شرقي استان سيستان و بلوچستان ختم مي شود.

از لحاظ اقليمي ، اين سواحل جزو نواحي گرم و مرطوب محسوب مي شود. تابستانها نسبتا طولاني و زمستانها فقط در دو ماه دي و بهمن هوا تا حدي سرد است . يان کناره به سبب آنکه در مجاورت دريا مي باشد، رطوبت هوا بسيار زياد است ولي به علت قلت بارندگي ، فاقد پوشش نباتي مي باشد و به جز نخلستانها و کشتزارهاي محدود اهالي ، منطقه به طور کلي لم يزرع و بي آب و علف است.

خصوصيات آب و هوايي

الف – ميزان ريزش باران ساليانه بسيار اندک ، اغلب بارندگي در فصول پاييز و خصوصا زمستان

ب – رطوبت هوا بسيار زياد در تمام فصول سال

ج – هوا بسيار گرم و مرطوب در تابستان و معتدل در زمستان

د – اختلاف کم درجه حرارت بين شب و روز

ه -  شور بودن آبهاي زيرزميني در اکثر مناطق

و – پوشش بسيار کم گياهي

از آنجايي که در اين کرانه خاک اکثرا نواحي آهکي است و همچنين فاقد پوشش نباتي مي باشد، لذا اب باران به داخل زمين نفوذ نمي کند و باران اندکي هم که مي بارد ، ايجاد سيل مي کند و چون سيل بندهاي کافي و کانالهاي عبور اب وجود ندارد و آب ذيقيمت شيرين به صورت سيل روانه دريا مي گردد.

به دليل مجاورت با دريا و تابش تقريبا عمودي آفتاب در فصول بهار و تابستان ، ميزان تبخير آب در منطقه بسيار زياد و رطوبت هوا نيز زياد است. هر چه از ساحل دور شويم و همچنين در ارتفاعات ، از ميزان رطوبت هوا کاسته مي شود ، به نحوي که به فاصله حدود بيست کيلومتر از ساحل ، با آب و هواي گرم و خشک کويري و يا کوهپايه اي مواجهه مي شويم . رطوبت زياد در سواحل دريا ، توام با حرارت بسيار زياد ، در اغلب مواقع در فصول گرم ايجاد شرجي مي کند که از لحاظ زيستي بسيار مشکل و طاقت فرسا است .

سرعت بخشيدن به كوران‌هاي محيط اطراف ساكنين جهت امكان دادن به تبخير سريع رطوبت سطح بدن و مانع شدن از اين كه انرژي بر ساكنين اثر بگذارد (چه مستقيماً از طريق پنجره‌ها و يا غيرمستقيم، به دنبال گرم شدن ديوارها كه باعث افزايش دماي محيط داخل مي‌شود) ضروري است.

- استفاده از نمادهاي منعكس‌كننده نور خورشيد است از حفاظ‌هايي براي جلوگيري از ورود نور مستقيم و ايجاد سايه

- بازشوها بايد در ديوارهاي شمالي و جنوبي در جهت وزش باد و در ارتفاعي قرار گيرد كه باد به بدن انسان برخورد نمايد و از تابش مستقيم آفتاب محفوظ باشد.

- اندازه مناسب براي بازشوها بين 25 تا 40 درصد ، سطح ديوار شمالي يا جنوبي

- بازشوها بايد طراحي شوند كه بتوان از حداكثر جريان باد استفاده نمود و باد مستقيماً بدن انسان در تماس باشد. سطح شيشه‌اي بازشوها به حداقل ممكن تقليل يافته و در رنگ آميزي قاب پنجره‌ها از رنگ تيره استفاده شود تا اشعه‌هاي تابيده شده به سطح خود را جذب نموده و فقط روشنايي وارد فضاهاي داخل شود. مصالح آن بهتر است از چوب درختاني كه در مناطق گرم و مرطوب رشد نموده‌اند يا از آلومينيوم تيره باشد كه در اثر رطوبت زياد دچار پوسيدگي نشوند.

- بازشوها حتي‌الامكان به طور هم زمان دو جبهه شمالي و جنوبي قرار گيرند چون باد مطلوب، بادهايي با محور شمالي- جنوبي مي‌باشند.

- مناسب‌ترين ارتفاع براي كف پنجره در اين اقليم به طور كلي 0.5-1.5m است.

 

بافت شهري

بهترين روش براي مقابله با شرايط سخت آب و هوايي در اين منطقه ، ايجاد سايه و استفاده از جريان باد است.

خصوصيات بافت شهري:

الف – بافت شهري بصورت نيمه متراکم

ب – بافت روستايي نسبتا باز

ج – فضاهاي شهري نيمه محصور

د – گسترش شهرها و روستاهاي ساحلي در امتداد کنار ساحل و جهت آن رو به دريا

فرم بنا

خصوصيات کلي فرم بنا در اين مناطق به قرار زير است :

الف – ساختمانها به صورت حياط مرکزي و نيمه درون گرا

ب – حداکثر استفاده از سايه و کوران هوا

ج – ارتفاع اتاقها زياد و پنجره ها بلند و کشيده

د – ايوانها وسيع و مرتفع

ه – عدم وجود زير زمين

و – طاقها غالبا مسطح

نواحي کوهستاني و مرتفع

شرايط اقليمي

دو سلسله جبال البرز و زاگرس نواحي مرکزي ايران را از سواحل درياي خزر در شمال و جلگه بين النهرين در غرب جدا مي کند. شيرکوه ، کوه تفتان و کوهاي منفرد ديگري نيز در قسمتهاي مرکزي و شرقي ايران وجود دارد. اين کوهستانها سرچشمه رودخانه ها و قناتهاي کشور مي باشند. رشته کوهاي واقع در شمال و غرب کشور اکثرا برف گير بوده و در دامنه شمالي رشته کوه البرز ، جنگلهاي انبوه که در فصل سوم بحث شد و در دامنه کوهاي زاگرس در غرب کشور ، جنگلهاي تنک بلوط ، نارون و افرا وجود دارد.

کليات شرايط اقليمي اين نواحي به قرار ذيل است :

الف – سرماي شديد در زمستان ، معتدل در تابستان

ب – بارش برف سنگين در قسمتهاي شمال و شمال غرب کشور

ج – رطوبت هوا کم

د – اختلاف بسيار زياد درجه حرارت بين شب و روز

 

خصوصيات کلي بافت شهري و روستايي به قرار ذيل است :

الف – فضاهاي شهري و روستايي کوچک و محصور

ب – بافت شهري و روستايي متراکم و ابنيه متصل به هم

ج – جهت آفتاب و عوارض زمين عامل تعيين کننده در نحوه استقرار ، گسترش و سيماي کلي شهر و روستا

د – کوچه ها و معابر اصلي به موازات خط تراز زمين و اغلب با عرض کم

 

خصوصيات کلي فرم و بنا در اين نواحي به شرح ذيل است :

الف – ساختمانها داراي حياط مرکزي و درونگرا

ب – نسبت سطح پوسته خارجي بنا به حجم بنا کم

ج – ارتفاع اتاقها کم

د – بام ها غالبا به صورت مسطح

ه – بازشوها کوچک

و – ايوانها و حياط ها کوچک

ز – ديوارها نسبتا قطور

بازشوها در اقليم سرد

اقليم سرد

- در اين مناطق براي جلوگيري از تبادل حرارت بين داخل و خارج از بازشوهاي كوچك به تعداد كم استفاده مي‌كنند.

- بازشوها در ضلع جنوبي براي استفاده هر چه بيشتر از تابش آفتاب بزرگ‌تر كشيده‌تر انتخاب مي‌شوند. هم چنين از استقرار بازشوها در جهت بادهاي سرد بايد اجتناب نمود.

- پنجره‌هاي دو جداره نيز براي رساندن تبادل حرارتي به حداقل ممكن مناسب‌ترند. در ضمن به منظور جلوگيري از ورود سرما به داخل و خروج حرارت داخل به خارج ميزان تعويض هواي داخل و تهويه طبيعي را به حداقل مي‌رسانند. در مقايسه با اقليم گرم و خشك ابعاد بازشوهاي اين حوزه اقليمي براي استفاده از انرژي حرارتي حاصل از تابش آفتاب افزايش يافته است.

- اندازه مناسب بازشوها براي اين اقليم بين 15 تا 25 درصد سطوح كه البته بهتر است بيشتر در ضلع جنوبي و بعد از آن در ضلع شمالي طراحي شوند كه فرم بهتر نيز براي آن‌ها فرم‌هاي كشيده و افقي به منظور ورود هر چه بيشتر تابش مي‌باشد.

- جنس پنجره‌ها به دليل نياز به تبادل حرارتي كم در اين اقليم بهتر است از چوب باشد.

دشتهاي فلات

شرايط اقليمي

دشتهاي فلات که بخش عمده اي از مساحت کشور ما محسوب مي شوند ، عمدتا در نواحي مرکزي و شرقي مملکت قرار دارند. دو منطقه دشت کوير و کوير لوت در مرکز ايران واقع شده اند که بطور کلي لم يزرع و با بارندگي بسيار اندک مي باشند . اين دو کوير قريب يک هفتم مساحت ايران را شامل مي شوند.

نواحي حاشيه کويري و کوهپايه اي داراي آب و هواي معتدل تر با بارندگي بيشتر مي باشند ولي به هر تقدير اقليم اين نواحي نيز گرم و خشک است .

 

خصوصيات کلي شرايط اقليمي دشتهاي فلات به قرار زير است:

الف – آب وهواي گرم و خشک در تابستان ، سرد خشک در زمستان

ب – بارندگي بسيار اندک

ج – رطوبت هوا بسيار کم

د – پوشش بسيار کم گياهي

ه – اختلاف زياد درجه حرارت بين شب و روز

و – در نواحي کويري و حاشيه کويري ، بادهاي توام با گرد و غبار

 

کليات بافت شهري و روستايي به قرار زير است:

الف – بافت روستايي و شهري بسيار متراکم

ب – فضاهاي شهري کاملا محصور

ج – کوچه هاي باريک و نا منظم و بعضا پوشيده با طاق

د – ساختمانها متصل به هم

ه – نحوه ي استقرار مجموعه هاي زيستي براساس جهت آفتاب و باد

عامل مهمي كه در اين اقليم بايد بيشترين تمركز را روي آن داشت گرما مي‌باشد لذا راه‌كارهاي ارائه شده و اجرا شده در معماري سنتي اين اقليم براي عنصر پنجره به شرح زير مي‌باشد:

- جنس پنجره‌ها از چوب  به دليل داشتن ضريب هدايت حرارتي پايين

- استفاده گسترده از سايبان زد (توضيح مفصل در بخش سايبان)

- نصب پنجره در قسمت بالاي ديوار (علت):

1- به اين دليل كه هواي گرم به بالا صعود مي‌كند، پنجره‌ها در بالا تعبيه مي‌شوند تا هواي گواي گرم از آن‌ها خارج شود.

2- سايه‌اندازي بيشتر بر روي پنجره

- استفاده از پنجره‌هايي با ؟؟؟ كشيده و عمودي (بر عكس اقليم سرد) به دليل ورود هر چه كمتر تابش خورشيد.

- استفاده از شيشه‌هاي رنگي و قطعات كوچك به منظور جلوگيري از ورودي پرتوهاي خورشيدي به داخل ساختمان

اندازه مناسب بازشوها براي اين اقليم 25 تا 40 درصد براي بازشوهاي رو به حياط مركزي و اندازه مناسب بازشوها براي اين اقليم 10 تا 20 درصد براي بازشوهاي به حياط مركزي

ايجاد سايه براي پنجره‌هاي رو به آفتاب تابستان

1- وسايل آفتابگير داخلي

شامل سايبان‌هاي غلتكي، كركره‌ها و پرده‌ها مي‌باشند. عمل آفتابگيرهاي داخلي نوعاًً عبارت از انعكاس تابش خورشيدي است كه از پنجره‌ها وارد مي‌شود. عيب اين آفتابگيرها اين است كه صرف نظر از ميزان قدرت انعكاسي، آن‌ها را در سطح داخلي شيشه يعني در فضاي مسكوني نگه مي‌دارند. شكل 10

2- عبور تابش خورشيدي از مواد شيشه‌اي

وقتي كه نياز باشد ميزان تابش خورشيدي به داخل فضا در تمام فصول كمتر شود از شيشه‌هايي با خاصيت جذب حرارت يا رنگي يااستفاده مي‌شود (مثلاً در اقليم‌هاي گرم و خشك)

3- سايبان‌هاي خارج از پنجره

وسايلي هستند كه بر روي سطح خارجي چهراچوب پنجره نصب مي‌شوند كه مي‌توانند ثابت يا متحرك باشند و يا افقي و هم عمومي

كركره‌هاي ثابت افقي در كنترل نور خورشيد مؤثرند اما ديد پنجره را نيز محدود مي‌كنند. يك راه حل مناسب براي اين مشكل كوچك كردن عرض تيغه‌هاست.

مهم‌ترين امتيازي كه سايبان‌هاي خارجي دارند اين است كه گرماي خورشيدي را بيرون از محيط ساختمان نگاه مي‌دارند اما يكي ديگر از اشكالات آن‌ها اين است كه اين گونه سايبان‌ها از اواسط خرداد تا اواسط شهريور روي پنجره سايه مي‌اندازند يعني زماني كه هوا گرم است و در عين حال اين سايبان‌ها از اواسط اسفند تا اواسط خرداد نيز ايجاد سايه مي‌كنند. يعني زماني كه حرارت آفتاب ممكن است مطلوب باشد. راه حل ايده‌آل اين مشكل استفاده از سايبان‌هايي است كه به صورت فصلي يا روزانه قابل جابه‌جايي باشند (سايبان‌هاي ؟؟؟)

نكته

سايبان‌هاي خارجي در نزديك كردن شرايط داخل فضا به شرايط آسايش خيلي مؤثرتر از سايبان‌هاي داخلي هستند.

نكته

سايبان‌هاي خارجي هر چه تيره‌تر باشد به علت جذب حرارت بيشتر تأثير بيشتري دارند و سايبان‌هاي داخلي به رنگ روشن به همين دليل كه بر عكس عمل مي‌كنند مطلوب‌ترند.

 

فرم بنا

کليات فرم بنا در اين مناطق به قرار ذيل است :

الف – کليه بناها به صورت کاملا درونگرا و محصور

ب – کليه بناها داراي حياط مرکزي ( بجز حمام ) و اغلب آنها داراي زير زمين ، ايوان و بادگير

ج  - کف ابنيه و خصوصا حياط پايين تر از سطح معابر

د – ارتفاع اتاقها نسبتا زياد

ه – طاقها غالبا قوسي و گنبدي

و – ديوارها نسبتا قطور

 

 

 

تاریخچه بهره گیری از نور طبیعی در معماری ایران

دانستن روند بهره گیری از نور خورشید به اندازه روند شکل گیری مصالح و یا شکل های مختلف زیربنائی ساختمان جهت طراحی بسیار لازم می باشد.اولین تاریخی که ما از آن اطلاع داریم سده ی سوم هزاره چهارم ق.م می باشدکه در آن زمان جهت کسب نور و سایه از ایجاد اختلاف سطح در دیواره های خارجی استفاده می کردند. در شهر سوخته از هزاره های سوم و دوم ق.م از روی آثار خانه هایی که دیوار آنها تا زیر سقف باقی مانده بود می توان استنباط کرد که هر اطاق از طریق یک در به خارج ارتباط داشته و فاقد پنجره بوده اند، در دوره عیلام در حدود ۱۳۰۰ و ۱۴۰۰ ق.م نیز نمونه ای از پنجره های شیشه ای بدست آمده که شامل لوله هایی از خمیر شیشه می باشد که در کنار هم و در داخل یک قاب جای می گرفته و بطور حتم جهت روشن کردن داخل بنا مورد استفاده بود. از جمله کهنترین مدارک و نمونه های در و پنجره در معماری ایران را شاید بتوان در نقش قلعه های مادی در آثار دوره شاروکین یافت. از روی نقش برجسته آشوری می توان روزنه هایی را که بر روی برج ها ساخته شده اند تشخیص داد. در دوره هخامنشی در تخت جمشید وضع درها به خوبی روشن و پاشنه گرد آن ها اغلب به جای مانده است، همچنین در این کاخ ها بالای درها و حتی بام ها، روزن ها و جام خانه هایی داشته وگرنه فضای بزرگ و سرپوشیده آن ها را چگونه چند جفت در که اغلب بسته بوده روشن می کرده است؟

•       در اصل از خصوصیات سبک پارسی، تعبیه سایبان و آفتابگیر منطقی و ضروری برای ساختمان هاست. در این دوره از اصل اختلاف سطح، جهت جذب نور به داخل استفاده می شد. بر اساس تحقیقات پروفسورولفانگ معلوم شده که انحراف زوایای بناهای تخت جمشید بر اساسی بنیاد گذاشته شده که بوسیله ایجاد سایه روشن های گوناگون تعیین روز اول سال و فصول مختلف میسر شده و این انحراف به معمار ایرانی اجازه می داده مکان های مورد نیاز برای زیستن را به صورتی بسازد که در فصول مختلف سال هر خانه به مقدار لازم از آفتاب و روشنایی استفاده نماید. از نورگیری بناهای اشکانی اطلاع چندانی در دست نیست ولی سرپرسی سایکس در مورد کاخ هاترا می گوید: تالارهای این مجموعه تماما دارای سقف چوبی بوده اند. ارتفاع آن ها مختلف و نیز روشنائی آن ها از دهنه و هلال هایی بوده که به سمت مشرق باز می شدند. از روی تصویر بازسازی شده نسا که نورگیری بنا را توسط سقف خرپا نشان می دهد این احتمال را ممکن می سازد که اشکانیان از این روش برای نورگیری بنا استفاده می کردند. ساسانیان تمایل به نشان دادن تضاد بین سایه و روشنائی داشته اند و این امر د رتمام بناهای آن ها مشهود است. نوک  گنبد های بناهای چهار طاقی آن ها بصورت روزنه درآمده زیرا برای افروختن آتش بدان احتیاج داشته اند. ایوان کرخه در خوزستان، طرز نور گرفتن از اطاق را برای اولین بار نشان می دهد، البته در بناهایی که طاق ضربی داشته اند معمولاً تأمین نور از آن قسمت هایی بوده که سقف مسطح داشته اند.روش استفاده از طاق گهواره ای که از انواع طاق سازی های عصر ساسانی است به معمار اجازه می داد که در فاصله میان دو قوس پنجره تعبیه نماید و روشنایی بنا را تأمین کند. طریقه نورگیری از جام خانه نیز همانطور که گفته شد بعد از هخامنشیان تا مدت های بسیار به عنوان یک سنت طرح گردیده و مورد استفاده قرار گرفت و در دوره ساسانی که استفاده از گنبد به شکل پذیرفته وسیعی معمول شده و جزء ویژگیهای این معماری می شودمی بینیم که در روی گنبد روزنه هایی با حفره هایی تعبیه می کردند که احتمالاً برای پوشش آن ها از شیشه استفاده می کردند، تا زمانیکه ساسانیان از دیوارهای حمال جهت تحمل بار گنبد استفاده می کردند تنها از روزن وسط گنبد یا از روزنه های تعبیه شده بر روی آن جهت نورگیری استفاده می کردند.اما پس از آن که بار سقف گنبدی را توسط قوس ها روی جرزها انتقال دادند توانستند در قسمت هایی از بدنه گنبدها نورگیرهایی را بصورت هلال تعبیه کنند.

•       عناصر نورگیری در معماری سنتی

•       این عناصر در معماری سنتی ایران از دو جهت مورد مطالعه قرار می گیرند، گروه اول به عنوان کنترل کننده های نور مانند انواع سایه بان ها و دسته دوم نورگیر ها.

•       گروه اول نقش تنظیم نور وارد شده به داخل بنا را به عهده دارند و به دو دسته تقسیم می شوند: دسته اول آنهایی که جزو بنا هستند مانند رواق و دسته دوم آنهایی که به بنا افزوده شده و گاهی حالت تزئینی دارند مثل پرده. عناصری که به عنوان نورگیرها مطرح می شوند نام های مختلفی دارند ولی همه نورگیر هستند و عبارتند از: روزن، شباک، در و پنجره مشبک، جام خانه، هورنو، ارسی، روشندان، فریز و خوون، گلجام، پالکانه، فنزر، پاچنگ و تهرانی. در مقابل عناصری مانند رواق، پرده، تابش بند، سایه بان ها، سرادق و ساباط قرار دارد که نقش کنترل کننده نور و تنظیم آن برای ورود به داخل بنا را به عهده دارند.

 

•       کنترل کننده های نور

•       رواق: فضایی است مشتمل بر  سقف و ستون که حداقل در یک طرف مسدود باشد و انسان را از تماس با بارش و تابش نور آفتاب مصون می دارد و در مناطقی که شدت نور و حرارت خورشید زیاد باشد نور مناسب و ملایمی را به داخل عبور می دهد و در این صورت روشنائی از طریق غیرمستقیم یا باواسطه خواهیم داشت.

•       تابش بند: تابش بند یا تاووش بند یا آفتاب شکن تیغه هایی  به عرض ۶ الی ۱۸ سانتی متر است که گاهی ارتفاعی تا حدود ۵ متر دارد و با کمک گچ و نی آنها را می ساختند. معمولاً در بالای در و پنجره کلافی می کشیدند که در واقع تابش بند افقی بوده و اصطلاحاً به آن سرسایه می گفتند و توسط آن ورود آفتاب به درون فضا را کنترل می کردند.

•       سایه بان ها: ایجاد سایه بر روی پنجره ها از تابش مستقیم آفتاب به سطح پنجره جلوگیری کرده و در نتیجه حرارت ایجاد شده ناشی از تابش آفتاب در فضای پشت آن به مقدار قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. سایه بان ها ممکن است اثرات گوناگونی از قبیل کنترل تابش مستقیم آفتاب به داخل، کنترل نور و تهویه طبیعی داشته باشند. کارایی سایه بان ها متفاوت بوده و به رنگ و محل نصب آن ها نسبت به پنجره و همچنین شرایط تهویه طبیعی در ساختمان بستگی دارد. سایه بان ها به انواع ثابت، متحرک و همچنین سایه بان های طبیعی مثل درختان تقسیم می شوند.

•       سرادق: سایه بنا بر سرا که پرده آن بر خرپاهایی که بر بالای سرا نشانیده بودند کشیده می شد و بدین ترتیب مانع تابش بند خورشید به درون سرا می شد.

•       ساباط: کوچه ای سر پوشیده که هم در شهرهای گرمسیری و هم سرد سیری به چشم می خورد. در شهرهای گرمسیری مجبور بودند کوچه را تنگ و دیوار را بلند بگیرند و برای ایجاد سایه ساباط می گذاشتند.

•       پرده: استفاده از پرده های ضخیم برای جلوگیری و تنظیم نور خورشید برای ورود به ساختمان از دوره صفویه معمول بوده و همچنین در دوره قاجار نیز از آن استفاده می شد. این پرده ها معمولاً از جنس کرباس و یا ابریشم بوده و به صورت یک لا و دولا استفاده می شدند و به طور معمول در جلو ایوان ها و یا پنجره ها و ارسی ها نصب می شد. بالا کشیدن این پرده ها توسط قرقره و بند هایی بوده که ب طور هماهنگ تمام قسمت های آن ها را یکنواخت جمع می کرده است چون این پرده ها معمولاً ضخیم و سنگین بوده و غیر از این نمی شد آن ها را بالا کشید.

•       نورگیرها

•       شباک: هوای متغیر ایران، آفتاب تند و روشن، باد و باران، توفان و گردباد و عقاید خاص ملی و مذهبی ایجاب می کرده که ساختمان علاوه بر در و پنجره، پرده ای یا شباکی برای حفاظت درون بنا داشته باشد.درون ساختمان با روزن ها و پنجره های چوبی یا گچی و پرده محفوظ می شد و بیرون آنرا با شبکه های سفالی یا کاشی می پوشاندند، این شبکه ها شدت نور را گرفته و نور ضعیف تری از لا به لای آن ایجاد می شود.

انحراف پرتوهای نور در اثر برخورد با کنارهای منقوش شبکه سبب پخش نور شده و به یکنواختی و پخش روشنایی کمک می کرد. ضمناً علی رغم آنکه تمام فضای بیرون از داخل به راحتی قابل رﺅیت بود از بیرون هیچگونه دیدی در طول روز به داخل نداشت.

در و پنجره های مشبک پنجره معمولاً برای دادن نور، جریان هوا و رﺅیت مناظر بیرون بدون بر هم زدن خلوت اهل خانه است. در مناطقی که نور خورشید شدید است، پنجره باید متناسب با شدت نور ساخته شود.  پنجره های مشبک تعادلی بین نور خارج و داخل ایجاد می کند، تعادلی که وقتی از داخل نگاه کرده شود جلوی نور شدید آفتاب را می گیرد و مانع خسته شدن چشم در مقابل نور شدید خارج می شود.طرح هایی که در ساختن پنجره های مشبک به کار برده می شود اغلب به گونه ای است که نور داخل اتاق را تنظیم می کند. پنجره های مشبک نور شدید خارج را پخش کرده و آن را تعدیل می کنند و وقتی نور بیرون شدید نیست همه ی آن را به داخل اتاق عبور می دهند. گاهی برای در و پنجره های مشبک شیشه نیز به کار برده می شود. (به درهای مشبک، در و پنجره گفته می شود). در و پنجره و روزن های مشبک چوبی، سفالین و گچین در زمستان با کاغذ روغن زده مسدود و در تابستان ها باز می شد.

روزن

روزن و پنجره را نمی توان از هم تفکیک کرد. در واقع روزن را می توان یک پنجره کوچک دانست که معمولاً در بالای در و گاهی در دو سوی آن برای گرفتن روشنایی و تأمین هوای آزاد برای فضاهای بسته به کار می رفته است. به عبارت دیگر روزن به سوراخهائی اطلاق می گردید که در کلاله و یا شانه طاق ها تعبیه می شده است. روزن گاهی با چوب و گاه با گچ و سفال ساخته می شده و اغلب ثابت بوده است. در بناهایی که دارای بافت مرکزی و درونگرا بودند و از سقف هشتی یا از نقطه ای دیگر نور کافی برای هشتی تأمین می شد، در بالای در ورودی روزن قرار می دادند.

ارسی

ارسی پنجره مشبکی است که به جای گشتن روی پاشنه گرد، بالا می رود و در محفظه ای که در نظر گرفته شده جای می گیرد. ارسی معمولاً در اشکوب کوشک ها و پیشخان و رواق     ساختمان های سردسیری دیده می شود. نقش شبکه ای ارسی، معمولاً مانند پنجره و روزن های چوبی است.

جامخانه

در کلاله گنبد ها و کلمبه های گرمابه ها و غلامخانه ی رباط ها و رسته ها و بازارها هنوز هم روزن هاییوجود دارد که با چند حلقه سفالین به صورت قبه یا کپه ی برجسته ای درآمده اند. در این قسمت حلقه های سفالین را در کنار هم چیده اند و در زمستان ها جام های گرد شیشه ای مانند ته قرابه در میان حلقه ها کار می گذارند و تابستان ها یک یا کلیه آن ها را بر می دارند، امروزه هم برای روشنایی سرپوشیده هایی که به مناسبت فصل باید گاهی سرد و گاهی گرم باشد مناسبترین وسیله است و بر فراز بام گرمابه ها جای خود را حفظ کرده است.

هورنو

به نورگیری بالای سقف گفته می شود. چون در نزدیکیهای تیزه گنبد امکان اجرا به صورت   بقیه ی قسمت ها میسر نیست، لذا در نزدیکیهای تیزه، سوراخ را پر نمی کنند تا در بالای طاق کار نور رسانی را انجام دهد. مثلاً در پوشش بازارها اکثراً سوراخ هورنو باز است تا عمل روشنایی و تهویه صورت پذیرد.

در بناهایی که استفاده از پنجره در دیوارها ممکن نبوده مثل بازارها و سایر بناهای عمومی، معماران در قسمت «خورشیدی کاربندی» روزن هایی ایجاد کرده اند که عبور مناسب و تهویه را به بهترین وجه میسر می ساخته است و به آن روشندان می گویند. روشندان ها معمولاً به شکل یک کلاه فرنگی بوده و عمود بر قسمت خورشیدی کاربندی ساخته می شوند و برخی از آن ها دارای شیشه بوده، بعضی از آن ها زمینه چند ضلعی دارد، مثل روشندان حوضخانه کاخ هشت بهشت اصفهان.

فریز و خوون در ساختمان

خوون یک نقش تزئینی است که با تکه های آجر تراشیده و موزائیک آن را پدید آورده اند، آن گاه روی آن را با خاک و سریشم  رنگ هائی که در آب حل  کرده اند به رنگ های گوناگون رنگرزی می کنند و در پیشانی ساختمان، میانه ستون ها و «فریز در» چیده می شود. برای ورود روشنایی و هوا به اتاق ها لوله های گلچین را سوراخ کرده و نقش هایی پدید آورده و آن لوله ها را در بالای درها و پنجره ها می نشانیدند.

کار بندی و مقرنس

در فضاهایی که نورگیری و در نتیجه روشنائی فضا از طریق سقف انجام می شود، نور به طور مستقیم وارد فضا شده و فقط بخشی از آن را روشن می نماید. کاربندی و مقرنس به غیر از زیبائی برای بهره گیری هر چه بیشتر از نور خورشید نیز استفاده می شود. بدین ترتیب که موجب      می شود در جهات مختلف از مسیر خود منحرف شده و آن را به صورت پخش شده به داخل راه می دهد، در این صورت در داخل بنا روشنائی یکنواخت و غیرمتمرکزی خواهیم داشت، که حجم بیشتری را در بر می گیرد.

هورنو

به نورگیری بالای سقف گفته می شود. چون در نزدیکیهای تیزه گنبد امکان اجرا به صورت   بقیه ی قسمت ها میسر نیست، لذا در نزدیکیهای تیزه، سوراخ را پر نمی کنند تا در بالای طاق کار نور رسانی را انجام دهد. مثلاً در پوشش بازارها اکثراً سوراخ هورنو باز است تا عمل روشنایی و تهویه صورت پذیرد.

در بناهایی که استفاده از پنجره در دیوارها ممکن نبوده مثل بازارها و سایر بناهای عمومی، معماران در قسمت «خورشیدی کاربندی» روزن هایی ایجاد کرده اند که عبور مناسب و تهویه را به بهترین وجه میسر می ساخته است و به آن روشندان می گویند. روشندان ها معمولاً به شکل یک کلاه فرنگی بوده و عمود بر قسمت خورشیدی کاربندی ساخته می شوند و برخی از آن ها دارای شیشه بوده، بعضی از آن ها زمینه چند ضلعی دارد، مثل روشندان حوضخانه کاخ هشت بهشت اصفهان.

ارسی

ارس در فارسي به چم(معناي) گشاده لوز روس و اروس است. در اروپا به اين گونه درها گيوتين مي گويند. استاد پيرنيا واژه ارسي را پارسي مي داند برابر گشاده و باز. ولي در فرهنگ ها ارسي را يك واژه روسي دانسته اند "ار" پيشوندي است برابر بالا رفتن كه در برخي واژه هاي ديگر مانند ارچين ديده مي شود و "سي" برابر پرتو و چشمه كه در گويش هاي نيمروزي(جنوبي) ايران روايي است.ارسي گونه اي پنجره چوبي و شبكه دار كشويي است كه با بالا و پايين رفتن باز و بسته مي شود.بلنداي آن از كف تا آسمانه است. اين در _پنجره گاه به ميانسرا باز مي شود و گاه ميان دو تالار جاي مي گيرد تا به هنگام نياز باز شود و يك تالار بزرگ بدست آيد.كاربرد ارسي در مهرازي ايران به گونه يك بازشوي بنيادي پيشينه اي بسيار كهن دارد.نمونه هاي زيباي ان در همه جاي ايران ديده مي شود.لت ارسي ها معمولا فرد است .ارسي يك لتي در بالا خانه هاي گوشوار يا راهروهاي طبقه اول ساختمان كه معمولا در نقاط سردسير به ورت در است ديده مي شوند.هر ارسي از بخش هاي زير ساخته شده است:باهو يا وادار:بخش ايستاده چهار چوب آن .كلاه:تير ترازي (افقي) ميان بخش پاياوجنبان آن.تنك:شبكه درون درك هاي آن.چفته ريزه:چفتي كه درك ها را پايا نگه مي دارد.درك يا لنگه:كه مانند كشو بالا و پايين مي رود بخش زيرين به بلنداي 30 تا 50 سانتي متر از كف كه مانند جان پناه است و پاياست.بخش بالاي آن كه نيم پرهون(نيم دايره)يا سه پهلو است و پاياست. كاركرد سطح مشبك پنجره هاي ارسي تامين نور فضاي درونی در معرض ديد قرار دادن فضاي بيروني كاهش شدت تابش نور آفتاب و گرما ايجاد زيبايي در نماي ساختمان حفظ حريم و محرويت فضاي بيرون دور كردن حشرات مزاحم(شيشه هاي رنگي پنجره هاي ارسي با ايجاد نورهاي رنگارنگ باعث دور شدن وخارج شدن حشرات مزاحم از فضاي بيروني اتاغ هاي داراي پنجره هاي ارسي مي شوند.) اثرات و دلايل استفاده از پنجره هاي ارسي الف-نور :اين نوع پنجره ها باعث مي شوند نور خورشيد به اندازه كافي وارد فضاي اتاغ شود نه كمتر نه بيشتر ب-روانشناسي رنگ ها:از نظر روان شناسي رنگ خاي مختلف اين شيشه ها و ايجاد نور هاي هم رنگشان بر روي انسان تاثيرات مختلفي مي گزارد كه هر رنگ كنار رنگ ديگر شدت اين تاثير را خنثي مي كند و مقدار مناسب آن را تنظيم و تعديل مي كند.بيشتر رنگ هاي استفاده شده در شيشه هاي ارسي رنگهاي لاجوردي قرمز سبز و زرد هستند و هر كدام به تنهايي يك تاثير روانشناختي مجزاي دارند. ج-زيبايي: سطح پنجره هاي ارسي را با استفاده از انواع نقش هاي گوناگون گره سازي و با شيشه هاي رنگين و ساده مي آراستند و تركيب هاي بديعي پديد مي آورند و بدين صورت هماهنگي بين اين شبكه هاي هندسي و نورهاي رنگي باعث ايجاد زيبايي دلپذيري مي شود. د-نقش هندسي در ارسي: ناپسند دانستن تقليد از نقش ها و صورت هاي انساني و حيواني در نقاشي و ساير هنر هاي تصويري و تجسمي به تدريج موجب شد كه تقليد از طبيعت در فرهنگ بسياري از هنر هاي اسلامي چندان مورد توجه قرار نگيرد و جايگاه والايي نيابد.به همين جهت هنرمندان به تركيب هاي هندسي و انتزاعي توجه بسيار كردند. و-محرميت: پنجره هاي ارسي همچنين باعث محدود كردن ديد از بيرون به درون خانه و ايجاد محرميت مي شود

خواص صوتي :اگر قطعات يك گره نسبت به هم زواياي مختلف يا متعدد پيدا كند جابجايي صوتي ايجاد مي كند

در اين جابجايي تابع قوانين علم آكوستيك است. فرم هاي شش وجهي نيز داراي خواص صوتي هستند از كاربرد صوتي شش وجهي در طبيعت مي توان كندوي زنبور عسل را مثال آورد كه دقيقا عمل انتقال صوت يا رزونانس را انجام می دهد. 

ارسي در معماري سنتي ايران

پنجره مشبكي است كه به جاي گشتن روي پاشنه گرد بالا مي رود ودر محفظه اي كه در نظر گرفته شده جاي مي گيرد . ارسي معمولا در اشكوب كوشكها وپيشان و رواق ساختمانهاي سردسيري ديده مي شود . نقش شبكه اي ارسي معمولا مانند پنجره وروزنهاي چوبي است .که در آن از شیشه های رنگی و سفید استفاده میکنند.

 بیشترین استفاده از شیشه در معماری سنتی در ارسی است به همین دلیل در شرح نسبتا کاملی از ارسی می آوریم.

 

شباک

هوای متغیر ایران، آفتاب تند و روشن، باد و باران، توفان و گردباد و عقاید خاص ملی و مذهبی ایجاب می کرده که ساختمان علاوه بر در و پنجره، پرده ای یا شباکی برای حفاظت درون بنا داشته باشد.درون ساختمان با روزن ها و پنجره های چوبی یا گچی و پرده محفوظ می شد و بیرون آنرا با شبکه های سفالی یا کاشی می پوشاندند، این شبکه ها شدت نور را گرفته و نور ضعیف تری از لا به لای آن ایجاد می شود. انحراف پرتوهای نور در اثر برخورد با کنارهای منقوش شبکه سبب پخش نور شده و به یکنواختی و پخش روشنایی کمک می کرد. ضمناً علی رغم آنکه تمام فضای بیرون از داخل به راحتی قابل رﺅیت بود از بیرون هیچگونه دیدی در طول روز به داخل نداشت.

پنجره معمولاً برای دادن نور، جریان هوا و رﺅیت مناظر بیرون بدون بر هم زدن خلوت اهل خانه است. در مناطقی که نور خورشید شدید است، پنجره باید متناسب با شدت نور ساخته شود.  پنجره های مشبک تعادلی بین نور خارج و داخل ایجاد

می کند، تعادلی که وقتی از داخل نگاه کرده شود جلوی نور شدید آفتاب را می گیرد و مانع خسته شدن چشم در مقابل نور شدید خارج می شود.طرح هایی که در ساختن پنجره های مشبک به کار برده می شود اغلب به گونه ای است که نور داخل اتاق را تنظیم می کند. پنجره های مشبک نور شدید خارج را پخش کرده و آن را تعدیل می کنند و وقتی نور بیرون شدید نیست همه ی آن را به داخل اتاق عبور می دهند. گاهی برای در و پنجره های مشبک شیشه نیز به کار برده می شود. (به درهای مشبک، در و پنجره گفته می شود). در و پنجره و روزن های مشبک چوبی، سفالین و گچین در زمستان با کاغذ روغن زده مسدود و در تابستان ها باز می شد.

وزن و پنجره را نمی توان از هم تفکیک کرد. در واقع روزن را می توان یک پنجره کوچک دانست که معمولاً در بالای در و گاهی در دو سوی آن برای گرفتن روشنایی و تأمین هوای آزاد برای فضاهای بسته به کار می رفته است. به عبارت دیگر روزن به سوراخهائی اطلاق می گردید که در کلاله و یا شانه طاق ها تعبیه می شده است. روزن گاهی با چوب و گاه با گچ و سفال ساخته می شده و اغلب ثابت بوده است. در بناهایی که دارای بافت مرکزی و درونگرا بودند و از سقف هشتی یا از نقطه ای دیگر نور کافی برای هشتی تأمین می شد، در بالای در ورودی روزن قرار می دادند.

صرفه جويي انرژي در پنجره ها

  پنجره ها از نظر صرفه جويي انرژي نقش حساسي دارند، چرا كه حدود 30 % از كل تلفات حرارتي ساختمان از پنجره ها صورت مي گيرد. به همين دليل پنجره هايي كه در جاي خوبي نصب نشده اند يا خوب محافظت نميشوند، ميتوانند هزينه سوخت را بسيار بالا ببرند.

اگر  تصميم داريد ساخت ساختمان جديدي را شروع كنيد، با يك مشاور آشنا به اصول صرفه جويي تماس بگيريد. ام اگر ميخواهيد ساختمان موجود خود با بهينه سازي كنيد واز هزينه هاي خود بكاهيد، اين بروشور ميتواند راهنماي خوبي براي شما باشد.

جلوگيري از تلفات حرارتي پنجره ها دو جداره كردن: دو جداره كردن شيشه هر پنجره هاي باعث بالا رفتن كارآيي آن ميشود، بويژه پنجره هايي كه پرده اي روي آنها نصب نشده است.

پنجره دو جداره داراي دو شيشه مي باشد كه بين آنها يك فضاي كاملا درزبندي شده قرار گرفته است. اين فاصله معمولا بين 6 تا 20 ميليمتر است. اگر اين فاصله هوايي 15 ميليمتر انتخاب شود، بهترين كارآيي بدست مي آيد. دو جداره كردن پنجره با وجود اينكه اتلاف حرارت را كاهش مي دهد، جلوي ورود نور و گرماي خورشيد را نميگيرد. بنابراين در فصول گرم سال براي كاهش ورود گرما به داخل ساختمان بايد جلوي تابش مستقيم خورشيد به پنجره را گرفت.  

دركنار اينها، دو جداره كردن پنجره ها باعث كم شدن ورود سر و صدا به داخل ساختمان مي شود و نيز بخارگيري پنجره ها در فصول سرد سال كاهش مي يابد. براي دو جداره كردن پنجره يك جداره موجود ميتوان يك لايه ديگر از شيشه يا اكرايليك شفاف ديگر روي آن نصب كرد و فضاي بين آنها را كاملا درزبندي كرد. در اين فضا بايد مقداري ماده جاذب رطوبت قرار داد تا رطوبت اين فضا را كاملا بگيرد. يي پنجره با شيشه تك جداره تقريبا 10 برابر يك ديوار عايقكاري شده هم اندازه خود تلفات حرارتي دارد. چنين پنجره اي سه مشكل عمده ايجاد مي كند: بالا بودن تلفات حرارات، فراهم نشدن آسايش ساكنين، بخار گرفتن پنجره ها. 

براي كاستن از مشكلات ناشي از پنجره ها، ميتوان از راههاي مختلف يك لايه هواي ساكن بين محيط داخل و خارج ايجادكرد. با انجام اين كار تلفات حرارتي پنجره به نصف كاهش مي يابد.

 پر كردن با گاز: در برخي از پنجره هاي دو جداره، فضاي مياني را با گازهايي مانند آرگون و كريپتون پر مي كنند تا كارآيي آنها حدود 10 % افزايش يابد.

پنجره هايLow-E(كم تابش): پنجره هاي كم تابش داراي لايه هاي هستند كه حرارت تابشي داخل ساختمان كه ميخواهد از پنجره به بيرون تابيده شود را به داخل بار مي تاباند. كارآيي اين پنجره ها تا 20 % بالاتر از پنجره هاي دو جداره استاندارد است. در فصل زمستان اين پنجره ها ورود گرماي خورشيد به داخل ساختمان را خيلي كاهش ميدهند.

فيلمهاي شفاف: يك راه ديگر نصب فيلمهاي شفاف بر روي پنجره است. نصب اين فيلمها بسيار ساده است و به كمك يك نوار چسب دو طرفه به شيشه مي چسبد. در اين روش با قيمت كمتر همان كارآيي پنجره هاي دو جداره معمولي بدست مي آيد.

پرده ها: نصب پرده هاي كاملا چين دار كه پنجره را كاملا بپوشاند ميتواند جلوي اتلاف حرارت را به مقدار زيادي بگيرد. اين پرده ها در فصل تابستان نيز جلوي تابش خورشيد را ميگريند و به خنك نگه داشتن داخل ساختمان كمك شاياني ميكنند، بويژه اگر آستر براق داشته باشند. به اندازه بودن و نصب صحيح پرده بسيار مهم است. پرده بايد طوري باشد كه هوا نتواند پشت آن آزادانه حركت كند. براي اين كار ميتوان فاصله ريل پرده تا ديوار را با چيزي مانند تخته پر كرد يا گيره ها را طوري به پرده زد كه خ ود پرده تا ديوار ادامه پيدا كند. همچنين ميتوان پايين پرده را با وسيله اي بر روي ديوار ثابت كرد.

انجام كارهاي زير اثر كاهنده ناچيزي بر روي تلفات حرارتي در زسمتان دارند يا اصلا بيفايده هستند:

نصب پرده كركره: چون هوا از بين پره ها به راحتي حركت مي كند و حرارت را جابجا مينمايد.

استفاده از شيشه هاي چند لايه يا ضخيم: انجام اين كار جلوي ورود سر وصدا را ميگيرد ولي تاثير بسيار كمي بر روي ميزان اتلاف دارد.

استفاده از شيشه هاي بازتابنده يا تيره: اين شيشه ها تاثير محدودي دارند و باعث كم شدن نور و حرارت خورشيد در همه موانع سال ميشوند.

حصيرها و پرده هاي پارسيانا: حصير را ميتوان در طرف داخل پنجره نصب كرد. حصيرها بايد كاملا به هم چسبيده باشند تا بتوانند يك فضاي درزبندي شده بوجود آورند و بيشترين كارآيي را داشته باشند. نصب پرده هاي پارسيانا نيز ميتواند تاثير بسزايي در كاهش مصرف سوخت داشته باشد. اين پرده ها از صفحات آلومينيومي كه بين آنها با مواد عايق پر شده است، تشكيل شده اند.

سايبان براي تابستان

نصب سايبان در پنجره هاي رو به جنوب: وجود سايبان براي پنجره هاي رو به جنوب در فصل تابيستان لازم است اما بايد توجه داشت كه اين سايبان در فصل زمستان جلوي ورود حرارت خورشيد را به داخل ساختمان نگيرد. براي ان كار راههاي مختلفي وجود دارد.

نصب سايبان قابل تنظيم: براي كاهش ورود نور خورشيد ميتوان در سمت بيرون پنچره حصير يا پرده پارسيانا نصب كرد. با اين روش ميتوان در تابستان بيشترين سايه ممكن را ايجاد نمود و در فصل زمستان نيز با جمع كردن يا بالا كشيدن اين سايبان ها ورود گرماي خورشيد را امكان پذير ساخت.

نصب حصير يا صفحات كدر در بالاي پنجره: اين صفحات ارزان قيمت را ميتوان تابستانها نصب كرد و با شروع فصل سرد آنها را جمع نمود.

نصب سايبان با ابعاد محاسبه شده: اندازه سايبان و ارتفاع آن از بالاي پنجره را مي توان طوري تعيين كرد كه جلوي آفتاب بلند تابستان را بگيرد ولي در زمستان آفتاب بتواند بدون برخورد با سايبان وارد خانه شود.

نصب سايبان با پره هاي ثابت يا متحرك: زاويه و فاصله اين پره ها را ميتوان طوري تعيين كرد كه جلوي آفتاب تابستان را بگيرد ولي مانع آفتاب زمستان نشود.

كاشت درختاني كه برگشان در زمستان ميريزد: با اين كار ميتوان جلوي تابش آفتاب به داخل خانه را گرفت در زمستان هم با ريختن برگ اين درختان مانعي بر سر راه ورود نور خورشيد به ساختمان وجود نخواهد داشت. بايد توجه كرد كه كاشت درختان هميشه سبز مفيد نيست زيرا در زمستان مانع از رسيدن گرماي خورشيد مي شوند پس امكان كاشت آنها در نزديك خانه وجود ندارد.

استفاده از ايوانهاي خيلي عميق توصيه نمي شود زيرا با وجود مناسب بودن براي تابستان، در زمستان، به دليل جلوگيري از ورود گرماي خورشيد، مشكل ساز ميشود. پنجره هاي شرقي و غربي هنگام تابستان بايد به طور كامل از آفتاب طلوع و غروب حفاظت شوند. براي اين كار بهترين راه استفاده از حصير يا ديگر چيزهايي است كه پنجره را به طور كامل بپوشانند. استفاده از سايبانهاي متحرك اين امكان را فراهم ميسازد كه در زمستان يا در روزهايي كه هوا زياد گرم نيست از اين پنجره ها استفاده شود.

حفاظت از پنجره هاي سقفي و نورگيرها: پنجره هاي سقفي و نورگيرها در تامين روشنايي ساختمان نقش بسيار مهمي دارند. اما وجود آنها ميتواند مشكلات زيادي از نظر گرمايي ايجاد كند. براي پيشگيري يا حل اين مشكلات اقدامات مختلفي را ميتوان انجام داد. دو جداره كردن شيشه ها راهي است براي كاهش اتلاف حرارتي در زمستان اما باز هم اتلاف حرارتي آنها تا 10 برابر يك سقف ايزوله شده است.

براي كاهش اثر نورگيرها ميتوان آنها را با يك صفحه شفاف يا شيشه اضافي از محيط خانه جدا كرد. براي كاهش اثرات منفي نورگيرها در تابستان ميتوان روي آن سايبان نصب كرد يا پره هايي با زاويه قابل تنظيم روي آنها قرار داد.

ساخت يك ساختمان جديد مطابق با مقررات: تمام ساختمانهايي كه در كشور ساخته مي شوند بايد مقررات ملي ساختمان در آنها رعايت شده باشد. مبحث نوزدهم از اين مقررات كه از تيرماه سال 1380 رعايت آن الزاميست، در ارتباط بامصرف انرژي ميباشد و براساس آن ضريب انتقال حرارت كلي هيچ ساختماني نبايد از حد استانداردي بالاتر باشد. اين ضريب به طور مستقيم با ميزان تلفات حرارتي ساختمان در ارتباط است. با رعايت مقررات مبحث نوزدهم در خانه جديد خود، قبض گاز شما سالانه تا 16 هزار تومان كمتر ميشود و با اين كار هر سال دست كم حدود 32 هزار تومان به اقتصاد ملي كمك خواهيد كرد. همچنين با اين صرفه جويي، سالانه 40 هزار تومان از هزينه هاي زيست محيطي خواهيد كاست.

 

نوشته شده توسط جواد در 23:28 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389

اقلیم و پنجره

اقليم سرد

- در اين مناطق براي جلوگيري از تبادل حرارت بين داخل و خارج از بازشوهاي كوچك به تعداد كم استفاده مي‌كنند.

- بازشوها در ضلع جنوبي براي استفاده هر چه بيشتر از تابش آفتاب بزرگ‌تر كشيده‌تر انتخاب مي‌شوند. هم چنين از استقرار بازشوها در جهت بادهاي سرد بايد اجتناب نمود.

- پنجره‌هاي دو جداره نيز براي رساندن تبادل حرارتي به حداقل ممكن مناسب‌ترند. در ضمن به منظور جلوگيري از ورود سرما به داخل و خروج حرارت داخل به خارج ميزان تعويض هواي داخل و تهويه طبيعي را به حداقل مي‌رسانند. در مقايسه با اقليم گرم و خشك ابعاد بازشوهاي اين حوزه اقليمي براي استفاده از انرژي حرارتي حاصل از تابش آفتاب افزايش يافته است.

- اندازه مناسب بازشوها براي اين اقليم بين 15 تا 25 درصد سطوح كه البته بهتر است بيشتر در ضلع جنوبي و بعد از آن در ضلع شمالي طراحي شوند كه فرم بهتر نيز براي آن‌ها فرم‌هاي كشيده و افقي به منظور ورود هر چه بيشتر تابش مي‌باشد.

- جنس پنجره‌ها به دليل نياز به تبادل حرارتي كم در اين اقليم بهتر است از چوب باشد.

- تعبيه سطوح منعكس كننده بيرون از پنجره براي افزايش انكاس در زمستان

مقدار تابش خورشيد كه توسط يك پنجره دريافت مي‌شود بستگي به فصل سال يا شرايط آب و هوايي، فرم و موقعيت ساختمان نسبت به خورشيد دارد. هر چند شدت تابش خورشيد را نمي‌توان افزايش داد اما مي‌توان تابش منعكس شده توسط سطوح اطراف را به سمت پنجره هدايت كرد و بدين ترتيب مقدار كسب حرارت توسط پنجره را افزايش داد.

سطوح انعكاس در خارج از بنا ثابت‌اند و يا متحرك

در تابستان سطوح انعكاسي ثابت ممكن است موجب گرماي اضافي شوند. اما بايد توجه به نيروي بالقوه آسايشي كه در طي اين سال فراهم مي‌كنند، مطالب را بررسي كرد. يك راه حل اين است كه سايبان‌هايي طراحي شود كه بر روي سطوح منعكس‌كننده افقي (ثابت) سايه بيندازد. راه حل ديگر اين است كه خود سطوح انعكاسي براي استفاده فصلي قابل جا به جايي باشند.

در سيستم‌هاي انعكاسي متحرك از اتصالات لولايي استفاده مي‌شود. سطوح اين سيستم‌ها داراي خاصيت انعكاسي زيادي است و به كمك آن‌ها مي‌توان تابش خورشيد را به داخل ساختمان هدايت كرد. استفاده از صفحات انعكاسي براي پنجره‌هاي رو به شرق، جنوب شرقي، جنوب غربي  و غرب بسيار مناسب است. در ايام تابستان صفحات انعكاسي را مي‌توان در حالت عكس قرار داد تا نقش سايبان را داشته باشند.

از پنجره‌هاي سقفي جهت جذب انرژي خورشيدي و نور طبيعي استفاده شود.

پنجره‌هاي سقفي با اغلب طرح‌هاي ساختماني همگوني دارند و ورود نور و گرما به داخل فضاها را ممكن مي‌سازند. ولي در عين حال نبايد اجازه ورود گرماي تابستاني به داخل ساختمان را داد. به هنگام طراحي، جهت خورشيدي پنجره‌هاي سقفي بايد به دقت مطالعه شود.

شيب سقف، ضخامت آن، ارتفاع دو پنجره و ابعاد بازشوهاي سقفي همگي عوامل تعيين‌كننده‌اي در ميزان عمق نفوذ آفتاب زمستاني هستند.

بايد نوعي عايق‌بندي حرارتي براي شب منظور گردد تا مانع از آن شود كه پنجره سقفي به جاي اين كه منبع گرما باشد اتلاف دهنده حرارت گردد. هم شيشه و هم قاب پنجره سقفي بايد كاملاً عايق‌بندي گردد. اگر قرار است كه جذب حرارت زمستاني به حداكثر برسد يك پنجره سقفي بزرگ به تعدادي پنجره كوچك ارجح است، چرا كه سيستم نوع دوم باعث ايجاد نقاط نور و سايه پراكنده مي‌شود.

يك ضعف بزرگ پنجره‌هاي سقفي، اجازه ورود گرما در طي تابستان است. اين مشكل در مورد بام‌هاي مسطح يا كم شيب يعني جايي كه اشعه خورشيدي تقريباض عمودي به سطح بام مي‌تابد حادتر است.

مي‌توان پيش‌بيني كرد شامل سايبان‌هاي كركره‌اي در بالاي پنجره سقفي و يا استفاده از پنجره‌هاي سقفي جهت تهويه فضاي داخلي و مجهز كردن اين گونه بناها به سايبان و كركره در قسمت داخل بنا مي‌باشد. ساير كنترل‌هاي خورشيدي از جمله صفحات لولادار و يا كشويي است كه سطح تمام پنجره را مي‌پوشاند و هم چنين مي‌توان از سيستم‌هاي كركره‌اي متحرك نام برد.

گرم و مرطوب

- سرعت بخشيدن به كوران‌هاي محيط اطراف ساكنين جهت امكان دادن به تبخير سريع رطوبت سطح بدن و مانع شدن از اين كه انرژي بر ساكنين اثر بگذارد (چه مستقيماً از طريق پنجره‌ها و يا غيرمستقيم، به دنبال گرم شدن ديوارها كه باعث افزايش دماي محيط داخل مي‌شود) ضروري است.

- استفاده از نمادهاي منعكس‌كننده نور خورشيد است از حفاظ‌هايي براي جلوگيري از ورود نور مستقيم و ايجاد سايه

- بازشوها بايد در ديوارهاي شمالي و جنوبي در جهت وزش باد و در ارتفاعي قرار گيرد كه باد به بدن انسان برخورد نمايد و از تابش مستقيم آفتاب محفوظ باشد.

- اندازه مناسب براي بازشوها بين 25 تا 40 درصد ، سطح ديوار شمالي يا جنوبي

- بازشوها بايد طراحي شوند كه بتوان از حداكثر جريان باد استفاده نمود و باد مستقيماً بدن انسان در تماس باشد. سطح شيشه‌اي بازشوها به حداقل ممكن تقليل يافته و در رنگ آميزي قاب پنجره‌ها از رنگ تيره استفاده شود تا اشعه‌هاي تابيده شده به سطح خود را جذب نموده و فقط روشنايي وارد فضاهاي داخل شود. مصالح آن بهتر است از چوب درختاني كه در مناطق گرم و مرطوب رشد نموده‌اند يا از آلومينيوم تيره باشد كه در اثر رطوبت زياد دچار پوسيدگي نشوند.

- بازشوها حتي‌الامكان به طور هم زمان دو جبهه شمالي و جنوبي قرار گيرند چون باد مطلوب، بادهايي با محور شمالي- جنوبي مي‌باشند.

- مناسب‌ترين ارتفاع براي كف پنجره در اين اقليم به طور كلي 0.5-1.5m است.

تهويه (بيشتر اقليم گرم و مرطوب و معتدل و مرطوب)

همان طور كه مي‌دانيم عامل غالب در اقليم معتدل و مرطوب، رطوبت و در اقليم گرم و مرطوب، گرما و رطوبت مي‌باشد و به همين دليل در اين در اقليم سعي بر آن است كه رطوبت از ساختمان دور شودد براي اين منظور درب‌ها و پنجره‌ها بايد در جهتي نصبد شوند تا باد به راحتي وارد ساختمان گردد. نسيم هواي خارج از ساختمان در اثر نيروي «فشار- مكش» موجب حركت هوا در درون خانه مي‌گردد. فشار مثبت در جهتي كه باد مي‌وزد ايجاد شده و فشار منفي (مكش) در سمت حوزه فشار در اطراف يك ساختمان مربع شكل كه در معرض بادهاي عمودي و مايل مي‌باشد را مي‌توان مطابق شكل ترسيم كرد. فلش‌ها جهت فشار بر سطح ساختمان را نشان مي‌دهند. قدرت نسبي فرم نيروي فشار به ساختمان نيز در اين شكل نشان داده شده است.  هر چند بهترين محل قرارگيري ورودي‌ها و خروجي‌هاي هوا با تغيير جهت باد عوض مي‌گردد لذا بهترين محل بازشوها در شكل منظور شده است.

تأثير موقعيت پنجره‌ها در جريان هواي داخلي

قرار دادن پنجره‌ها بر روي ديوارهاي مقابل كه در مسير مستقيم جريان هوا قرار دارند باعث ايجاد جريان سريع هوا منتهي با عرض كم در داخل اتاق خواهد شد. اگر پنجره‌ها در قسمت‌هاي مياني چنين ديوارهايي نصب شوند جريان هوا مستقيماً از وسط اتاق عبور خواهد كرد و اگر پنجره‌ها در گوشه‌هاي ديوار باشند جريان هوا از روي ديوار جانبي اتاق خواهد گذشت. در هر دو مورد سرعت جريان هوا زياد بوده اما تهيه ساختمان رضايت‌بخش نخواهد بود.

شكل 6

اثر ايجاد پنجره روي تهويه

حجم جريان (مقدار هوايي كه عوض مي‌شود) كه از ميان ساختماني عبور مي‌كند متأثر از اندازه بازشوهاست بيشترين حجم هوايي كه عوض شود زماني است كه ورودي‌ها و خروجي‌ها تا حد ممكن بزرگ باشند. در صورتي جريان هوا از داخل ساختمان به حداكثر مي‌رسد كه خروجي‌ها بزرگ‌تر از ورودي‌ها باشند.

تأثير نوع پنجره بر روي تهويه دو طرفه

پنجره‌ها را در رابطه با جريان هوا مي‌توان به دو گروه تقسيم كرد:

1- پنجره‌هاي لولادار كه موجب انحراف يا چرخش جريان هواي ورودي مي‌شوند.

2- پنجره‌هاي كشويي و دوبله گرويزان كه روي سطح قاب پنجره حركت مي‌كنند و از اين رو موجب انحراف جريان هوا نمي‌شوند.

در اين رابطه انتخاب نوع مناسب پنجره بسيار مهم است. بازشوهاي كركره‌‌اي نيز بر روي مسير جريان هوا داراي تأثير مشابهي هستند و ب نصب آن‌ها در مقابل پنجره‌هاي كشويي مي‌توان مسير جريان هوا را تنظيم كرد. يك روش خوب تهويه قرار دادن دريچه‌هاي كركره‌اي در طول ديوار خارجي است.

اقليم گرم و خشك

عامل مهمي كه در اين اقليم بايد بيشترين تمركز را روي آن داشت گرما مي‌باشد لذا راه‌كارهاي ارائه شده و اجرا شده در معماري سنتي اين اقليم براي عنصر پنجره به شرح زير مي‌باشد:

- جنس پنجره‌ها از چوب  به دليل داشتن ضريب هدايت حرارتي پايين

- استفاده گسترده از سايبان زد (توضيح مفصل در بخش سايبان)

- نصب پنجره در قسمت بالاي ديوار (علت):

1- به اين دليل كه هواي گرم به بالا صعود مي‌كند، پنجره‌ها در بالا تعبيه مي‌شوند تا هواي گواي گرم از آن‌ها خارج شود.

2- سايه‌اندازي بيشتر بر روي پنجره

- استفاده از پنجره‌هايي با ؟؟؟ كشيده و عمودي (بر عكس اقليم سرد) به دليل ورود هر چه كمتر تابش خورشيد.

- استفاده از شيشه‌هاي رنگي و قطعات كوچك به منظور جلوگيري از ورودي پرتوهاي خورشيدي به داخل ساختمان

اندازه مناسب بازشوها براي اين اقليم 25 تا 40 درصد براي بازشوهاي رو به حياط مركزي و اندازه مناسب بازشوها براي اين اقليم 10 تا 20 درصد براي بازشوهاي به حياط مركزي

عامل غالب در اين اقليم رطوبت بالاي هوا مي‌باشد.

- به دليل استفاده هر چه بيشتر از نسيم‌هاي دريايي بهتر است بازشوهاي وسيع رو به دريا در طراحي لحاظ گردد.

- پنجره‌ها بايد حتي‌الامكان در محور شمالي جنوبي قرار گيرند، به دليل اين كه جهت وزش‌ها نسيم‌هاي دريايي محور شمالي- جنوبي مي‌باشد.

- اندازه مناسب بازشوها در اين اقليم 40 تا 80 درصد مي‌باشد كه باز هم بهتر است بيشتر در جبهه جنوبي و بعد شمالي قرار گيرند.

در اين اقليم بهتر است به دلايل ذكر شده (رطوبت بالا و نياز به تهويه) بازشوها از كف شروع شوند يعني تقريباً كف پنجره نداريم.

- عايق‌بندي رطوبتي براي بازشوها در اين اقليم از اهميت زيادي برخوردار است.

ايجاد سايه براي پنجره‌هاي رو به آفتاب تابستان

1- وسايل آفتابگير داخلي

شامل سايبان‌هاي غلتكي، كركره‌ها و پرده‌ها مي‌باشند. عمل آفتابگيرهاي داخلي نوعاًً عبارت از انعكاس تابش خورشيدي است كه از پنجره‌ها وارد مي‌شود. عيب اين آفتابگيرها اين است كه صرف نظر از ميزان قدرت انعكاسي، آن‌ها را در سطح داخلي شيشه يعني در فضاي مسكوني نگه مي‌دارند. شكل 10

2- عبور تابش خورشيدي از مواد شيشه‌اي

وقتي كه نياز باشد ميزان تابش خورشيدي به داخل فضا در تمام فصول كمتر شود از شيشه‌هايي با خاصيت جذب حرارت يا رنگي يا        استفاده مي‌شود (مثلاً در اقليم‌هاي گرم و خشك)

3- سايبان‌هاي خارج از پنجره

وسايلي هستند كه بر روي سطح خارجي چهراچوب پنجره نصب مي‌شوند كه مي‌توانند ثابت يا متحرك باشند و يا افقي و هم عمومي

كركره‌هاي ثابت افقي در كنترل نور خورشيد مؤثرند اما ديد پنجره را نيز محدود مي‌كنند. يك راه حل مناسب براي اين مشكل كوچك كردن عرض تيغه‌هاست.

مهم‌ترين امتيازي كه سايبان‌هاي خارجي دارند اين است كه گرماي خورشيدي را بيرون از محيط ساختمان نگاه مي‌دارند اما يكي ديگر از اشكالات آن‌ها اين است كه اين گونه سايبان‌ها از اواسط خرداد تا اواسط شهريور روي پنجره سايه مي‌اندازند يعني زماني كه هوا گرم است و در عين حال اين سايبان‌ها از اواسط اسفند تا اواسط خرداد نيز ايجاد سايه مي‌كنند. يعني زماني كه حرارت آفتاب ممكن است مطلوب باشد. راه حل ايده‌آل اين مشكل استفاده از سايبان‌هايي است كه به صورت فصلي يا روزانه قابل جابه‌جايي باشند (سايبان‌هاي ؟؟؟)

نكته

سايبان‌هاي خارجي در نزديك كردن شرايط داخل فضا به شرايط آسايش خيلي مؤثرتر از سايبان‌هاي داخلي هستند.

نكته

سايبان‌هاي خارجي هر چه تيره‌تر باشد به علت جذب حرارت بيشتر تأثير بيشتري دارند و سايبان‌هاي داخلي به رنگ روشن به همين دليل كه بر عكس عمل مي‌كنند مطلوب‌ترند.

نوشته شده توسط جواد در 23:2 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389

اقلیم

شرايط اقليمي

اين منطقه از پر باران ترين و سرسبز ترين مناطق اقليمي ايران است و در تمامي فصول سال داراي بارندگي مي باشد. با وجود عرض نسبتا کم ، اين کرانه از دو ناحيه ي تقريبا مجزا تشکيل شده است. يکي ناحيه جلگه اي است که به صورت نوار باريکي در امتداد دريا گسترش يافته و کشتزارهاي وسيع و همچنين شهرهاي بزرگ در اين ناحيه مي باشند. عرض اين جلگه در مجاور رودخانه هايي مانند سفيد رود ، هراز ، تجن و در منطقه شرقي درياي خزر بيشتر است. دوم ناحيه کوهستاني شمال سلسله جبال البرز است که پوشيده از درختان جنگلي مي باشد. در بيشتر مناطق خصوصا در مناطق مرکزي و شمال شرقي ، فاصله اين رشته کوه تا دريا از چند کيلومتر تجاوز نمي کند. مصلح مورد استفاده و فرم ابنيه سنتي در اين دو ناحيه تا حدودي با هم تفاوت دارند.

خصوصيات آب و هوايي اين کناره به قرار ذيل است:

الف – بارندگي زياد در تمام فصول سال ، خصوصا در فصول پاييز و زمستان

ب – رطوبت نسبتا زياد در تمام فصول سال

ج – اختلاف کم درجه حرارت بين شب و روز

د – پوشش وسع نباتي

سمت جنوب غربي درياي خزر ، يعني استان گيلان ، داراي بارندگي بيشتري نسبت به ساير قسمتها است و هر چه از سمت غرب به سمت شرق اين کناره پيش مي رويم ، از مقدار بارندگي کاسته مي شود

 

 

 

خصوصيات کلي بافت شهري و روستايي در اين مناطق به قرار زير است:

الف – بافت شهري و روستايي به صورت باز و گسترده

ب – فضاهاي شهري نسبتا وسيع

ج – محوطه ها با ديواره هاي کوتاه

د – کوچه هاي نسبتا عريض

ه – ساختمانها جدا از هم ، در مراکز شهري متصل به هم

 

فرم بنا

به دليل بارندگي بسيار زياد و رطوبت بيش از حد فرم بنا در منطقه عمدتا جهت مقابله با اين دو عامل شکل گرفته است.

خصوصيات کلي فرم ابنيه سنتي منطقه شامل شش مورد زير است :

الف – بام ساختمان به صورت شيبدار

ب –  ايوان و يا غلام گرد در اطراف ساختمان

ج – شکل ساختمان به شکل برونگرا

د – عدم وجود زير زمين

ه – کف طبقه همکف بالاتر از سطح طبيعي زمين

و – استفاده از تهويه دو طرفه هوا

 

 

کرانه شمالي خليج فارس و درياي عمان

شرايط اقليمي

اين منطقه اقليمي در امتداد يک نوار ساحلي باريک و نسبتا طولاني است که بيش از دو هزار کيلومتر طول آن مي باشد و از مصب اروند رود در جنوب غربي استان خوزستان شروع شده و به خليج گواتر در جنوب شرقي استان سيستان و بلوچستان ختم مي شود.

از لحاظ اقليمي ، اين سواحل جزو نواحي گرم و مرطوب محسوب مي شود. تابستانها نسبتا طولاني و زمستانها فقط در دو ماه دي و بهمن هوا تا حدي سرد است . يان کناره به سبب آنکه در مجاورت دريا مي باشد، رطوبت هوا بسيار زياد است ولي به علت قلت بارندگي ، فاقد پوشش نباتي مي باشد و به جز نخلستانها و کشتزارهاي محدود اهالي ، منطقه به طور کلي لم يزرع و بي آب و علف است.

خصوصيات آب و هوايي

الف – ميزان ريزش باران ساليانه بسيار اندک ، اغلب بارندگي در فصول پاييز و خصوصا زمستان

ب – رطوبت هوا بسيار زياد در تمام فصول سال

ج – هوا بسيار گرم و مرطوب در تابستان و معتدل در زمستان

د – اختلاف کم درجه حرارت بين شب و روز

ه -  شور بودن آبهاي زيرزميني در اکثر مناطق

و – پوشش بسيار کم گياهي

از آنجايي که در اين کرانه خاک اکثرا نواحي آهکي است و همچنين فاقد پوشش نباتي مي باشد، لذا اب باران به داخل زمين نفوذ نمي کند و باران اندکي هم که مي بارد ، ايجاد سيل مي کند و چون سيل بندهاي کافي و کانالهاي عبور اب وجود ندارد و آب ذيقيمت شيرين به صورت سيل روانه دريا مي گردد.

به دليل مجاورت با دريا و تابش تقريبا عمودي آفتاب در فصول بهار و تابستان ، ميزان تبخير آب در منطقه بسيار زياد و رطوبت هوا نيز زياد است. هر چه از ساحل دور شويم و همچنين در ارتفاعات ، از ميزان رطوبت هوا کاسته مي شود ، به نحوي که به فاصله حدود بيست کيلومتر از ساحل ، با آب و هواي گرم و خشک کويري و يا کوهپايه اي مواجهه مي شويم . رطوبت زياد در سواحل دريا ، توام با حرارت بسيار زياد ، در اغلب مواقع در فصول گرم ايجاد شرجي مي کند که از لحاظ زيستي بسيار مشکل و طاقت فرسا است .

بافت شهري

بهترين روش براي مقابله با شرايط سخت آب و هوايي در اين منطقه ، ايجاد سايه و استفاده از جريان باد است.

خصوصيات بافت شهري:

الف – بافت شهري بصورت نيمه متراکم

ب – بافت روستايي نسبتا باز

ج – فضاهاي شهري نيمه محصور

د – گسترش شهرها و روستاهاي ساحلي در امتداد کنار ساحل و جهت آن رو به دريا

فرم بنا

خصوصيات کلي فرم بنا در اين مناطق به قرار زير است :

الف – ساختمانها به صورت حياط مرکزي و نيمه درون گرا

ب – حداکثر استفاده از سايه و کوران هوا

ج – ارتفاع اتاقها زياد و پنجره ها بلند و کشيده

د – ايوانها وسيع و مرتفع

ه – عدم وجود زير زمين

و – طاقها غالبا مسطح

نواحي کوهستاني و مرتفع

شرايط اقليمي

دو سلسله جبال البرز و زاگرس نواحي مرکزي ايران را از سواحل درياي خزر در شمال و جلگه بين النهرين در غرب جدا مي کند. شيرکوه ، کوه تفتان و کوهاي منفرد ديگري نيز در قسمتهاي مرکزي و شرقي ايران وجود دارد. اين کوهستانها سرچشمه رودخانه ها و قناتهاي کشور مي باشند. رشته کوهاي واقع در شمال و غرب کشور اکثرا برف گير بوده و در دامنه شمالي رشته کوه البرز ، جنگلهاي انبوه که در فصل سوم بحث شد و در دامنه کوهاي زاگرس در غرب کشور ، جنگلهاي تنک بلوط ، نارون و افرا وجود دارد.

کليات شرايط اقليمي اين نواحي به قرار ذيل است :

الف – سرماي شديد در زمستان ، معتدل در تابستان

ب – بارش برف سنگين در قسمتهاي شمال و شمال غرب کشور

ج – رطوبت هوا کم

د – اختلاف بسيار زياد درجه حرارت بين شب و روز

 

خصوصيات کلي بافت شهري و روستايي به قرار ذيل است :

الف – فضاهاي شهري و روستايي کوچک و محصور

ب – بافت شهري و روستايي متراکم و ابنيه متصل به هم

ج – جهت آفتاب و عوارض زمين عامل تعيين کننده در نحوه استقرار ، گسترش و سيماي کلي شهر و روستا

د – کوچه ها و معابر اصلي به موازات خط تراز زمين و اغلب با عرض کم

 

خصوصيات کلي فرم و بنا در اين نواحي به شرح ذيل است :

الف – ساختمانها داراي حياط مرکزي و درونگرا

ب – نسبت سطح پوسته خارجي بنا به حجم بنا کم

ج – ارتفاع اتاقها کم

د – بام ها غالبا به صورت مسطح

ه – بازشوها کوچک

و – ايوانها و حياط ها کوچک

ز – ديوارها نسبتا قطور

 

دشتهاي فلات

شرايط اقليمي

دشتهاي فلات که بخش عمده اي از مساحت کشور ما محسوب مي شوند ، عمدتا در نواحي مرکزي و شرقي مملکت قرار دارند. دو منطقه دشت کوير و کوير لوت در مرکز ايران واقع شده اند که بطور کلي لم يزرع و با بارندگي بسيار اندک مي باشند . اين دو کوير قريب يک هفتم مساحت ايران را شامل مي شوند.

نواحي حاشيه کويري و کوهپايه اي داراي آب و هواي معتدل تر با بارندگي بيشتر مي باشند ولي به هر تقدير اقليم اين نواحي نيز گرم و خشک است .

 

خصوصيات کلي شرايط اقليمي دشتهاي فلات به قرار زير است:

الف – آب وهواي گرم و خشک در تابستان ، سرد خشک در زمستان

ب – بارندگي بسيار اندک

ج – رطوبت هوا بسيار کم

د – پوشش بسيار کم گياهي

ه – اختلاف زياد درجه حرارت بين شب و روز

و – در نواحي کويري و حاشيه کويري ، بادهاي توام با گرد و غبار

 

کليات بافت شهري و روستايي به قرار زير است:

الف – بافت روستايي و شهري بسيار متراکم

ب – فضاهاي شهري کاملا محصور

ج – کوچه هاي باريک و نا منظم و بعضا پوشيده با طاق

د – ساختمانها متصل به هم

ه – نحوه ي استقرار مجموعه هاي زيستي براساس جهت آفتاب و باد

 

فرم بنا

کليات فرم بنا در اين مناطق به قرار ذيل است :

الف – کليه بناها به صورت کاملا درونگرا و محصور

ب – کليه بناها داراي حياط مرکزي ( بجز حمام ) و اغلب آنها داراي زير زمين ، ايوان و بادگير

ج  - کف ابنيه و خصوصا حياط پايين تر از سطح معابر

د – ارتفاع اتاقها نسبتا زياد

ه – طاقها غالبا قوسي و گنبدي

و – ديوارها نسبتا قطور

نوشته شده توسط جواد در 23:0 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389

پنجره در بحران

پنجره در بحران

پنجره : نشان زندگي انسان ، چشمکي به رهگذران ، چشم ساختمان که به آدمي امکان مي دهد بدون ديده شدن به جهان خارج بنگرد ، پذيراي نور روز و پرتوهاي خورشيد که سطوح و اشيا را روشن مي کنند ، سرچشمه ي هواي تازه و گااه محل تبادل کلام و بو ... اما همچنين نوعي گسستگي در سازه ي ديوار و از اين رو ، تقطه اي است آسيب پذير ، شکننده ، حساس به دماي بيرون و راه نفوذ . پنجره از بنيان هاي معماري است . پنجره در حکم چشم ، دهان ، بيني و گوش بناست و نه تنها نقش تعيين کننده اي در ظاهر بنا دارد ، بلکه واسطه اي است که به ساکنان بنا امکان مي دهد تا مکاني را که جزئي از آن هستند ببينند ، بشنوند و حس کنند.

شکل و ابعاد پنجره ها داستان درازي دارد. در کلبه هاي بدوي ، يک باز شوي کوچک نقش ورودي ، چشم انداز به جهان خارج ، منبع نور و تهويه را بازي مي کرد. گاهي يک يا دو بازشوي ساده ي ديگر نيز به آن اضافه مي شد. بعدها پنجره ي شيشه اي آمد که به ساکنان بنا امکان مي داد بدون قرار گرفتن در تاريکي ، بتوانند آن را باز و بسته کنند. تا به امروز ، شکل پنجره ها تا حدودي به فن ساختمان براي تنظيم نور و دماي داخلي ساختمان وابسته بوده است. ميزان نور رساني پنجره در نزديکي سقف چند برابر بيشتر از نور رساني آن در نزديکي زمين است از اين رو ، اگر نيازي به تامين ديد و پيوستگي فضاي داخل و خارج نبود ، با صرفه ترين پنجره ها در نزديک سقف قرار مي گرفتند.

پس پنجره از نظر طراحي سه کار انجام مي دهد : نور رساني ، تامين ديد و پيوند درون و بيرون . در بناهاي مذهبي و درونگرا پنجره بيشتر براي نور رساني طراحي مي شود. از دوره ي نوزايي ( رنسانس ) ، بسياري از معماران کوشيده اند تا با تعبيه ي نورگيرها يا بازشوهايي در بالاي پنجره هاي تامين کننده ديد ، اين دو را از هم جدا کنند. هنوز رايج ترين پنجره ي سنتي ، که در ديوارهاي باربر تعبيه مي شود ، پنجره ي عمودي است که هر سه کار را در قالب يک عنصر مهماري ، با حداقل نعل درگاه ممکن انجام مي دهد. اين نوع پنجره تا قرن بيستم پنجره اي نمونه محسوب مي شد.

الته استثناهايي نيز وجود دارد . ( پنجره ي نواري ) در خانه هاي قرن هيجدهم در آپنتزل در سوئيس چيزي نيست جز راه حلي هوشمندانه به منظور تامين نور کافي براي دختران سوزن دوزي که پشت ديوار غير باربر نشسته بودند. اين پنجره بيش از هر چيز ، نمونه اي است از پنجره اي براي نور و احيانا براي ديد.

امروزه روش هاي نوين ساختماني هزاران سال کار سنتي را تهديد مي کنند : فولاد و بتن مسلح قاب هاي باربر را پديد آورده اند ، که در جاي خود ديوار هاي باربر را به صورت جداره اي غير باربر در مي آورد. نور مصنوعي محدوديت هاي نور طبيعي را از بين برده است. پنجره ي عمودي رابطه ي خود را با اقتصاد ازدست داده و بدين ترتيب به صورت يک راه حل از ميان راه حل هاي متعدد ممکن درآمده است . معماري ديگر تابع جبر روش هاي محدود ساختماني نيست . در واقع ، نماي آزاد ، دهانه هاي شيشه پوش ، شکاف هاي عمودي ، پنجره هاي وسيع ، پنجره هاي دو کنج ، ايوان هاي شيشه پوش ، ديوارهاي خارجي غير باربر و امکانات ديگر ، راه حل هاي جديدي براي ساخت فضا و آرايش نور پديد آورده اند.

آزادي از قيد مصالح فقط در مورد پنجره مصداق ندارد ، بلکه تمام بنا را در بر مي گيرد. اين شرايط جديد به پيشتازان عرصه ي مهماري امکان داد تا با جنبش هاي هنري انتزاعي ، همچون کوبيسم و پيوريسم ، دست دوستي دهند. شکل ساختمان که با رها شدن از قيود سنتي و تحميلي منطق ساخت ، به نوعي خود مختاري دست يافته بود ، امکان مي داد تا سه کار پنجره – يعني نور ، ديد و پيوند فضاها – توسط بازشوهاي گوناگون که هر يک براي کاري خاص و با شکلي متفاوت طراحي شده بودند ، انجام شود. آن بازشو که منظره اي خاص را قاب مي کرد ، ديگر وظيفه ي تامين نور را نداشت و مي شد نور را از بالا تامين کرد ( مثلا کارهاي لوئيس کان و ماريو بوتا را با آثار ديگران مقايسه کنيد ) . شيشه ، فولاد و روش هاي درزبندي راه هاي جديدي براي کاهش ميزان جدايي داخل و خارج گشوده اند.

اما اين آزادي بدون زحمت به کف نيامده است و به تنوع بسيار زياد نه فقط پنجره ، که تمامي ساختمان ، انجاميده است . هرگاه هر پنجره يا هر ساختمان از منطق خاص خود پيروي کند و به همسايگان و پيشينيان خود وقعي نگذارد ، مرز بين تماشايي از يک سو و آشفتگي از سوي ديگر ، کمرنگ مي شود. در حالي که در معماري کلاسيک ميشد پنجره را شئي زيبا و مستقل دانست ، در معماري امروز پنجره ي زيبا را تنها در ارتباط با تماميت آرايش فضايي مي توان درک کرد. پنجره ي امروزي ديگر شئي مستقلي نيست.

باورهاي قطعي در پنجره ي عمودي کدامند ، هرگ اه بدانيم که نعل درگاه در اين پنجره ديگر بار ديوار را حمل نميکند؟ کجايند اين باورهاي قطعي ، وقتي در جستجوي افق ساختمان معاصر ، به آرايش تصادفي ولي تماشايي پنجره هاي لوسين کرول هم برميخوريم ، به بازشوي بزرگ در ديوارهاي ماريو بوتا که چندين پنجره را در قالب يک عنصر واحد مطرح مي کند ، شکل غالب مربع در پنجره هاي آلدو رسي ، حذف تدريجي ديوار که بازي کنان فضاها را در هم مي آميزد و در آثار يان هايدويک و ريچارد ماير ، نماي شفاف لودويگ ميس فان در روهه و نماي آينه اي نورمن فاستر  ، اشاره ي کنايه اميز رابرت ونتوري به اشکال متعارف ، و تحريف آگاهانه ي تصاوير گذشتگان در آثار لئون کراير و ريکاردو بفيل . اما اين تنوع فقط حاصل پيدايش فنون نوين نيست ؛ بلکه بيش از هر چيز به ثروت جامعه اي بستگي دارد که ديگر سادگي مطلق را نمي پذيرد و سپس به طبع دمکراتيک جامعه ي ما وابسته است که در آن نه فرهيختگان ، نه دولت و نه بانک هاي آزمند ، نمي توانند حق تعيين درست و نادرست را به خود اختصاص دهند.

تنوع پنجره ها تنها يک نمونه از کثرت انديشه هاي موجود در کل معماري امروز است. معمار امروزي که در جستجوي باورهاي متقن است ، در برخورد با انديشه هاي گوناگون که در عين تضاد در کنار يکديگر مطرح مي شوند ، با مشکلات زيادي روبرو مي شود.حقايق بسيارند و ضد نقيض و نا پايدار. ساختمان را مي توان به عينيت رساند ، اما معماري و طراحي شهري را فقط در نظام هاي نسبتا پايدار ، که در آن ارزشهاي انساني يا فعاليت و مکان گره خورده باشند، مي توان قطعي کرد. توجه کنيد که در تاريخ بشر ، خزانه ي دانش انسان هرگز چنين غني و چنين در دسترس براي همگان نبوده است بايگاني هاي زيادي برپا شده اند و کتابخانه هاي عظيم موجودي خود را روي رايانه مي گذارند. مجلات معماري بلافاصله آخرين انديشه ها ، پژوهش ها و آثار طراحي را منعکس مي کنند. ويژگي مشترک انديشه هاي متنوع نخبگان معماري آن است که همگي مي کوشند معماري را از بند ملاحظات اقتصادي و فني محض تب هاي تند رها سازند. اميد ما آنست که در معماري هدف هاي پر معنا تري براي زندگي بشر به وديعه گذاريم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پنجره ها بيش از هر عنصر ديگري در پوسته ساختمان در مقابل انتقال حرارت نا خواسته بي دفاع تر هستند. هر گاه مقاومت حرارتي شيشه معمولي را(R=0/9) با مقاومت ديوارهاي عايق دار متداول(R13-R30) مقايسه کنيم ، ضعف شيشه به خوبي مشاهده مي گردد. مقاومت حرارتي پنجره را مي توان با افزايش مقدار R در شيشه و همينطور با تعبيه کنترل هاي عايقي در داخل و خارج پنجره اضافه کرد.

مقاومت حرارتي پنجره

مقاومت حرارتي پنجره بستگي به مقاومت شيشه ، تعداد شيشه هاي بکاررفته ، فضاي بين شيشه ها ، منافذ و درهاي پنجره و ساير جزئيات قاب پنجره از نظر هدايت حرارتي دارد.

عايقهاي حرارتي پنجره ( داخل بنا )

اينگونه عايقها شامل تمام وسايلي مي گردد که پنجره را از سمت داخل مي پوشاند. انواع انها شامل سيبانهاي تاشو ، تاشو ، لولا دار ، کرکره ، پرده ف پنلهاي متحرک کشويي و پنجره هاي ضد طوفان مي باشد.

عايقهاي حرارتي پنجره ( خارج بنا ) پنجره ضد طوفان آشناترين نمونه عايق خارجي است . محبوبيت آن به واسطه شفافيت و ثابت بودن آنهاست، به اين معني که فقط در نيمي از سال نصب مي گردد و قابل تعبيه بر روي پنجره هاي قديمي است. نصب انواع ديگري عايق بر روي قسمت خارجي پنجره مقاومت حرارتي آن را افزايش خواهد داد. اين وسايل اگر از داخل قابل کنترل و همچنين در مقابل پوسيدگي و شرايط جوي مقاوم باشند مفيد خواهند بود.

پانلهاي لولا دار و تاشو مقاومت حرارتي پنجره را به مقدار زيادي افزايش مي دهند. اين پانل ها را مي توان با يورتين و ياپولي استرين که در ميان دو ورق آلومينيوم قرار گرفته باشند درست کرد و يا مي توان با استفاده عايقهاي سفت که روي سطوح انها کاغذهاي انعکاسي چسبيده شده است تهيه نمود.

کاربرد عايق هاي متحرک بستگي به راحتي استفاده از انها دارد. اگر سايبان ها و يا کرکره هاي عايقدار در شب بسته نشوند هيچ فايده اي ندارد . به اين لحاظ شيشه هاي سه جداره حتي با وجود ناچيز بودن قابليت انتقال نور خورشيد و مقدار نسبتا کم R نسبت به شيشه هاي عايق دار ارجح هستند . به همين دليل بايد شيشه و عايق بندي را باهم مورد استفاده قرار داد .اگر از وسايل عايق بندي استفاده شود در قسمتهايي که رو به خورشيد قرار دارندبايد از پنجره هاي يک يا دو جداره استفاده گردد تا نور و حرارت خورشيد به داخل بنا بهتر انتقال يابد .

دربها و پنجره هاي هر خانه اي به دو طريق باعث به هدر رفتن حرارت در زمستان مي شوند . دربها و پنجره ها از لحاظ عايق بندي نسبت به ديوارهاي غير شفاف ضعيفترند و در نتيجه مجموع مقاومت حرارتي پوسته ساختمان را پايين مي آورند با افزايش مقدار دربها و پنجره ها مقدار نفوذ هوا اضافه مي گردد.کم کردن تعداد بازشوها در هر کجاي منزل که باشند باعث کاهش نفوذ هوا و هدايت حرارتي مي شود. نصب بازش.ها در نماي شمالي ، شرقي و غربي  به اين لحاظ که در زمستان آفتاب گير نيستند و در تابستان از جهات غرب وشرق حرارت زيادي جذب مي کنند خالي از عيب نيست ، بعلاوه بادهاي زمستاني اغلب از سمت شمال مي وزند.

مساحت کل پنجره ها را مي توان با کاهش مساحت هر پنجره يا کاهش تعداد پنجره ها کم کرد. شکل پنجره ها بايد به گونه اي باشد که نفوذ هوا در آن کم شود.از اين نظر اشکال مربع بهتر از اشکال دراز ( مستطيل ) هستند. هر پنجره از نظر نفوذ هوا کاملا بدون درز و منفذ باشد. روش صحيح ديگر استفاده از پنجره هاي بزرگ و ثابت جهت بهره گيري از نور و ديد مناسب مي باشد، و به منظور تهويه مي توان از پنجره هاي کوچک استفادهنمود.

درهاي ساختمان از نظر عايق بودن ، ضعيف هستند به همين جهت بايد درهايي را انتخاب نمود که از نظر انتقال حرارتي مقاومتر باشند.

در زمستان نياز حرارتي خانه ها  در اغلب مناطق اقليمي با افزايش سطح پنجره هاي رو به  جنوب و دريافت گرماي خورشيدي ، به طور قابل ملاحظه اي کاهش مي يابد . بر روي سطوح جنوبي در ماه ژانويه کسب حرارت خورشيدي از 650BTU درنواحي شمالي و هواي ابري شروع شده و تا 1500BTU در مناطق جنوبي تر و هواي صاف افزايش پيدا مي کند.مي توان پلان خانه هاي معمولي را طوري اصلاح کرد که اتاقهاي مهم رو به جنوب قرار گيرند  تا افتابگير باشند. همچنين بهتر است پنجره ها از ساير جهات ساختمان برداشته ، وبر روي سطوح جنوبي تعبيه شوند.، که در اين صورت مي توان از مزاياي پنجره هاي بزرگ استفاده کرد. ضمنا پنجره هاي کشويي پاسيو مي توانند مفيد باشند.

پنجره هاي موسوم به دورمر معمولا براي پذيرش نور در طبقات فوقاني بکار مي روند. اين پنجره ها بهتر است آفتاب گير باشند و جهت اتاقهاي طبقات فوقاني و يا فضاهاي دو طبقه مورد استفاده قرار گيرند. هر چند پنجره هاي دورمر به نسبت مساحت مقدارکمتري از پنجره هاي سقفي نور خورشيد را دريافت مي کنند معهذا پنجره هاي دورمر داراي اين خاصيت هستند که گرماي بيشتري در زمستان و حرارت کمتري در تابستان دريافت مي کنند. روش ديگري جهت افزايش سطح ديوار و پنجره هاي رو به جنوب به منظور کسب بيشتر انرژي خورشيدي افزايش عرض سايبان زير بام و بالا بردن ارتفاع ان است. با استفاده از اين روش مقدار کسب انرژي خورشيد در زمستان افزايش يافته و مقدار پنجره در معرض تابش مستقيم آفتاب در تابستان نيز کاهش خواهد يافت. همچنين کسب حرارت در زمستان بدليل انعکاس تابش خورشيد از سطوح بامها و تراسهاي مجاور بيشتر خواهد شد. با نصب سايبان در بامها و تراسهاي مجاور بيشتر خواهد شد. با نصب سايبان در بالاي نورگيرهاي سقفي و پنجره هاي رو به جنوب ، مي توان جلوي آفتاب شديد تابستان را گرفت.

چه مقدار شيشه بايد به کار برد؟

ميزان استفاده از انرژي خورشيد در رابطه با آسايش و احتياجات حرارتي داخل ساختمان بستگي به عايق بندي ساختار و قابليت ذخيره ي حرارتي ان دارد. ( يعني توانايي ساختمان در متعادل کردن نوسانات دمايي). جهت مقاومت حرارتي بيشتر ، بايد در پوسته ساختمان از شيشه کمتري استفاده شود.

مقدار حرارت مي تواند يک سوم نيازهاي حرارتي ساليانه يک منزل مسکوني که بخوبي عايق بندي شده باشد را تامين کند. حتي مي توان اين مقدار را با استفاده از عايقهاي متحرک روي پنجره و افزايش ظرفيت حرارتي داخل ساختمان افزايش داد.

تعبيه سطوح منعکس کننده بيرون از پنجره براي افزايش انعکاس در زمستان

مقدار تابش خورشيد که توسط يک پنجره دريافت مي شود بستگي به فصل سال ، شرايط آب و هوايي ، فرم و موقعيت سختمان نسبت به خورشيد دارد. هرچند شدت تابش خورشيد را نمي توان افزايش داد، اما مي توان تابش منعکس شده توسط سطوح اطراف را به سمت پنجره هدايت کرد و بدين ترتيب مقدار کسب حرارت توسط پنجره را افزايش داد. سطوح انعکاسي در خارج از بنا يا ثابت اند يا متحرک . در تابستان سطوح انعکاسي ثابت موجب گرماي اضافي مي شوند.اما بايد با توجه به نيروي بالقوه ي آسايشي که که در طي سال اين سطوح فراهم مي کنند، مطلب را بررسي کرد. يک راه حل اين است که سايبانهايي طراحي شود که بر روي سطوح منعکس کننده افقي ثابت سايه بيندازد. راه حل ديگر اين است که خود سطوح انعکاسي براي استفاده فصلي قابل جابجايي باشد.

در سيستمهاي انعکاسي متحرک از اتصالات لولايي استفاده مي شود. سطوح اين سيستمها داراي خاصيت انعکاسي زياد است و بکمک انها مي توان تابش خورشيد را بداخل ساختمان هدايت کرد. استفادهاز صفحات انعکاسي براي پنجره ها ي رو به شرق ، جنوب شرقي ، جنوب غربي و غرب بسيار مناسب است.

از پنجره هاي سقفي جهت جذب انرژي خورشيدي و نور طبيعي استفاده شود.

پنجره اي سققفي با اغلب طرحهاي ساختماني همگوني داند و ورود نور و گرما به داخل فضاي مسکوني را ممکن مي سازند. مزاياي فضاي پر نور  در روزهاي زمستاني بهتر نمايان مي شود. ولي در عين حال نبايد اجازه ورود گرماي تابستاني بداخل ساختمان را داد. به هنگام طراحي ، جهت خورشيدي پنجره هاي سقفي بايد به دقت مطالعه شود. شيب سقف ، ضخامت ان ، ارتفاع دور پنجره و ابعاد بازشوهاي سقفي همگي عوامل تعيين کننده اي در ميزان عمق نفوذ آفتاب زمستاني هستند.بايد نوعي عايق بندي براي شب هنگام منظور گردد تا مانع از آن شود که پنجره سقف به جاي اينکه به جايي اينکه منبع گرمايي باشند، اتلاف دهنده حرارت گردد. هم شيشه پنجره سقفي و هم قاب ان بايد کاملا عايق بندي شوند. اگر قرار است که جذب حرارت زمستاني به حداکثر برسد ، يک پنجره کوچک ارجح است ، چرا که سيستم نوع دوم باعث ايجاد نقاط نور و سايه پراکنده مي شود.

يک ضعف پنجره هاي سقفي ، اجازه ي ورود گرما در طي تابستان است. اين مشکل در مورد بامهاي مسطح يا کم شيب يعني جايي که اشعه خورشيدي تقريبا عمودي به سطح بام مي تابد، حادتر است.

روشهايي که جهت جلوگيري از گرماي خورشيد مي توان پيش بيني کرد ، شامل سايه بانهاي کرکره اي در بالاي پنجره ي سقفي و يا استفاده از پنجره هاي سقفي جهت تهويه فضاي داخلي و مجهز کردن اين گونه پنجره ها با سايبان و کرکره در قسمت داخل بنا مي باشد. ساير کنترلهاي خورشيدي از جمله صفحات لولادار و يا کشويي است که سطح تمام پنجره را مي پوشانند و همينطور مي توان از سيستمهاي کرکره اي متحرک نام برد.

ايجاد سايه براي پنجره هاي رو به افتاب تابستان

آفتابگيرهاي پنجره به سه دسته تقسيم مي شوند:

1-     افتابگيرهايي که جدا از پنجره بوده و در قسمت داخلي بنا نصب مي گردند.

2-     خواص مواد داخل شيشه

3-     وسايلي که در داخل چهارچوب اما در قسمت خارجي پنجره ها نصب مي گردند.

اثر وسايل افتابگير با رقم و عدد تحت عنوان ضريب سايه (SC) بيان مي گردد. ضريب سايه عبارت است از نسبت کل حرارت جذب شده خورشيد توسط آفتابگير به شيشه ساده معمولي بدون آفتابگير که ضريب چنين شيشه اي يک فرض شده است. بنابراين همه ي وسايل آفتابگير داراي ضريبي کمتر از يک هستند. بنابراين همه ي وسايل آفتابگير داراي ضريبي کمتر از يک هستند. ضريب سايه پايين دلالت بر عبور کم و در نتيجه سايه سازي خوب است . رقم ضريب سايه نسبت مستقيم با تغيير موقعيت خورشيد و باز و بسته بودن آفتابگيرها دارد .

1- وسايل آفتابگير داخلي : افتابگيرهاي داخلي شامل سايبانهاي غلتکي ، کرکره اي و پرده ها مي باشد. از ابداعات جديد مي توان از صفحات لولادار و کشويي و دريچه هاي داخلي نام برد. عمل آفتابگيرهاي داخلي نوعا عبارت از انعکاس تابش خورشيدي است که از پنجره ها وارد مي شود. عيب آفتابگيرهاي داخلي اين است که صرف نظر از ميزان قدرت انعکاسي ، آنهاحرارت را در سطح داخلي شيشه يعني در فضاي مسکوني نگه مي دارند.

در پاسخ به هزينه رو به افزايش انرژي براي ايجاد آسايش ، بعضب از توليد کنندگان مشغول مطالعه روشهايي براي افزايش ميزان انعکاس و درزگيري اطراف سايه بان هاي غلتکي هستند ، تا هم براي ايجاد سايه در تابستان و هم به عنوان عايق شبانه در زمستان مورد استفاده قرار گيرند . بعضي از توليد کنندگان با قرار دادن کرکره هاي باريکي در فضاي بين دو جدار شيشه اي بعضي از پنجره ها ، ضعف هاي آفتابگيرهاي داخلي را جبران کرده اند.

2- عبور تابش خورشيدي از مواد شيشه اي : شيشه هايي توسط بعضي از کارخانجات توليد شده اند که تابش خورشيدي کمتري از خود عبور مي دهند. خاصيت عبور و يا جلوگيري از عبور حرارت شيشه ها تحت عنوان عبور خورشيدي بحث شده است ف هرچند ضرايب سايه آنها هم اغلب داده مي شود.به جاي استفاده از جام شيشه ي معمولي به عنوان شاخص عبور تابش خورشيدي اين شاخص براساس نسبت تابش که از داخل شيشه عبور مي کند به مقداري که بر شيشه مي تابد فرض شده است. با انتخاب مواد شيشه اي مي توان عبور خورشيدي را کاهش داد. شيشه جاذب حرارت شفاف و رنگي با جذب حرارت در خود مواد شيشه اي ، موجب تقليل عبور نور خورشيدي مي شود. جذب نور توسط شيشه موجب افزايش دماي شيشه مي گردد. اضافه شده 30 F يا بيشتر مطلب غير معمولي نيست که اين مطلب هرچند از عبور حرارت بدتر نيست ، انا از طريق هدايت و تابش حرارتي ، موجب افزايش دماي داخلي مي گردد. اين موضوع خود مي تواند موجب عدم اسايش ساکنين منزل شود. پوشش انعکاسي بر روي سطح خارجي و اضافه کردن لعابي به سطح داخلي شيشه ها ، تمهيدات موثري در خارج نگاه داشتن گرما از فضاي مسکوني است . بدين طريق در هر دو فصل تابستان و زمستان تابش خورشيد به داخل ساختمان کاهش مي يابد.

ايجاد سايه براي پنجره هاي رو به افتاب تابستان

3- سايه بانهاي خارج از پنجره ، وسايلي هستند که بر روي سطح خارجي چهارچوب پنجره قرار مي گيرند. سايبانهايي از اين نوع شامل کرکره هاي چوبي و فلزي و دريچه هاي چوبي هستند. بعضي اوقات براي کنترل نور خورشيد، پانلهاي عمودي با دريچه هاي مشبک بر روي ديوارهاي خارج از پنجره ( جهت جلوگيري کامل از ورود نور آفتاب از سمت شرق ، جنوب و غرب به داخل ) نصب مي گردد. پانلهاي عمودي جلوي پنجره مي توانند متحرک باشند و همچنان که خورشيد در آسمان حرکت مي کند ف اين تيغه ها نيز تغيير زاويه دهند. اگر پانلهاي نصب شده بر روي پنجره هاي شرقي و غربي قدري به سمت شمال تابيده شود مي توان تقريبا به طور کامل اين پنجره ها را در مقابل نور آفتاب حفاظت نمود. البته اين کار به قيمت از دست رفتن بخشي از ديد به بيرون تمام مي شود.

کرکره هاي ثابت افقي در کنترل نور خورشيد موثرند اما ديد از پنجره را نيز محود مي کنند . يک راه حل مناسب براي اين مشکل ، کوچک کردن عرض تيغه هاي کرکره است. يک گروه ديگر از سايبان هاي خورشيدي که کمتر مورد توجه هستند ، پارچه ي فايبر گلاس با بافت نازک است که مي توان آن را به جاي توري ضد پشه بر روي پنجره ها نصب کرد. همچنين بدين منظور مي توان از پرده و يا سايبانهاي غلتکي از مواد پلاستيکي کدر و يا نيمه روشن استفاده کرد. اين مواد پلاستيکي مانع ديد و يا ورود نور نمي شوند ، اما مي توانند عبور حرارت خورشيدي را تا 75 درصد کاهش دهند.

مهمترين امتياز سايبانهايي که در خارج پنجره نصب مي شوند اين است که گرماي خورشيد را بيرون از ساختمان نگاه مي دارند. يکي از اشکالات استفاده از سايبانهاي ثابت اين است که اين گونه از سايبانها از ماه جون (اواسط خرداد ) تا سپتامبر ( اواسط شهريور ) بر روي پنجره سايه مي افکنند يعني زمانيکه هوا گرم است و در عين حال اين سايبانها از ماه مارچ (اواسط اسفند ) تا ماه جون ( اواسط خرداد ) نيز ايجاد سايه بر روي پنجره مي کنند، يعني زمانيکه حرارت افتاب ممکن است مطلوب باشد. علت اين وضع اين است که يک تاخير زماني يک تا يک ماه و نيم بين اوج فصل گرما ( اواخر جولاي تا آگوست- مرداد تا اوايل شهريور ) و زمان حداکثر تابش خورشيد (جون – اواسط خرداد تا اواسط تير) وجود دارد. راه حل ايده ال ان است که از سايبانهايي استفاده شود که به صورت فصلي يا روزانه قابل جابجايي باشند. راه حل ديگر اين است که از سايبانهاي ثابت براي ماه هاي اواخر تابستان استفاده شود.

پنجره ها در جهتي نصب شوند تا نسيم هاي تابستاني براحتي وارد گردند .

نسيم هواي خارج از ساختمان در اثر نيروي کشش- فشار موجب حرکت هوا در درون خانه مي گردند . فشار مثبت در سمتي که باد مي وزد ايجاد شده و فشار منفي مکش در سمت ديگر ساختمان حاصل مي آيد. به منظور تهويه  ي طبيعي ، بايد بازشوها را در ديوارهايي با فشارهاي متفاوت قرار داد. زماني بيشترين حجم هوا به حرکت مي ايد که پنجره ها يا درها در بخش هايي از نماي ساختمان قرار گيرند که اختلاف فشاري در آن موجود باشد.

نيروي تهويه در حالتي که بخش بزرگتري از ديوار در مقابل بيشترين فشار قرار گيرد ، تقويت مي شود . مخصوصا اگر ساختمان بلند بوده و طول آن در معرض باد قرار داشته باشد.

درمورد پلان مربع ديوار عقببي داراي فشار منفي مکش بيشتري بوده و در نتيجه محل مناسبتري براي پنجره هاي خروجي خواهد بود. در ساختمانهاي مستطيل ، پنجره هايي که در ديوارهاي جانبي قرار دارند با اندازه ي ساختمان هاي مربع مهم نخواهند بود. اهميت اين گونه پنجره ها در ديوارهاي جانبي به خاطر تاثيراتي است که در مسير حرکت باد به وجود مي اورند .

تاثير موقعيت پنجره ها در جريان هواي داخلي

قرار دادن پنجره ها بر روي ديوارهاي مقابل کهخ در مسير مستقيم جريان هوا قرار دارند باعث ايجاد جريان سيرع هوا ، منتها با عرض کم در داخل اتاق خواهد شد. اگر پنجره ها بر روي قسمت مياني چنين ديوارهايي نصب شوند ، جريان هوا مستقيما از وسط اتاق عبور خواهد کرد . و اگر پنجره ها در گوشه ي ديوار باشند ، جريان هوا از روي ديوار جانبي اتاق خواهد گذشت. در هر دو مورد هرچند سرعت جريان هوا زياد بوده ، اما تهويه ي منزل رضايت بخش نخواهد بود.

تهويه ي هواي داخلي در صورتي بهتر صورت ميگيرد که  پنجره هاي ورودي هوا در محلهايي با اختلاف فشار زياد قرار گرفته باشند البته مناسبتر خواهند بود اگر جهت پنجره ها نسبت به بادهاي غالب قدري انحراف داشته باشند. به طور کلي جريان باد بايد در داخل اتاق تغيير مسير دهد تا فضاي بيشتري تحت تاثير آن واقع شود و تهويه هوا کاملتر صورت گيرد.

اثر ابعاد پنجره روي تهويه

حجم جريان هوا ( مقدار هوايي که عوض مي شود) که از ميان ساختماني عبور مي کند متاثر از اندازه ي بازشوهاست. بيشترين حجم هوايي که عوض مي شود ، زماني است که ورودي ها و خروجي ها تا حد ممکن بزرگ باشند. در صورتي جريان هوا در داخل ساختمان به حداکثر مي رسد و بردت بيشتري حاصل مي شود که خروجي ها بزرگ تر از بازشوها ي ورودي باشند. حرکت هوا در داخل بنا بستگي به عواملي لز جمله محل اثاثيه ، گياهان خارجي ساختمان و تغيير جهت مسير باد دارد و لذا پيش بيني مسير جريان هوا و مقدار تهويه ي هوا تقريبا غير ممکن است. ولي براساس اصولي که قبلا مطرح شد ، مي توان تصيماتي در مورد موقعيت بازشوهاي يک ساختمان با پلان مستطيلي شکل اتخاذ نمود.

تاثير نوع پنجره بر روي تهويه ي دو طرفه

پنجره ها را در رابطه با جريان هوا مي توان به دو گروه تقسيم کرد:

1-پنجره هاي لولادار که باعث انحراف يا چرخش جريان هواي ورودي مي شوند. 2- پنجره هاي کشويي و دوبله آويزان که روي سطح قاب پنجره حرکت مي کنند  و از اين رو موجب انحراف جريان هوا نمي شوند . پنجره هايي که محور دوران آنها افقي است مي توانند مسير جريان هوا را به سمت سقف و اي منطقه مسکوني هدايت کنند در اين رابطه انتخاب نوع مناسب پنجره بسيار مهم است بازشوهاي کرکره اي 

 نيز بر روي جريان هوا داراي تاثير مشابهي هستند و با نصب آنها در مقابل پنجره هاي کشويي مي توان جريان هوا را تنظيم کرد . يک روش تهويه ي خوب قراردادن دريچه هاي کرکره اي در طول ديوارهاي خارجي است.

 

نوشته شده توسط جواد در 22:28 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388

سلام

ترم آخر كارشناسي ناپيوسته معماري هستم ، اين ترم هم طرح نهايي دارم و هم طرح ۵

طرحمون مجتمع مسكونيه ، الان داريم روي مطالعات و آناليزسايت كار مي كنيم . بعد از مطالعات مي ريم سراغ خود مجتمع .

پروپزالمو امروز تحويل دادم خدا كنه كه قبولش كنن و گرنه ژوژمانم  مي افته  واسه شهريور ما

نوشته شده توسط جواد در 0:42 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دهم تیر 1388

تکنولوژی نانو در صنعت معماری

تكنولوژي نانو در صنعت  معماري

الهام گرفته شده از طبيعت

راه حلي كامل جهت ضد آب كردن مواد

مقاوم در برابر اشعه ماوراء بنفش  و سايش

دوست دار محيط زيست

قيمت ارزان

تكنولوژي نانو الهام گرفته شده از تكنولوژي نانو در طبيعت است .

يكي از موادي كه در ساختمان  و ساختمان سازي به كار مي رود zycosil (زايكوسيل ) است كه ابعاد آن بين 4 تا 6 نانومتر مي باشد .

زايكوسيل قادر است به عمق ا تا 5 ميلي متر در داخل سطوح نفوذ كند  كه اين امر بستگي به خلل و فرج و نوع سطح مورد نظر دارد ، اين محصول با سطح ماده واكنش داده و آن را ضد آب مي نمايد .

Zycosil  با توجه به اندازه ذرات خود ( كه داراي ابعاد نانو هستند ) در سطوح معدني نفوذ كرده و بدين وسيله عمليات ضد آب كردن را در زير سطح و لايه هاي زيزين انجام مي دهد . اين ماده به طور همزمان قابليت تنفس به همراه خاصيت ضد آب شدن را ايجاد مي نمايد . همچنين اين ماده در برابر اشعه ماوراء بنفش نورخوشيد (uv) پايدار بوده و در مقابل اسيد ها و مواد قليايي ، قارچها و كپكها مقاوم مي باشد .

Zycosil  راه حلي براي ضد آب كردن مواد و جلوگيري از فساد آنهاست .

Zycosil  مي تواند از شكل گيري قارچه و كپك جلوگيري كرده و نماهاي داخلي و خارجي ساختمان را به مدت بيش از 20 سال پاك و تمييز نگه دارد .

زايكوسيل در برابر بارش مداوم باران به مدت 20 سال مقاوم بوده و شسته نمي شود .

سطوحي كه با زايكوسيل  كاور شده اند به راحتي تمييز و پاك مي شوند .

مقايسه قابليت تنفس در فيلم هاي پوششي و نفوذكننده ها :

بتوني كه با زايكوسيل پوشش داده شده به راحتي بخار موجود در آن خارج مي شود و اگر با مواد ديگر پوشش شده باشد بخار از آن خارج نمي شود .

طبقه بندي ذرات و منحصر به فرد بودن زايكوسيل :

در طبقه بندي كه بين زايكوسيل و ساير مواد مشابه  شده است  زايكوسيل در ابعاد كوچكتري نسبت به آنها قرار دارد . ( 4 تا 6 نانومتر )

موارد مصرف زايكوسيل :

مصارف صنعتي :

برج هاي خنك كننده

سيستم هاي دفع فاضلاب

لوله هاي بتني و سيماني

سطوح سيماني

پل ها

تراورس هاي جاده ريلي

پل هاي هوايي

صفحه هاي سيماني

تونل ها

ستون هاي زير دريا

اسكله ها

كارخانجات كشتي سازي

مصارف ساختماني :

ساختمان هاي نوساز

ساختمان هاي قديمي

سطوح سيماني

نواحلي ساحلي

نواحي پوشيده شده با بتن

قطعات سيماني و بتني

ظروف و اشياء سفالي

كاشي ها و سنگها

  

  

                

نوشته شده توسط جواد در 22:15 |  لینک ثابت   • 

شنبه ششم تیر 1388

تحلیل شهری (طراحی شهری )

الف - طراحي شهري چيست؟

طراحي شهري فرآيندي است كه به شكل‌دهي فيزيكي بافت‌هاي مختلف شهري و روستايي منجر مي‌شود. طراحي شهري با رويكرد ساختارگرايي به ايجاد اماكن متعدد مي‌پردازد. اين فرآيند طراحي ساختمان‌ها، فضاها و چشم‌اندازها را در برمي‌گيرد و نهايتا جرياني را به راه مي‌اندازد كه به عمران و آبادي شهري كمك مي‌كند.

تعریف طراحی شهری

طراحی بخشی از هنر سازمان دادن فضای کالبدی است که با رشته های مختلف علمی و هنری مانند برنامه ریزی شهری ,معماری و منظر سازی ,مهندسی فنی ,مهندسی ترافیک و حمل و نقل روانشناسی ,جامعه شناسی واقتصاد سر و کار دارد و در عین حال با سیاست و فرهنگ نیز ارتباط پیدا می کند.پس می بینیم که دامنه ی فعالیتش بسیار گسترده است.

اگر گفته ی مانوئل کستل را بپذیریم که برنامه ریزی عین سیاست است شاید بهتر بتوان حوزه ی فعالیت شهری را مشخص کرد .به نظر جف لوید طراحی شهری حلقه ی پیوند دهنده ی معماری , معماری منظر, مهندسی به صورت گسترده و برنامه ریزی وبلاخص برنامه ریزی شهری است.این نظریه ای که امروز هم از اعتبار خود برخوردار است.

در تعاریف بالا ما به دنبال جوهر و مفهوم طراحی شهری هستیم چیزی که در شرایط جامعه ی ما نیز مفید واقع می شود . طراحی شهری فعالیت جدیدی نیست . بحثهای فراوانی از قدیم وجود داشته مبنی بر اینکه با شکل گرفتن فضای خصوصی زندگی بشر فضای عمومی نیز شکل گرفته , زیرا انسانها می خواسته اند با هم رابطه داشته باشند و به محض آنکه انسان پا ازفضای خصوصی بیرون می گذارد و در فضای عمومی قرار می گیرد حضور طراحی شهری در تاریخ کالبدی او آغاز می شود.

گستردگی فعالیت طراحی شهری نشان می دهد که این فعالیت مانند یک طرح معماری یا طراحی یک پارک نیست که با طرح مشخصی شروع شود یا پایان پذیرد. یک کار معماری معمولا در جایی شروع می شود و خاتمه می یابد , یک میدان به عنوان عنصری از سازمان فضایی شهر در طول تاریخ تکون می یابد , دگرگون میشود ,تغییر می کند و یا مدام عوض می شود . چنین فضایی می توانداز عهد باستان شروع شود , وسطی را پشت سر گذارد , رنسانس را ببیند و امروز هم بتواند در آن فعالیت و زندگی کند.

دشواری پیش بینی آینده ایجاب می کند که طراحی شهری انعطاف پذیر باشد , بتواند خود را با حرکات ونوسانات و تصمیم گیری ها تطبیق دهد ,اصلاح شود و به قولی مدارا کند.

حرفه‌اي نو

طراحي شهري يكي از جديد‌ترين حرفه‌هاست كه بيش از 25 سال از عمر آن نمي‌گذرد. بيشتر آن چه كه طراحان شهري ارايه مي‌كنند، (طراحي بافت‌هاي مسكوني) دستاورد حوزه‌هاي شغلي ديگر است. در واقع طراحي شهري يك رويكرد چندگانه نسبت به ساير مشاغل دارد.

رسالت عمومي            

همزمان با شكل‌گيري صنف طراحان شهري، معماران، شهرسازان، طراحان فضاي سبز، مهندسان راه، هنرمندان و طيف وسيعي از مشاغل وفاداري خود را به اين حوزه «طراحي شهري» اعلام كردند.در واقع رسالت اين حوزه‌ها تغيير روند شكل‌دهي فضاهاي پيراموني بود. از جمله مباحث چالش برانگيز ميان اين حوزه‌ها عبارت‌ بودند از:

الف) معماران بايد سواي از طراحي ساختمان‌ها، با موقعيت مكاني بناها هم در ارتباط باشند.

ب) شهرسازان هم بايد با شكل فيزيكي توسعه و گسترش شهرها ارتباط داشته باشند.

ج) طراحان فضاي سبز هم بايد در ابتداي فرآيند طراحي شهري به بررسي و فهم درست از مناطق مورد نظر دست يابند.

د) مهندسان راه هم بايد به جاي تمركز روي مباحث ترافيكي، از مهارت‌هاي خود در ايجاد فضاهاي دلپذير (چه براي سكونت و چه براي مشاهده صرف) استفاده كنند.

چه اقداماتي در دستور كار طراحان شهري قرار دارد؟

1-وسعت ديد دادن به فضاي شهري _ استفاده از ابتكارهايي چند در توليد و بازتوليد محيط‌هاي پيراموني

2-طراحي فضاهاي ساخته شده _ از كل شهرها و حومه‌هاي آنها گرفته تا خيابان‌ها و ميدان‌ها ارايه نظرات خود بر چگونگي عمران و احياي شهرها

3-تحقيق و تفحص پيرامون مناطق مورد نظر و ساكنان آنها در نظر گرفتن بافت فيزيكي، سياسي، اقتصادي و روان‌شناسي حاكم بر آن مناطق

4-تحت تاثير قرار دادن مردم با ابتكارات خود، كمك به آنها در اتخاذ تصميم‌هايي مناسب و ‌آموزش آنها جهت ايجاد مكان‌هاي مطلوب

5-توسعه سياستگذاري‌هاي نوين پيرامون ساخت و سازهاي شهري

6-مشاور گروهي _ كمك به مردم براي برعهده گرفتن نقش‌هايي پيرامون سازندگي و طراحي حومه‌ها

7-ارايه تصاوير گرافيكي _ از طراحي‌هاي كلي و تكنيكي گرفته تا استفاده از آخرين دستاوردها در طراحي‌هاي كامپيوتري

هدف از طراحی شهری چیست؟

طراحی شهری بخش بسیار مهم و حساسی از هویت شهروندان یک شهر به شمار می رود.بدین معنا که چگونه می اندیشند ،چه امکاناتی در دسترس داشتند و چه متخصصانی نبوغ خود را ارائه دادند تا شهری که در آن زندگی می کنیم ساخته شده است. زمانی که این عوامل را کنار یکدیگر قرار می دهیم تا ترکیبی از یک شهر را ارائه نماییم ،سیمای شهر گویای فرهنگ و نگرش آن جامعه می باشد.معیار فرهنگی ،سلیقه ی شخصی ،تفکر و امکانات نهادهای اجتماعی در یک کشور تعیین کننده ی نمای ظاهری شهری و بالطبع طراحی شهری است.

طراحی شهری از یک سو باید حداقل خدمات و امکانات شهری را به طور یکسان در اختیار کلیه شهروندان قرار دهد و از سوی دیگر تنوع و امکان انتخاب جایگرین متفاوت را برای گروه های مختاپلف جامعه فذهم سازد.

هدف اول مستلزم یکنواختی استانداردها و جامعیت آن می باشد،ولی هدف دوم تنوع استانداردها و به کار گیری تدابیر و راهبردهای متخصصان و افراد ذی صلاح در شهرسازی را ایجاب می نماید.

طراحی شهری در چارچوب کلی فرایند برنامه ریزی و تصمیم گیری جامعه ،نیاز به تشکلات رسمی دارد تا از این طریق ،قشر ها و گروه های فرهنگی جامعه ،نتواند به ارزشها و آرمانهای خود جامه ی عمل بپوشانند و پیشنهاد های طراحی را که نهایتا به صورت سرمایه گذاری شهری ،مرمت ،نوسازی ،بازسازی و ساخت و حفظ بناها در می آید ،بهتر ارائه دهند.

اگر از هر قشر خواسته شود تا نظر خود را در مورد شکل شهر و نقش هشر بیان کند در طراحی شهری ،تنوع ، هماهنگی و زیبایی سیمای شهر و الگوی فعالیت ها به بهترین نحو فراهم می آید وزیرا در این حالت طراحی شهری رفتارهای جمعی خواسته های فرهنگی و هویت گروهی را منعکس می سازد.فرضیه اصلی در این جا این است که طراحی خیال پردازانه با استفاده مشترک از فضا و سهیم شدن در امکانات و دسترسی متعدد به عملکردهای شهری و تنوع در شیوه های زندگی می تواند برخی از تضاد های بارز بین گروه ها را از بین ببرد.

طراحی شهری فعالیتی پر هزینه تر از برنامه ریزی شهری می باشد و مستلزم به کار گیری منابع کمیاب و متخصصان حرفه ای ماهر است .این نکته حائز اهمیت است که فعالیت های طراحی شهری در جهاتی سوق داده شود که عملکردها و عوامل شکل دهنده ی شهری بیشترین تاثیر را روی رفتار کلی افراد و بافت و فرم شهر داشته باشد

آشنایی با برخی تخصص هاو مفاهیم و اصطلاحات رایج شهری

در این مبحث سعی گردیده تا با تعریف جامع و مختصر از برخی مفاهیم و اصطلاحات رایج در رابطه با شهر و شهرسازی (برنامه ریزی شهری)، دانشجویان را با مسایل تخصصی شهری آشنا نمود.

تعریف شهر:

تعاریف و برداشت های مختلفی از شهر وجود دارد که دارای تشابهات و تفاوت هایی است. طبق ماده 4 قانون تعاریف وضوابط تقسیمات کشوری ایران، شهر، محلی (مکانی) است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخص واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگی های خاص خود است، به طوری که اکثریت ساکنان دایمی آن در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، خدمات و فعالیت های اداری اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری از خودکفایی نسبی برخوردارند. شهر کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه نفوذ پیرامون خود بوده و حداقل دارای ده هزار نفر جمعیت است. یا مکان تجمع عده کثیری از مردم با سلایق، افکار، رفتار و... متفاوت می باشد. از نظر کالبدی، شهر جایی است که دارای ساختمان های بلند، خیابان ها، پارک ها، ادارات، زیرساخت ها و تاسیسات شهری و... می باشددر بعداقتصادی نیز شهر جایی است دارای وجه غالب اشتغال صنعتی، خدماتی و سبک مصرف و زندگی یا شیوه تولید متفاوت از روستا است. یکی از انواع تعریف های رایج از شهر، تعریف عددی آن است. به نحوی که در ایران تا سال65 شهر را مکانی می گفتند که جمعیت آن بیش از 5 هزار نفر باشد و از آن تاریخ به بعد، شهر به جایی گفته می شد که دارای شهرداری باشد.

 

برنامه ريزي شهري

یعنی ساماندهی کالبدی- فضای شهر. از طرفی برنامه ریزی شهری عبارت است از تأمین رفاه و آسایش شهرنشینان از طریق ایجاد محیطی بهتر، مساعدتر، سالم تر، آسان تر، موثرتر، و دلپذیرتر. برنامه ریزی شهری یک فعالیت زنده و پویا است و علت پویایی اش آن است که شهر مانند یک موجود زنده است. به مانند یک سیستم عمل می نماید که طیف وسیعی از فعالیت ها (تمام زندگی شهری)، عملکردهای شهری را پوشش می دهد.

شهرسازی:
به مجموعه روشها و تدابیری گفته می شود که متخصصان امور شهری به وسیله آن شهرها را بهتر می سازند. یا به عبارتی شهرسازی یعنی مطالعه طرح ریزی و توسعه شهرها با در نظر گرفتن احتیاجات اجتماعی و اقتصادی با توجه به حداقل رساندن مشکلات شهری و پاسخ گویی به نیازهای عمومی جمعیت شهری. شهرسازی یک کار گروهی و یک کوشش دسته جمعی با شرکت متخصصین علومی است که به نحوی در زمینه مسایل شهری می توانند به مطالعه بپردازند و در جهت بهبود، توسعه و به طور کلی وضع آینده آنها به تعیین برنامه مبادرت کنند

مدیریت شهری
اداره امور شهری به منظور ارتقای مدیریت پایدار مدیریت شهری، با در نظر داشتن و پیروی از اهداف سیاست های ملی، اقتصادی و اجتماعی کشور. به عنوان یک چارچوب سازمانی توسعه شهری فعالیت میکند. مدیریت شهری به  برنامه ها، طرح ها و عملیاتی اطلاق می شود که بتوانند رشد جمعیت را با اساسی؛ مانند مسکن و اشتغال مطابقت دهند.

طرح ريزي شهري :

عبارت از مطالعه کیفیت فضاها، کیفیت فیزیکی طرح ها، ارایه طرح های فیزیکی از فضاها و شناخت کیفیت فیزیکی شهری. بوجود آوردن مجموعه های فیزیکی است که در آن بیشتر به کیفیت فضاها و کیفیت طرح ها توجه می شود. در طرح ریزی شهری، روش های تحلیل بصری فرم های شهری بی اندازه موثرند. هدف طرح ریزی شهری جستجوی کیفیات زیبایی بصری از فرم شهری است که بر اساس مصرف اراضی پیش بینی شده در برنامه ریزی شهری قرار دارد. سیاست هایی را که شهرداری ها در رابطه با ضوابط ساختمانی شهر اعمال می نمایند، می توان جزئی از طرح ریزی شهری دانست. طرح ریزی شهری بیشتر با عوامل زیبایی شهری سروکار دارد. یکی از جنبه های مطالعاتی، جنبه کیفی عوامل فرهنگی و اجتماعی شهر است.


سيما و منظ شهر :

سیمای شهری تمام عواملی از شهر را که به دیده می آید و چشم قادر به تماشای آن است؛ یعنی تمام این عواملی که به صورت انفرادی و خاصه در حالتی که به صورت پیوسته و دسته جمعی عمل می کند. از جمله نکاتی که درباره سیمای شهر می توان گفت این است که به دیده آید، به ذهن سپرده شود و سبب شادی و نشاط گردد. منظر شهری نیز هنر یکپارچگی بخشیدن بصری و ساختاری به مجموعه ساختمان ها، خیابان ها و مکان هایی است که محیط شهری را می سازند. منظر شهری چیزی بیش از مجموعه ساختمان ها و فضاهای غیر ساخته شده است. دو مفهوم سیما و منظر شهری اکثراً به یک معنا و مفهوم و با هم به کار برده شوند.

 

طراحي شهري :

طراحی شهری تأکید بر کیفیت محیطی عرصه های جمعی و سامان بخشی کالبدی این عرصه ها در جهت ارتقاء کیفیت عملکردی، تجربی، زیباشناختی و زیست محیطی دارد. با کیفیت کالبدی و فضایی محیط سروکار دارد. عبارت از هنر طراحی شهر به صورت سه بعدی، که فعالیت آن در حوزه ای میان معماری، منظر شهری، مهندسی و برنامه ریزی قرار می گیرد. طراحی شهری به صورت فرایندی انسانی در می آید که با بهبود کیفیت کالبدی محیط زیست سروکار دارد. طراحی شهری به طراحی شهرها بدون طراحی ساختمان ها می پردازد که در اینجا مقصود فضاهای عمومی است. یا اینکه حوزه طراحی شهری اساساً فضای بین ساختمان ها را شامل می شود و پیداست که فضای عمومی بین ساختمان ها عموماً خیابان ها و میدان ها است که همان فضاهای عمومی است.


طرح هادي طرح :

طرح هادی طرحی است برای گسترش آتی شهر و نحوه استفاده از زمین های شهری برای عملکردهای مختلف به منظور حل مشکلات حاد و فوری شهر و ارایه راه حل های کوتاه مدت و مناسب برای شهرهایی که دارای طرح جامع نیستند. در واقع اصول کلی توسعه شهرها و هدایت این توسعه را مورد توجه قرار می دهد. آنچه در طرح های جامع شهری بایستی مورد مطالعه ریز قرار گیرد، در طرح هادی به صورت کلی تری مطرح می گردد. از طرح های هادی می توان به عنوان راهنمای توسعه شهر نام برد. این طرح ها از سال 1334 به صورت طرح های گذربندی و شبکه بندی برای شهرها در کشور شروع گردیدند. معمولاً برای دوره زمانی ده ساله و برای شهرهای کوچک و یا شهرهای که کمتر از 25000 نفرجمعیت دارند، تهیه می شود. بیشتر برای شهرهایی تهیه می گردند که فاقد طرح جامع بوده و یا امکان اجرای طرح جامع در آنها فراهم نشده است. طرح هادی دارای سابقه طولانی تری نسبت به طرح های جامع بوده و توسط وزارت کشور تهیه شده که با تشکیل دفاتر فنی استانداری ها، وظیفه تهیه طرح های هادی در هر استان به عهده این دفاتر واگذار گردیده است.

 

طرح جامع شهري :

به منظور تدوین برنامه و تعیین جهات توسعه شهر و تأمین نیازمندی های آن بر مبنای پیش بینی ها و اهداف توسعه شهری تهیه می شود. طرح جامع شهر، عبارت از طرح بلند مدتی است که در آن نحوه استفاده از اراضی و منطقه بندی مربوط به حوزه های مسکونی، صنعتی، خدماتی، اداری و... ، تأسیسات و تجهیزات شهری و نیازمندی های عمومی شهری، خطوط کلی اتباطی و سطح لازم برای ایجاد تأسیسات، تجهیزات و تعیین محدوده های نوسازی، بهسازی و... تعیین می شود. بیشتر در مورد شهرهای بزرگ و شهرهایی که بیش از 25000 نفر جمعیت دارند تهیه می گردد. در واقع به شکل برنامه راهنما عمل می کند یا به شکل سیستمی است که خط مشی اصولی و کلی سیاست های شهری را تعیین می کند. طرح جامع را می توان منطقی جهت انتخاب الگوی صحیح استفاده از اراضی شهری دانست. روش انجام طرح جامع عبارت از مطالعه وضع موجود، تجزیه تحلیل و نتیجه گیری از وضع موجود، تعیین اهداف و اولویت ها، انجام پیش بینی های لازم، ارایه طرح ها و برنامه های توسعه شهری و اجرای آنها می باشد. در واقع طرح های جامع در دو مرحله تهیه می شوند. مرحله اول شامل انجام بررسی ها، شناخت وضع موجود شهر مانند مطالعات جغرافیایی، اقلیمی، تاریخی و بررسی ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی شهر و در بخش آخر این مطالعات جمع بندی و تجزیه و تحلیل می باشد. در مرحله دوم، طرح کالبدی شهر و گزارش های مربوطه ارایه می شود. پس از انقلاب نام طرح های جامع به طرح های توسعه و عمران و حوزه نفوذ شهرها تغییر یافت. به دلایلی نیز مراحل کار نیز از دو مرحله به چهار مرحله افزایش یافت. ویژگی های عمده این طرح ها در معطوف نمودن توجهات به مباحث توسعه و عمران شهری به جای توجه صرف به بحث های کالبدی و نیز توجه به حوزه نفوذ شهرها می باشد.

 

طرح تفصيلي :

طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع، نحوه استفاده از زمین های شهری را در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان تراکم جمعیت، تراکم در واحدهای شهری، اولویت های مربوط به مناطق بهسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می شود. به دنبال طرح جامع و به منظور انجام برنامه های اجرایی تصویب شده این طرح تهیه می گردد. طرح تفصیلی در حقیقت تنظیم برنامه ای مفصل و انجام اقدامات جزء به جزء در مناطق و محلات شهری و طراحی آنها است. شامل چهار مرحله است:

مرحله بازشناسی

مرحله تثبیت برنامه ها و طرح های اجرایی

مرحله تشخیص و تعیین اولویت ها

مرحله انجام و اجرای محتوای طرح و کاربرد اراضی

سابقه تهیه طرح های جامع و تفصیلی به حدود سال های 47-46 برمی گردد. سازمان مسئول تهیه طرح های جامع و تفصیلی وزارت مسکن و شهرسازی است. این طرح ها در ابتدا برای شهرهایی که طرح جامع آنها به تصویب رسیده بود انجام پذیرفت. پایه و اساس فکر تهیه طرح های تفصیلی در دهه 50 از آن زمان آغاز شد که شهرداری ها در مواجهه با طرح های جامع، به لحاظ کلی بودن مطالعات، امکان پیاده نمودن و اجرای دقیق آن را فراهم نمی دیدند.

 

محدوده شهر:

برای انجام خدمات و فعالیت های شهری و اقدام در جهت تأمین ساختمان ها، فضاهای شهری و برنامه های عمران شهری حدودی لازم است که بتوان در آن حدود به انجام خدمات شهری و برنامه ریزی در زمینه این خدمات پرداخت. لذا، حدودی را برای این خدمات تعیین می کنند و معمولاً این حدود از طرف مسئولین امور شهری و شهرداری ها مشخص می شود تا بتوان در یک برنامه زمانی مشخص به نوسازی و گسترش شهر پرداخت و خدمات شهری مورد نیاز آن را اعم از برق، آب، تلفن، مسکن، فضای سبز و ... تأمین کرد. این حدود را معمولاً محدوده شهر می گویند. اما در صورتی که شهر در تمام این محدوده گسترده نشده و تنها در قسمت هایی از آن توسعه یافته باشد، مقدار اراضی ساخته شده را در داخل این محدوده شهری، محدوده ساخته شده شهر گویند. در واقع محدوده ساخته شده شهر عبارت از مساحت محدوده شهر منهای اراضی ساخته نشده در داخل این محدوده. همچنین در جهت توسعه های بعدی شهر در مراحل زمانی آینده در اطراف محدوده شهرها حدودی دیگر تعیین می شود که به حریم شهر معروف است. در حقیقت این اراضی جهت گسترش های آتی شهر در نظر گرفته می شوند. حریم شهر را می توان همان خط کمربندی شهر نیز در نظر گرفت.

 

منطقه بندي :

چگونگی تقسیم و تخصیص اراضی شهر به فعالیت ها و کاربری های مختلف و مهمترین ابزار برای سامان دادن به نظام کاربری زمین محسوب می گردد. ضوابط منطقه بندی نقش اساسی در توزیع و تقسیم کاربری های مختلف و نسبت آنها به یکدیگر دارد و در نتیجه ارتباط تنگاتنگی با موضوع سرانه های کاربری زمین پیدا می کند. یا می توان گفت منطقه بندی عبارت از تقسیم کالبد یک جامعه شهری به منطقه ها برحسب نحوه استفاده از آن در اراضی حال و آینده به منظور نظارت و هدایت عمران اراضی. اصل اساسی در منطقه بندی آن است که شهر به بخش یا منطقه های مختلف تقسیم شود و هر منطقه در جهت اهداف صحیح و درست در موقعیت

مكاني مورد استفاده قرار گيرد .

 

كاربري زمين :

استفاده از زمین برای کاربردهای مختلف و تعیین مکان استقرار فعالیت ها است. البته تنها تقسیم زمین و تدوین مقررات استفاده از آن مدنظر نیست، بلکه تمام عوامل موثر در کاربری زمین (اقتصادی، اجتماعی، منافع عمومی، محیط زیست، ایمنی، مدیریت و... ) مورد مطالعه قرار می گیرد. `

یکی از محورهای اصلی برنامه ریزی شهری، برنامه ریزی کاربری زمین است. موضوع اصلی در برنامه ریزی کاربری زمین، نحوه تخصیص زمین به کاربری های مختلف و هماهنگ کردن آنها

بايكديگر است .

 

سرانه هاي شهري :

یکی از ابزارهایی است که در فرایند برنامه ریزی کاربری زمین، برای محاسبه و برآورد اراضی و توزیع آن میان فعالیت ها یا کاربری های مختلف به کار می رود. در واقع سرانه کاربری زمین به عنوان نوعی معیار و شاخص کمی برای سنجش و مقایسه تغییرات کاربری در جریان زمان مورد استفاده قرار می گیرد. سرانه کاربری زمین تبلور و بیان کمی مجموعه سیاست ها، روش ها و الگوهایی است که برای تعیین انواع کاربری ها، تقسیم اراضی، توزیع فضایی فعالیت ها، ضوابط منطقه بندی، تدوین استانداردهای کاربری و غیره به کار گرفته می شود. امروزه بسیاری از مفاهیم فوق نظیر برنامه ریزی شهری، شهرسازی، مدیریت شهری، طراحی شهری، طراحی منظر و... به عنوان رشته های تحصیلی در دانشگاه های معتبر وجود داشته و متخصصان مختلفی از این علوم در سازمان های ذیربط نظیر وزارت کشور، مسکن و شهرسازی، سازمان مدیریت، استانداری ها، شهرداری ها، مهندسین مشاور شهرسازی و معماری مشغول فعالیت بوده و در روند توسعه شهرها تأثیر گذار هستند.

کوین لینچ ، شهرساز و طراح امریکایی ، در سال 1960کتاب تصویر ذهنی شهر یا سیمای شهر را منتشر کرد ودر این کتاب نخستین پایه های نظری خود را مبانی و اصول شناخت سیمای شهر.
مطرح نمود .

این کتاب در پنج فصل به بررسی سیمای محیط ، مطالعه سیمای سه شهر ، سیمای شهروعوامل سازنده آن ، فرم شهر ومقیاسی تازه می پردازد ودر آخر نیز با آوردن سه ضمیمه بحث خود را به پایان می رساند

 ( الف - پاره ای مراجع برای جهت یابی در شهر

 ب - روش مطالعه

 پ - دو مثال از تجزيه و تحليل عوامل شهر از نظر بصري

 لینچ در فصل اول کتاب بر انسان به عنوان جزیی از شهر و نه تنها ناظر بر شهر که بایستی به شهر از چشم آن نگریست تاکید می کند و دو مفهوم خوانایی و نمایانی را در فضاهای شهری و نقش آنها را در درک و ایجاد تصویری روشن از شهر ، احساس امنیت و آرامش شهروندان و افزایش حس تعلق شهروندان مطرح می نماید و در ادامه مباحث خود در این فصل بر توجه طراحان شهری به " تصویر عمومی " یا به عبارتی تصویر ذهنی اکثریت ساکنین شهر از سیمای آن تاکید می نماید و عنوان می دارد که با توجه به اینکه در یک شهر اشخاص مختلف با ویژگیهای متنوعی از لحاظ جنس ، سن ، شغل ، طبقه اجتماعی و... زندگی می کنند  و نمی توان پاسخگوی همه طبقات با عقاید و افکار مختلف در طراحی شهر بود بنابراین بایستی مجموعه ای از خواسته ها ، نیازها ، عقاید و اندیشه های غالب در شهر را به منظور ساماندهی مطلوب.
فضاهاي شهري در نظر گرفت .

همچنین در این فصل مبحثی تحت عنوان " بافت و علایم مشخصه شهر " مطرح شده است که تصویر ما از محیط شهری را به سه جزء تجزیه می کند : علایم ، بافت و معنی که شامل تمیز اشیا از هم بر اساس تفاوتهایشان و ایجاد پیوند و پیوستگی میان آنها و انتقال معانی از اشیا به ناظران است .

در فصل دوم کتاب با سیمای سه شهر امریکایی بوستن ، جرزی سیتی ولوس آنجلساز زبان مولف آشنا می شویم ، که هدف وی از مطالعه این سه شهر عبارت است از:
1-
رسیدن به فرمی مناسب از شهر با بالاترین درجه خوانایی ونمایانی

2-
رسیدن به اصولی برای طراحی شهری

3- تجزیه و تحلیل سه شهر مذکور و تاثیر فرم آن شهرها بر ناظران
مولف روش کار خود را به صورت مفصل ، برای رسیدن به اهداف مذکور ، در قسمت ضمایم آورده است ودر این مبحث ضمن تشریح کار خود و روشهای به کار گرفته شده در این تحقیق ( مطالعات میدانی ، مشاهده ، مصاحبه ، پرسشنامه ) کاستیها و اشکالات کار خود را متذکر گردیده است و مهمترین ایراد کار خود را در نمونه گیری ( کم بودن حجم نمونه ها و عدم توازن در آنها و عدم توجه به طبقات اجتماعی مختلف در نمونه ) بیان می دارد .
لینچ در پایان این فصل نکات عمده ای را پیرامون پژوهش خود مطرح می کند
:
1-
مردم به راحتی می توانند خود را با محیط زندگیشان تطبیق دهند و هماهنگ سازند و از میان عواملی که در محیط موجود است تعدادی برایشان مشخص می گردد و در ذهنشان جای می گیرد .

2-موقعیت ناظر نسبت به عواملی که در شهر موجود است در شکل گیری تصویر ذهنی او از شهر موثر می باشد.


3-
شرایط محیطی و طبیعی مناسب ( وجود رودخانه ، دریا ، فضاهای سبز ) می توانند تاثیر مثبتی بر تصویر ذهنی ناظران از شهر داشته باشند.


4-
برای مردم سیمای قسمتهای مختلف شهر زمینه ای برای مقایسه عوامل کهنه و تازه شهر بوجود می آورد

.
در فصل سوم ، مولف به توضیح و تشریح مظاهر جسمی شهر و تاثیر آنها بر نمایانی شهر می پردازد که عبارتند از :


راه : راه می تواند یکی از مهمترین عوامل در شکل گیری تصویر ذهنی از شهر باشد زیرا همواره ناظران در راهها درترددند و هر روز مسیرها و راهها رابرای رفتن به سر کار ، بازگشت به منزل ، رفتن به مراکز خرید و...طی می کنند، بنابراین کیفیت راهها و حتی موقعیت وشرایط آنها ( عریض بودن یا نبودن راهها ، مستقیم ویا پیچ در پیچ بودن راهها ، فرم خانه ها در مسیر، نوع فضای سبز و...) همه وهمه می توانند بر تصویر ذهنی ناظران از شهر تاثیر بگذارند .

لبه : لبه عاملی است که سبب می شود ناظر بتواند برای فضاها حد و مرز قایل شود به عنوان مثال بتواند محله ای را از محله ای دیگر تمیز دهد ، البته لبه ها تنها تعیین حدود نمی کنند گاهی ممکن است سبب پیوند دو بخش مجزا شوند مثلا پلی که بین دو بخش از شهر ارتباط برقرار می کند . ا ما در مواردی نیز ممکن است لبه ها سبب بی نظمی در شهر شوند و انسجام و یکپارچگی شهر را دچار آسیب نمایند


محله : هر شهری بر اساس طبقات مختلفی که در آن وجود دارد به محله هایی تقسیم می گردد که هر محله به سبب خصوصیاتی  که دارد از محله های دیگر متمایز می شود . یکی از عواملی که می تواند به شهروندان در شناسایی و تشخیص محله ها از یکدیگر کمک نماید نوع مصالح و فرم ساختمانها می باشد . به عنوان مثال وقتی وارد محله ای با خانه های  آجری  و کاهگلی می شویم این تصویر در ذهن ما شکل می گیرد که این محله از محله های قدیمی شهر می باشد و بالعکس وقتی وارد محله ای با فرم و شکل جدیدی از خانه ها با نماهای سنگی می شویم این تصور در ذهن ما به وجود می آید که این محله از محله های جدید شهر است .

گره : گره ها نقاطی حساس در شهرند که ناظر می تواند به درون آنهاوارد شود و همچنین مبدا و مقصد حرکت را شکل می دهند . گره ها گاهی کانون و نقطه اصلی یک محله می باشند ، می توانند جایی باشند که خطوط حمل ونقل تغییر مسیر می دهند و یا ممکن است محل تمرکز بعضی از فعالیتها باشند ، محل تقاطع دو خیابان یا دو جاده نیز می تواند یک گره محسوب شود . گره ها می توانند مکانهایی مناسب جهت قرار دادن نمادها و نشانه ها باشند زیرا معمولا توجه ناظران به گره ها زیاد است و نمادهایی که در این گره ها قرار داده می شوند قدرت تاثیر گذاریشان بیشتر می گردد

 
نشانه : یکی دیگر از مظاهر جسمی شهر که در شکل گیری تصویر ذهنی شهروندان از شهر تاثیر بسزایی  دارد " نشانه " می باشد که چند ویژگی زیر را دارا است:

 
-
ناظر به درون آنها راه نمی یابد .

معمولا اشیایی هستند که ظاهری مشخص و منحصر به فرد دارند .
-
می توان از میان صدها شی آنها را باز شناخت و تمیز داد ( مانند نمادی که در گره اصلی شهر قرار داده می شود

 
در ادامه فصل نیز مولف به تجزیه وتحلیل عوامل پنجگانه مذکور در سه شهر امریکایی مورد بررسی می پردازد تا سیمایی از این شهرها به خواننده ارایه نماید

 .
فصل چهارم به بحث پیرامون فرم شهر و کیفیتهایی که بایستی عوامل پنجگانه راه ، لبه ، محله ، گره ونشانه واجد باشند تا شهر بافتی نمایان و خوانا داشته باشد ، می پردازد و در ادامه نیز کیفیتهای فرم را که عبارتند از :


1-
متمایز بودن یا روشنی زمینه عوامل شهر 2- سادگی فرم 3- استمرار4- تسلط و غلبه داشتن 5- روشنی نقاط تقاطع ( مفاصل ) 6- تنوعی که جهتی خاص را معلوم دارد 7- عرصه دید 8- آگاهی بر حرکت 9- عوامل گروهی زمانی 10- نامها و معانی ، مطرح می کند
همچنین در این فصل با فرم " گران شهرها " و مراحل مختلف طراحی آنها آشنا می شویم .

  1. فصل پنجم که فصل پایانی کتاب است تحت عنوان " مقیاسی تازه " می باشد و بر انعطاف پذیری شهرها ، توجه به ارزشها و سنتهای تاریخی در سازماندهی آنها و پیوند انسانها با محیط زندگیشان در جوامع امروزی ، تاکید دارد و فرمی را نیکو می داند که بتواند جوابگوی عقاید ، باورها ، نیازها و خواسته های شهر وندان در هر زمانی باشد.

مطالب زير از کتاب بوطيقاي معماري جلد اول راهبردهاي نا محسوس به سوي خلاقيت
ترجمه احمدرضا آي نقل شده است.



 


 
‌راهبرد تغيير پذيري فرم


‌در اوايل دهه ۷۰ شعار «‌پيروي فرم از عملكرد كه از درون مايه‌هاي جنبش معماري مدرن بود‌مورد نقد بسياري از نقادان قرار گرفت تا آنجا كه اين نقادان جنبش مدرن را به كناري نهادند
‌متون و پژوهشهاي دهه هشتاد سرشار از مطالبي موافق و مخالف عملكردگرايي است.
‌اما پست مدرنيسم به واسطه اينكه معماري را از عملكرد گرايي جزم انديشانه رهانيد و موضوعاتي را‌كه از زمان رنسانس به اين سو به فراموشي سپرده شده بودند
:
۱-انسان محوري  ۲- تأكيد بر تاريخ و خاطره تاريخي و اختيار رمانتيك فراگير به تشويق‌برخوردهاي سبك گرايي متنوع

‌مورد توجه قرار داد باعث شد تا بسياري از معماران حرفه‌اي، آموزگاران طراحي و دانشجويان به‌آن بپردازند.

‌اما امروزه تعريف صريح و كاربردي ما براي تغييرپذيري فرم چنين است.
‌تغيير پذيري فرم، فرآيند تغيير فرم است كه به موجب آن فرم با پاسخگويي به حركتهاي داخلي و‌خارجي به مرحله نهايي مي‌رسد.

‌سه شيوه متفاوت براي تغيير پذيري فرم

۱- شيوه سنتي

‌در اين روش پيشرفت تكامل فرم از طريق انطباق مرحله به مرحله با محدوديتهاي عوامل خارجي،‌عوامل داخلي و عوامل هنري روبروست.

 ۲- اقتباس

‌اقتباس تغييرپذير حالتي از انتقال تصويري است كه مي‌توان آن را به عنوان استفاده تصويري نيز‌توصيف كرد كه مي‌تواند از نقاشي، مجسمه سازي، اشياء و ديگر محصولات مصنوعي اقتباس شده‌باشد.

3-ساختار شكني

‌فرآيندي است كه در آن براي يافتن راه‌هاي جديد تركيب اجزاي مختلف و براي تكامل امكان‌شكل‌گيري احجام جديد و ايجاد نظام جديد راهبردهاي تركيبي و ساختاري گوناگون مي‌توان حجمي‌مفروض را از هم گسست و تركيبي نو آفريد.

 

نظريه تغيير پذيري

‌دوارسي تامپسون زيست شناس معروف تغيير پذيري فرم را فرايند و پديده تغيير فرم در موقعيتهاي‌تغيير دهنده مي‌داند به نظر او دو موقعيت براي تشريح فرم در هر زمان معين وجود دارد.

1-توصيفي از طريق كلمات

2-تحليلي از طريق كاربرد اعداد، رياضيات و مختصات دكارتي

3-نظريه شناخت

‌تغيير پذيري مجموعه عملكردهايي است كه بر عناصر موجودي مشخص اعمال مي‌شود و با تحريف‌به دسته بندي مجدد، دوباره ساختن يا در كل تغيير آن به گونه‌اي كه ارتباطات خود را با مورد اوليه از‌دست ندهد از كاربردهاي اصلي، عادي و مشروع دوري مي‌جويد و در جست و جوي ايجاد معاني‌جديد است.

‌اولين آثار ساختار شكنانه با اين ديد در سالهاي آخر دهه ۸۰ مانند مسكن شمال آمستروام اثر «‌رم‌كولهاس» و پارك دو لاويلت اثر «‌برنار چومي» شكل گرفتند.

‌مطالعه تغيير پذيري فرم

‌فهرستي از تغيير پذيري فرم توسط معماران

۱- استفاده از نمونه‌اي موجود در تمرينهاي اوليه مانند هتل فرانسوي، ويلاهاي بالاريو و چندين‌خانه از لوكوربوزيه

2=تمرينهايي كه در آن‌ها سرچشمه آغازين مبتني بر باغ يا شهر باشد خصوصاً باغهاي رنسانس و‌شهرهاي ايتاليايي قرون وسطي

3-حركت از آثار هنري به خصوص نقاشي و مجسمه سازي
4- حركت از ساختمانهاي ساخته شده يا طراحي شده قبلي

‌مشكلات طراحي و توانمندي‌ها


‌در طراحي ابتدا بايد از مرحله تقليد اوليه عبور كرد و در تفسير مجدد آخرين طرح پيشنهادي، بسيار‌محتاط بود تا بتوان موجوديتي جديد تبيين كرد كه براصل «‌بودن» بر مبناي ارزش‌هاي خود استوار‌باشد.

طراحی فضاهای شهری با روشنایی برای زندگی در شب

 یکی از نقائص معماری و شهرسازی ما در این است که همه طراحی‌ها با احتساب نور خورشید انجام می‌شود، به عبارتی با تاریکی هوا تمامی‌خلاقیت‌ها و هنرهايی که برای آن کوشش شده، یکباره در تاریکی شب محو می‌شود.زندگی شهری و بالطبع الزامات اقتصادی مرتبط با آن ایجاب می‌كند که دامنه فعالیت‌های انسانی از طول روز گذشته و تا پاسی از شب ادامه یابد. به این ترتیب کار و فعالیت شبانه به مرور به قسمتی از زندگی شهری تبدیل شده است.

تقریبا کلیه فعالیت‌های شهری که قبلاً در روشنايي روز امکانپذیر بوده، اینک در شب و به کمک نور مصنوعی قابل اجرا  است. به عبارتی الزامات شهرنشینی، شب را برای انسان تبدیل به روز کرده است و فضاهای شهری در این پدیده جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده‌اند.

شب هنگام فضاهای شهری مانند خیابان‌ها، میادین، پارک‌ها و... بطور فزاینده‌ای به عنوان فضاهای زنده، متنوع و مملو از عبور و مرور مورد استفاده قرار می‌گیرند. تغيیرات بنیادینی که فعالیت‌های شبانه موجب آن شده‌اند، تدریجاً سیمای خاصی را به محیط تحمیل می‌کند که در صورت هدایت آگاهانه کیفیت زندگی شهری را بهبود می‌بخشد.

فعالیت‌های شبانه هنری و تفریحی نظیر سینما، کنسرت، تئاتر، رستوران‌ها و همچنین پارک‌ها و گردشگاه‌ها بیشتر مدیون استفاده از نور مصنوعی هستند. از دیگر فعالیت‌هاي شبانه می‌توان به کارگاه‌ها و کارخانه‌ها و شیفت کار شبانه آنها اشاره کرد که در پرتو نور مصنوعی ممکن شده است.تاثیرات عمیق حاصله از این تحولات، معماران را بر آن داشت تا به ارزیابی مجدد از کار برد نور مصنوعی جهت تاثیر بر ادراک انسان و القای بهتر و دلنشین‌تر هنر معماری به بیننده بپردازند.

تجربیات سال‌های اخیر محققان به کمک دستاوردهای علمی‌، پزشكی و تکنولوژیکی، موجب شد، ضمن ارتقای این زمینه پژوهشی، از حالت ابتدايي و اولیه آن که روشنايي تیر چراغ برق خیابان‌ها است خارج و حضور هوشمندانه آن  در معماری و شهرسازی گسترش یابد.

قابلیت استفاده از نور مصنوعی و تاثیر آن بر ادراک انسان را می‌توان در دو مثال ساده یعنی نور چراغ راهنمايي و رانندگی در چهارراه‌ها که هر رنگ تاثیر مشخصی مانند خطر، احتیاط و یا آسودگی را به راننده و عابر القا می‌ كنند و یا نور رنگارنگ لامپ‌های مهتابی طباخی‌ها به عنوان نشانه‌ای که عابرین را از فعالیت خاصی در آن مکان آگاه می‌سازد، مشخص كرد.  با ذکر مقدمه فوق نحوه ارتباط عملی سیمای شهری در شب و مدل‌سازی برای نور مصنوعی را در شهرسازی و معماری بررسی می‌كنيم.

تا به حال  سیمای شهری و هر آنچه در ارتباط با آن است  با احتساب روشنايي روز و در محدوده زمانی تابش نور خورشید حضور خود را عیان می‌کرده است، به عبارتی نور خورشید مانند ظرفی است که محتوای درون خود را شکل و شخصیت می‌بخشد.

اما باید اذعان کرد که سیمای شهر در شب نیز روی دیگر سکه  است که تا به حال به آن توجهی که درخور آن است،  نشده است. برخی از شهرهای اروپايي در زمینه مدل‌سازی سیمای شهری در شب پیشروتر از بقیه اند به طوری‌که، بروشورها و پوسترهای تبلیغاتی آنها، تصاویری از زیبايي‌های شهر را که  در دل شب تلألو دلپذیری دارد، به نمایش گذاشته‌اند. این اقدام زمانی امکان‌پذیر شده که متخصصان توانسته‌اند سیمای شهر را از دریچه شب ارزیابی كرده و برای آن طراحی منحصر به فردی انجام بدهند.

در آلمان در سالهای اخیر علاقه به این موضوع افزایش یافته است. شهرهايي  نظیر فرانکفورت، لایپزیک، دوسلدورف و... دارای یک نظام سیمای شهری شبانه هستند، شهرهای پکن و شانگهای در چین برنامه‌ریزی خود را در این زمینه به پایان رسانده‌اند.

به کمک مدل‌سازی موفق برای سراسر شهر، هریک از فضاها، عناصر و ... شهری برنامه خاصی برای نمایش آن در شب پیش‌بینی شده و همچنین ارتباط آنها با یکدیگر تحت هدایت مدل فوق فراهم شده است. در بخش معماری نیز طراحی همزمان معماری و مدل‌سازی نور، این دو را لازم و ملزوم یکدیگر می‌سازد. نور، بخشی از مصالح ساختمانی می‌شود و با حجم و بدنه و نمای ساختمان یک پیکر را می‌سازند و هر کدام دیگری را تکمیل می‌كند.

جدیدترین و معتبرترین تئوری‌هايي که درباره نور و کاربرد آن در معماری و شهرسازی انجام گرفته، توسط دو نفر متخصص به نام ريچارد کلی و ویلیام لام است. این دو نفر در تلاشند ثابت کنند کاربرد نور مصنوعی و فواید آن برای  انسان به مراتب بیش از آن است که از این پدیده فقط برای روشنايي خیابان‌ها استفاده شود.

اولی جنبه‌های مختلف عملکرد نور را به عنوان ابزار هادی اطلاعات بررسی می‌كند در حالی‌که دومی‌ ادراک انسان را به عنوان بستری جهت مدل‌سازی و حل مسائل طراحی نور مصنوعی مورد توجه قرار می‌دهد. بر اساس تجربیات علمی‌ به دست آمده از این گونه مطالعات و سایر بررسی‌های علمی‌ و اجرايي بیشماری که انجام گرفته است، نور مصنوعي در معماری، شهرسازی و طراحی شهری، جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است.

نماد، نشانه، گره، جداره، ساختمان‌هاي ارزشمند، سيلوئت و ... هر آنچه در طراحي شهري بر آن تاكيد شده و پس از غروب آفتاب و با فرا رسيدن تاريكي، ممکن است در عملكرد آن اختلال به وجود آید، به كمك مدل‌سازي نور مصنوعي كارايي خود را در طول شب نيز حفظ خواهد كرد.در شهرسازي نيز كاربرد نور مصنوعي در زمينه‌هاي مختلف از جمله شناساندن؛ لبه‌ها و مرز مناطق، نواحي، محلات و افزایش بار هویتی مراکز آنها،  ميراث طبيعي و رود دره‌ها،  فضاهاي شهري (پياده‌راه‌ها، ميادين، مراكز خريد و...)، بافت‌هاي كالبدي ارزشمند و ... در هنگام شب ممکن است.

موارد ذکر شده فوق در یک مثال عملی توضيح داده می‌شود؛ مساجد، جایگاه ویژه‌ای را در طرح‌های تفصیلی تهران به خود اختصاص داده‌اند؛ تفکری که شهردار  تهران درسخنان  اخیر خود به آن اشاره داشته و محله محوری را از برنامه‌های اصلی شهرداری تهران دانسته‌اند. به این ترتیب  مسجد به عنوان مرکز ثقل محله، کلیه خدمات سطوح محله‌ای را حول خود متمرکز خواهد کرد.

از طرفی فعالیت‌های چندگانه مسجد به لحاظ انجام  فرائض روزانه مذهبی و سایر مناسبت‌های مذهبی- اجتماعی به گونه‌ای است که این مکان معمولاً تا پاسی از شب محل مراجعه و رفت و آمد اهالی است. بنابراین مسجد پس از غروب آفتاب بایستی هویت خود را به عنوان یک مرکز مهم مذهبی– اجتماعی تاکید نموده، بدنه آن به عنوان نماد شهری به عابران معرفی شود و گلدسته‌ها به عنوان نشانه،  رهگذران را از فاصله دور راهنمايي كند.

این فرایند، با تاباندن چند نورافکن به ساختمان مسجد آن‌طور که فعلاً رسم است میسر نیست، بلکه کلیه اقداماتی که برای مسجد در در چارچوب طراحی شهری در نظر گرفته شده،  بایستی قابلیت‌های آن در تاریکی شب نیز حفظ شود. این کار بایستی از بدو طراحی ساختمان به صورت طراحی توأمان معماری و مدل‌سازی نور که دیگر جزء‌ مصالح مسجد محسوب می‌شود، مورد توجه قرار گیرد.

نمایش خاص ساختمان، زوایا و گوشه‌ها، تاکید بر قسمت‌های مختلف نما، چگونگی نمایش خاص گلدسته‌ها برای فواصل دور و... از جمله مواردی هستند که مدل‌سازی نور در ارائه آن موثر و دخیل هستند 

 

نوشته شده توسط جواد در 21:36 |  لینک ثابت   •