X
تبلیغات
معمار (بزرگترین معمار خداوند است )
براي اطلاعات بيشتر به لينك زير مراجعه فرمائيد .

http://use.mashhad.ir/

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1392ساعت 13:36  توسط جواد   | 

معرفي كنفرانس :

موضوع توسعه پايدار از جمله مباحث مهم در معماری و شهرسازي معاصر است كه بخش وسيعي از ادبيات علمي توسعه شهري و نيز سياستها، برنامه ها و طرحها را به خود معطوف ساخته است. ديدگاه ها، نگرش ها و راهبردهاي مطرح در جهت معماری و توسعه شهري پايدار در مقياس هاي بين المللي، ملي و محلي همچنان مورد بحث مجامع علمي جهاني هستند. در ايران، عليرغم اينكه فعاليت هاي قابل توجهي در سالهاي اخير از سوي سازمانهاي دولتي و نيز مجامع علمي صورت گرفته است، اما فقدان فعاليتهايي كه دربرگيرنده مجموعه مباحث، ديدگاه ها و نگرش ها در زمينه معماری و توسعه شهري پايدار باشد، مشهود است. بدين ترتيب برآن هستیم تا در راستاي رسالت ها و فعاليت هاي آموزشي و پژوهشي خود، اولین کنفراس علمي و تخصصي معماری و فضاهاي شهري پايدار را در آذر ماه سال جاري برگزار نمائیم. اين کنفرانس به دنبال آن است كه با گردهم آوردن صاحب نظران، انديشمندان، دانشگاهيان، مديران، سازمانهاي ذيربط و علاقه مند،مهندسين مشاور و متخصصان موضوع توسعه پايدار، به تبيين مفاهيم و اهداف توسعه پايدار در حوزه معماري و شهرسازي بپردازد.

www.asusconf.ir

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1392ساعت 13:33  توسط جواد   | 

در جستجوي هويت براي ماهيت از كالبد تا مجاز

امير مهدي خادمي

همايش معماري و شهرسازي دانشگاه آزاد قزوين

انتشارات دانشگاه قزوين . بهار 88

معماري نه محصول مصالح و نه مقاصد و نه محصول شرايط اجتماعي است بلكه معماري حاصل تحولات روح در دوره هاي متفاوت است .

هنگامي كه هويت به كالبد بگرايد و تبديل به ماهيت شود ، فضاي معماري جان مي گيرد .

معماري نمود فرهنگ هر ملتي است .عنصر متعالي كه اثر معماري را خارج از محدوده زمان و مكان به ميراث و اندوخته هاي فرهنگي پيوست مي كند ، همواره به عنوان حلقه مفقوده آثار ما بوده و جريان هاي بدون پشتوانه اطلاعاتي و فرهنگي سرانجامي جز به آرناشيسم و تكثر گرايي ندارند و يا با گذشت زمان در دل تاريخ و كالبدها مدفون مي شوند .

هويت در معماري و حركت بر روي مسير تكاملي يكي از دغدغه هاي بنيادين معماري بوده است .

هويت در معماري معاصر :

 شروع معماري معاصر ايران را مي توان از سال 1300 به بعد دانست .

بناها بر خلاف بناههاي قبل از تاريخ معاصر كه به دست معماران سنتي طراحي و ساخته مي شدند ، به تدريج به دست معماراني كه در مدارس معماري خارج از ايران تحصيل كرده بودند طراحي شدند ، اين معماران با انديشه هاي متفاوتي رو به رو شدند از اين رو بازخوردهاي متفاوتي را در خود جاي داده بودند .

دكتر رامين جهانبگلو در كتاب ايران اشاره مي كند ، زماني كه مجلات معماري را ورق مي زنيد كه تعدادشان خيلي بيشتر از دوره پهلوي است ، مي بينيد كه توجه دانشجويان به تفكراتي همچون ديانستراكشن ، پست مدرنيسم ، فولدينگ و ... بسيار زياد شده اما زماني كه اين مباني و در مقام عمل و طراحي مي آيند به صورت كاريكارتو وحشتناكي در مي آيند .

از طرف ديگر در تفكر مقابل و سنت گرا دكتر سيد حسن نصر در كتاب در جستجوي امر قدسي اشاره مي كنند : بايد نظام آموزشيمان را متحول سازيم تا نگرشي واقعا اسلامي را به معماري و برنامه ريزي شهري پديد آوريم . چيزي كه توجه چنداني بدان نكرده ايم و از مصايب ايران و نيز سرتاسر دنيا نيز محسوب مي شود . اگر ايران مي خواهد فرهنگ خود را ارج نهد . جلوي تقدس زدايي را از آن بگيرد . دست كم كاربرد معماري مقدس را بر بناهاي مقدسي مانند مسجد ادامه دهيم و از ساخت چيزي مانند مسجد الجواد بپرهيزيم .

با كمي تامل از آنچه مطرح شد از تفكر دو انديشه حوزه مدرن و سنت گرا در مي يابيم كه معماري ما نه در رويكرد نوگراي خويش و نه در تفكر سنت گرا خويش جريان مشخص و قوي ندارد .

دو ويژگي پيوند دهنده آثار معماري جهان

كاستن از ماده و افزايش فضا

خلاقيت نظري و عملي

اصول ، مباني و الگوهاي معماري ايراني

چگونگي به كارگيري اصول ، مباني و الگوهاي معماري ايراني و تبديل آنها به خط و طرح ، پايان بخش مباحث نظري استاد مير ميران است . از نظر او اگر چه ما در معماري ايراني تركيب و تكثير اشكال و پيچيدگي آنها را داريم اما مي توان به اصول و مباني و الگوهايي دست يافت كه حضور دائم در معماري داشته و با صورت هاي گوناگون و تكامل يافته خود را نشان داده اند .

با توجه به تاثير محيط از كالبد مي توان گفت كالبد محل عبور و بروز تفكر و نمودار انديشه است . با توجه به سفر تكاملي و پوياي هويت د رطول زمان مي بينيم كه هويت با زمان رابطه دارد . و كالبد ها محل بروز انديشه و زمان است .و از طرف ديگر عناصر معماري قابل تاويل اند و به عبارت ديگر ، با توجه به خاستگاه عنصر معمارانه شان با منطق و خرد در پيوند اند . و از آنجايي كه اين خرد در زمان سفر مي كند با توجه به نياز زمانه از خرد و حافظه اجتماعي عناصر فراخوانده مي شوند. بدين ترتيب مي توان گفت پيوند اثر معماري با هويت پيوندي فرا زماني است .

 

در طول زمان با توجه به اتفاقات حاد مانند تغيير حكومت ها ، دين، جنگ ها و ساير عوامل مهم در فضاي فكري تغيير ايجاد مي شود . حال اگر اين حافظه اجتماعي در طي اين گسست ها دستخوش تغيير شود . حافظه اجتماعي در درك جوهر اين آثار ناتوان خواهد بود . و هربار كه بر اثر مطالعه اين اطلاعات به حافظه جمعي برگردند . به مسير خويش ادامه مي دهند . به عنوان مثال اگر ايوان در مساجد و عالي قاپو ادامه نمي يافت ، در دوارن معاصر در بناهايي مانند سعديه ديگر شاهد اين مساله نبوديم .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1392ساعت 21:56  توسط جواد   | 

معرفی نشریات تخصصی معماری و شهرسازی ایران (3)

شهره شکری

images.jpg

تصویر: روی جلد شارستان
بخش سوم از معرفی نشریات تخصصی شهرسازی و معماری
-
شارستان: فصلنامه فنی- مهندسی (معماری و شهرسازی)، آخرین شماره: 32- 33، تابستان و پاییز 1390، محل انتشار، خیابان ولیعصر، روبه روی پارک ساعی، جنب کارواش ساعی، کوچه امینی، پلاک 2، واحد 2، تلفن : 88770387- 9- 88665878 ، دورنگار، 9- 88665878 .
پایگاه اینترنتی: WWW.Sharestan.ir  و magiran.com/sharestan.

- شمس، (توقف انتشار): ماهنامه آموزشی – خبری- تحلیلی (فنی - مهندسی)، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران، موضوع متنوع (هنر، معماری، تئاتر، سینما و...)، آخرین شماره: سال هشتم، شماره ی 73- 72، آبان 1389.

- شهرداری ها: ماهنامه علمی، پژوهشی، آموزشی، اطلاع رسانی، برنامه ریزی و مدیریت شهری، شروع انتشار دوره جدید: 1387، آخرین شماره: سال یازدهم، شماره 100، آبان 1389، حوزه ی تخصصی: (برنامه ریزی شهری، تجربه شهرداری های ایران و سایر کشورهای جهان، شهر خلاق، ارتقای کیفی سیما و منظر شهری و...)، وزارت کشور، سازمان شهرداری ها و دهیاری ها، تهران، خیابان کارگر شمالی، بالاتر از بلوار کشاورز، نبش کوچه میر، پلاک 1182، کدپستی: 1418733516، تلفن: 85- 63901283 ، دورنگار: 66428089.
نشانی الکترونیکی Shahrdariha@yahoo.com  ، پایگاه اینترنتی: WWW.imo.org.ir ، دسترسی اختصاصی http://www.magiran.com/shardariha .

- شهر و معماری بومی: فصلنامه فارسی- انگلیسی، دانشکده هنر و معماری دانشگاه یزد، تلفن: 6228837-(0351)، نشانی: یزد، خیابان امام خمینی، کوچه ی سهل بن علی، دانشکده هنر و معماری، دفتر مجله شهر و معماری بومی.
پایگاه ایترنتی: WWW.yazduni.ac.ir ، نشانی الکترونیکی: Shahr-m-b@yaxduni.ac.ir .

- شهرنگار: دو فصلنامه GIS و شهرسازی، آخرین شماره: سال دوازدهم، شماره 55، شهریور 1390، تهران، ضلع جنوبی پارک شهر، خیابان بهشت، ساختمان شهرداری مرکزی، طبقه چهارم، اتاق 417، کدپستی: 1114765761، صندوق پستی: 597-19575.
نشانی الکترونیک: Shahrnegar@tehran.ir.
دسترسی اختصاصی: magiran.com/shahrnegar .

- صفّه، نشریه علمی- پژوهشی معماری و شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، 1369، آخرین شماره: سال بیستم، شماره 50، بهار و تابستان 1389، حوزه تخصصی: معماری، همراه با برخی مطالب درباره ی شهرسازی، ارزیابی طرح های معماری ، بررسی موقعیت گذشته و حال معماری و....، صندوق پستی: 346- 19835، تلفن: 29902834، دورنگار: 22431630، تهران، خیابان اوین، دانشگاه شهید بهشتی،
نشانی الکترونیکی:  j-Soffeh@sbv.ac.ir، پایگاه اینترنتی : archurb.sbv.ac.ir .

- صنعت چوب ایران و طراحی داخلی: دو ماهنامه- فنی، مهندسی، شروع انتشار: دی ماه 1382، آخرین شماره: سال ششم، شماره 28، خرداد 1390، مشهد، خیابان کوه سنگی، کوه سنگی 6، پلاک 28، شامل موضوعات متنوع (رفاه و زیبایی معماری، تجسم و...)، تلفن: 17- 8550510 – 0511، صندوق پستی 1987 – 91375، نشانی الکترونیکی: tarahy-dakhely@yahoo.com .

- علوم و تکنولوژی محیط زیست: فصلنامه فنی- مهندسی- علمی- پژوهشی (علوم پایه)، شروع انتشار: 1378، آخرین شماره: سال سیزدهم، شماره 4، زمستان 1390، شامل موضوعات متنوع: (تصفیه زیستی، پوشش گیاهی، محیط شناسی، نقش سیستم های آبیاری و...)، محل انتشار: تهران، پونک، حصارک، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات، دانشکده محیط زیست، صندوق پستی: 7451-14155، تلفن: 44808700 ، دورنگار: 44848443.
پایگاه اینترنتی: WWW.irsen.ir ، WWW.magiran.com/irsen .

- فضای جغرافیایی: فصلنامه علمی – پژوهشی، شروع انتشار: 1379، حوزه های مختلف: (توسعه فضاها، گردشگری، پهنه بندی کلان شهر و...)، آخرین شماره: سال یازدهم، شماره 35، پاییز 1390، محل انتشار: کیلومتر 2 جاده تبریز، مجتمع دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهر، کتابخانه مرکزی، دفتر فصلنامه فضای جغرافیایی، صندوق پستی: اهر، 338-54515، تلفن: 2237631- 0426 ، دورنگار: 2237631-0426.
پایگاه اینترنتی: WWW.geographic-space.ir .
نشانی الکترونیکی: info@geographic-space.ir .
 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1392ساعت 16:14  توسط جواد   | 

اولين همايش ملي معماري ، مرمت ، شهرسازي و محيط زيست پايدار 28 شهريور 1392

محل برگزاري : دانشكده فني و حرفه اي شهيد مفتح همدان وابسته به دانشگاه فني و حرفه اي

مهلت ارسال مقالات : 26 مرداد 1392

اعلام نتايج داوري : 5 شهريور 1392

اخرين مهلت ثبت نام در همايش :

12 شهريور 1392

محورهاي اصلي همايش :

معماري و مرمت

عمران و شهرسازي

معماري و منظر

معماري و محيط زيست

معماري و انرژي

معماري و توسعه پايدار

مرمت و احياء بناها

شهرسازي پايدار

محيط زيست پايدار

معماري و سازه

المان هاي شهري

و ساير ايده هاي نوين در معماري ، شهرسازي ، مرمت و محيط زيست

كليه مقالات پذيرفته شده پس از ثبت نام نويسنده  در سايت civilica .com ثبت خواهد شد .

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1392ساعت 11:25  توسط جواد   | 

مقاله از خانم انسيه قوام پور

موضوع :

منظر ورودي شهر

لينك مستقيم :

http://uploadtak.com/images/x76_ghavam_poor.pdf

لينك غير مستقيم :

http://uploadtak.com/viewer.php?file=x76_ghavam_poor.pdf

مقاله دوم :

نويسنده : سعيد طاهر خاني

موضوع : تاملي در مقوله مبادي ورودي شهرها

لينك مستقيم :

http://www.uploadtak.com/images/n586_taher_khani.pdf

لينك غير مستقيم :

http://www.uploadtak.com/viewer.php?file=n586_taher_khani.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 16:11  توسط جواد   | 



پیام LOve مشهدی:

 مدنی الان چی حال مداد؟

 حال مداد تو اینجه بودی و مو از پشت سر می امدوم

 و موگفتم پخ!! بعد تو مترسیدی…

 مو مگفتم نترس .. مویوم عشقت …
 

 

یک فعل چند منظوره در لهجه شیرین مشهدی:

 مو بوروم: من بروم.

 مو بوروم: من می بُرم.

 مو بوروم: من می بَرَم.

 مو بوروم: من برنده می شوم.

 مو بوروم: من مو بور هست
 

 

سِلام به همشهری هایِ گُلُم

 حالتان خوبه!؟

 یه چیزی سال ذهن مو رِ درگیر کرده! در مورد فِلسفه همی اسما!!

 مثلا به یکی مِگی هو گلابی !! بَدش میه! ولی بگی عجب هلویی هستی خوشِش میه!!

 گلابی چی دِرِه که هلو نِدِره!؟؟! گلابی چه هیزم تری به مو و تو و شما و ایشان فروخته!؟

 اصلا بریـِ چی اسم موجوداتِ قِشنگی مثل خر و گاو و بز و گوسفند که ای هم مفیدن فحش محسوب مِره!

 ولی شیر و پِلنگ و ببر که فقط مُخُورن و مِخوابن شدن لقب خوب محسوب مِرن!!

 ولی سگ دوجانبه عمل مُکُنه!! یا مِگن باوفایه یا پاچه مِگیره! ولی در کل فحش محسوب

 مِره! با پسونده و پیشونده های مختلف خودش!! مثل کُچِه سگ : توله سگ!!

 مث ای که اگه هر کاری مُکُنی ، بریـ یه خودت بِشِه و از خودخواهی بِشِه ،خوبه!!

 و ایجوری مِشِه فکر کرد که مفید باشی خوب محسوب نِمِری!!!!
 

 

×یه یرگه عینکش ر دورِ سَرش مِچرخونه بعد مِذارهِ رو چِشش،سرش گیج مِره!!



 ×پِسِره تو خواستگاری از دختره مُپُرسه هم ای اسم شما چیه؟ دختره مِگه اسم مو توی

 تمام باغچه هایه. پسره مِگه: ها فهمیدُم ، اسمت شِلنگِ !!



 ×به یَک یرگه ای مِگن با ارّه برقی 100 تا درخت پارک ملت ر قطع کن ، 96 تا قطع مُکُنه

 خسته مِشِه. بهش مِگَن پاشو روشنش کن 4 تا دِگه بیشتر نِمانده ، مگِه: یره مگه

 ای روشنم مِره!؟!؟
 

 

×یرگه مِرِه خواستگاری، از دختره خوشش نمیه، به بابای عروس مگه : ما مِرِم یه دور مِزنِم ، بر مِگِردِم، راستی تا ساعت چند بازِن !؟؟



 ×یرگه لنگ بوده با کشتی مره سفر...وقتی برمِگرده رفیقش مِگه خب سفر خوش



 گذشت؟؟ میگه نه یره!! همش استرس داشتُم هی مُگُفتن همو لنگرِ بندازِن تو آب !!



 ×کامبیز پسر همسِده مان یَک زن حامله تو قطارشهری مِشَد مِبینه بهش مِگه : خانم ای چیه !؟

 خانومه مِگه : معلومه بچه ام دِگه!!

 کامبیز مِگه : دوسِش دِری!؟

 خانومه : آره خب، خیلی !

 کامبیز مِگه : پس بریـ چی قورتش دِدی!؟!؟
 

 

کامبیز مِرِه خواستگاری!مادر و پدر دختره جواب رد مِدَن مِگَن دختر ما

 دِره درس موخوانه! کامبیز مِگه خو اشکال نِدِره مو مُورُم دو ساعت دِگِه برمِگِردُم!!



 ×به کامبیز مِگن فهمیدی زلزله آمد؟!؟!مِگهِ :نِه بوخودا مُو روم اووَر بود !!
 

 

 

اووهووو اووهوووو!! هـــــــــَـــــــــ چــِــهِـــهِ !!


 سرما خوردُم در حد سقوط ابومسلم به لیگ یک !!


 همی قرص موخورم مث اسمالتیز!! قرصآ موجووویووم


 شربتارِ سر مِکِشُم مث رآنی هـــلو!!


 ولی مگه از رو مره ای ویروسه! رفته یَک جایی کمین کِرده که اینا بهش اثری نِدِره!!


 تازه از همه مهمتر ای که اول بهار ای آمده سراغ مــا!


 خب ویروس ناحسابی قبلش میآآآمدی!


 شیطونه مــِگه یــَک ویروس کُش noD32رو خودُم نصب کُنُم بیه ای ر بـُــکــُشه!!


برگرفته از وبلاگ :

panapavajok.ليمو بلاگ . كام

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1392ساعت 1:14  توسط جواد   | 

لینک مستقیم

http://www.uploadtak.com/images/a3781_Auto_CAD_3_Bodi.pdf

لینک غیر مستقیم

http://www.uploadtak.com/viewer.php?file=a3781_Auto_CAD_3_Bodi.pdf

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1392ساعت 13:2  توسط جواد   | 

لینک مستقیم

http://www.uploadtak.com/images/q9529_4368e9445a0173faa0bc.pdf

لینک غیر مستقیم

http://www.uploadtak.com/viewer.php?file=q9529_4368e9445a0173faa0bc.pdf

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1392ساعت 13:0  توسط جواد   | 

تعدادی از فونت های مورد استفاده در اتوکد

برای دانلود آدرس را در منو کپی کرده و اجرا نمایید که پس از اجرا دانلود فونت ها شروع خواهد شد.

http://www.uploadtak.com/images/q868_1.rar

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1392ساعت 12:50  توسط جواد   | 

اصول مقاله نویسی :

نویسنده : مصطفی تقوی

http://uploadtak.com/images/w3517___.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 9:11  توسط جواد   | 

فضاي ورودي شهرها به عنوان مفصل اتصال دهنده فضاي خارجي شهر (طبيعي ) و فضاي داخل شهر (مصنوع ) عمل مي كند .   

 

امروزه مسافراني كه به شهر مقصد وارد مي شوند  از اين فضاها عبود كرده و  با انبوهي از تابلوهاي تبليغاتي ، زمين هاي باير و سطوح كسل كننده مواجه مي شوند و جايي كه شهر بايد خود را به تازه واردين معرفي كند نشاني از معماري و ساخت و سازهاي هنرمندانه و فضاهاي صميمي و دلنشين به چشم نمي خورد و وارد شوندگان به يكباره بدون گذر از پيش ورودي و ورودي مناسب و در خور شان و هويت شهر مقصد خود را درون فضاهاي شهري به نحوي ناآشنا پيدا مي كنند .

 ورودي شهر بيان كننده شخصيت و هويت و شناسنامه فرهنگي يك شهر مي باشد در نتيجه ورودي هر شهر با توجه به هويت و ويژگي هاي آن شهر از ساير شهرها متفاوت خواهد بود و داراي ورودي منحصر به فرد خويش است ، علي رغم اين ديدگاه ورودي كنوني شهرهاي ايران فاقد چنين خصوصيتي مي باشد و مبادي ورودي شهرها به عنوان يكي از اصلي ترين اجزاي ساختار كالبدي فضايي شهر ، با چيدمان كاربري هاي ناهمگن و ناسازگار و سازمان نيافته به فضايي با ساختار منفصل ، فاقد هويت و مغشوش مبدل شده است .

ماهيت و عملكرد ورودي هاي كلان شهرهاي ايران به دليل رشد بي رويه شهرها و توسعه شهرنشيني مورد بي بوجهي قرار گرفته است .

مشاوران و مهندسان با سلايق فردي خويش به طراحي اين فضاهاي شهري پرداخته اند كه مي تواند به دليل فقدان مباني نظري مستحكم دانست ، و اين وظيفه چالشي بر عهده معماران و طراحان شهري است تا با تعريف و طراحي مناسب فضاهاي شهري بر اساس نيازوارد شوندگان و شهروندان ، مسافران  و گردشگران داخلي و خارجي ،  فضاهايي خاطره انگيز و فراموش نشدني ارائه نمايند .

ورودي هاي شهر مشهد به لحاظ داشتن عناصر هويت زا از لحاظ كالبدي ، تاريخي ، مذهبي و ... از موقعيت مناسبي برخوردار است اما سلسله مراتب ورود به شهر رعايت نشده است  و نياز به ساماندهي از لحاظ بيشتر شدن هويت و زيبا سازي شهري وجود دارد كه ارائه راهكارها و پيشنهادات و طراحي مناسب  در جهت بهبود مسيرهاي ورودي مشهد را مي طلبد .

 مقاله بررسی راهکارهای ایجاد هویت در فضای ورودی شهرها , مطالعه موردی : ورودی شهر شیراز

نویسنده : خشایار کاشانی جو, مهدی بهادری

لینک مستقیم :  http://uploadtak.com/images/u1618_1.pdf

لینک غیر مستقیم : http://uploadtak.com/viewer.php?file=u1618_1.pdf


+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392ساعت 10:51  توسط جواد   | 

ترسیم دست آزاد پنج مزیت مهم دارد:

۱ - اول اینکه، چیزهایی که تاکنون وجود نداشتند، اکنون طوری نشان داده می شوند که انگار وجود دارند. وقتی ترسیم بصورت دست آزاد انجام می گیرد، ساختمان ها، اتاق ها، محوطه ها، تصاویر، موتیف ها، صحنه ها و ... بلافاصله بصورت سه بعدی قابل مشاهده می شوند. بدین ترتیب ایده های ما به سرعت شکل می گیرند.
۲ - یک ترسیم جامع و کامل را می توان برای نشان دادن یک شیء بطور واضح تری نسبت به سایر تکنیک ها، مورد استفاده قرار داد. در عصری که ما اجباراً با تلویزیون، فیلم ها و عکاسی تغذیه ذهنی می شویم، طراحی و ترسیم تاثیر ماندگارتری داشته و خوش آیند تر است.
۳ - لذتی ناب از دیدن نتایج تلاش های ما به ما دست خواهد داد که دائمی، ماندگار و زیباست.
۴ - قدرت درک بصری ما بسیار بالاتر می رود. ترسیم دست آزاد ما را وادار می کند تا موارد اساسی را از موارد بی اهمیت جدا کرده و بدین ترتیب اشیاء را بهتر ببینیم.
۵ - کل مسیر زندگی ما بصورت بصری گسترش پیدا کرده و خالص می شود. قدرت درک ما بالاتر می رود. حافظه بصری ما قوی تر می شود، تخیلات بال و پر می گیرند و احساس شکل و فضا ارتقا پیدا می کند. ما یاد می گیریم که اساس همه چیز را ببینیم.
جایگزین های زیادی وجود دارند، ولی حتی در عصر دوربین ها و عکاسی پیشرفته، اتم، فضا و تکنولوژی های تولیدی، ما بدون طراحی دست آزاد کاری از پیش نخواهیم برد.
اسکیس سریع همیشه روشی خوب برای تبادل اطلاعات در صحبت ها می باشد و بقول متخصصین، یک طرح به اندازه هزار کلمه ارزش دارد. ترسیم دست آزاد را می توان از یک کانسپت یا ایده اولیه برای طراحی داخلی یا طراحی در سایر موارد شروع کرد.
در محیط زیست، ترسیم دست آزاد می تواند علاقه ما را به جزئیات ریز زندگی که قبلاً توجهی به آنها نداشتیم، تحریک کند. با یادگیری طراحی دست آزاد، یاد می گیریم که به محیط اطراف خود با ریزبینی بیشتری نگاه کنیم و اشیاء را روشن تر دیده و آنها را بهتر درک کنیم.

.

ترسیم و طراحی دست آزاد هزاران سال سابقه دارد و تکنیک های آن توسط انسان های اعصار مختلف ابداع و کار شده است. کافی نگاهی به نقاشی های ده هزار سال پیش بیاندازیم. انگیزه این کار از نیاز به تزئین، نگهداری خاطرات یا انتقال اطلاعات به روشی ساده و خالص بوجود می آید.

به تصویر کشیدن خود و محیط اطراف همیشه یکی از نیازهای اساسی انسان بوده است و خود را به روش ها و رسانه های مختلف به نمایش گذاشته است (که شامل طراحی دست آزاد نیز می باشد). رسانه خاص این کار با عواملی مانند محیط زیست، آموزش و حالات خودسازی تعیین می شود.
مثلاً در زمان های گذشته، خانه نیمه چوبی فرد با شکل و رنگ خاص خود، یک شیء بسیار شخصی بود. امروزه، این حالت به انتخاب شکل و رنگ از کاتالوگ سازنده یا از بین خانه های پیش ساخته تبدیل شده است.
ترسیم دست آزاد عرصه را برای آزادی شخصی باز می کند که می تواند ما را به خود جذب کرده و تبدیل به یکی از عادات خوشایند ما شود. ترسیم دست آزاد قادر است تا تجربه یک مسافرت یا تعطیلات را اغنا کند. و اگر هیچ تصویر، عکس یا بروشوری وجود نداشته باشد، ما قادریم تا به سرعت اسکیسی از یک شیء ترسیم کنیم و آن را به دیگران نشان دهیم.
شکی نیست که با کمی تلاش و صبر، ترسیم و طراحی دست آزاد را به خوبی یاد خواهید گرفت و از نتایج آن لذت خواهید برد

 www.arturarch.comبرگرفته از

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 12:30  توسط جواد   | 

انتزاع در معنای وسیعش می تواند به هر نوع هنری اطلاق شود که اشیاء و رخدادهای قابل شناخت را باز نمایی نمی کنند، ولی عموما به آن گونه از آفرینش های هنر مدرن اطلاق می گردد که از هر گونه تقلید از طبیعت یا شبیه سازی آن، به مفهوم مرسوم آن در هنر اروپایی، روی می گرداند. اصطلاح «انتزاع» به معنای چیزی جدا شده از طبیعت، همواره چیزی موضع مشاجره بوده است؛ شاید به این علت که «انتزاع کردن» یک چیز را به معنای کاستن ارزش یا مقام ان دانسته اند. موسیقی و معماری همواره هنرهای انتزاعی به شمار رفته اند، حال آنکه در سنت کلاسیک از روزگار ارسطو به بعد، ادبیات و هنرهای تجسمی، نقاشی، پیکره سازی هنرهای تقلیدی به حساب می آیند. هنرمندان دستکم از اواسط سده نوزدهم به بعد تلاش کرده اند که نقاشی را به صورت یک پدیده فی نفسه مستقل و نه تقلیدی مطرح کنند. دشواری کاربرد واژه انتزاعی در مورد هنری که از طبیعت شبیه سازی نمی کند، از اینجا سرچشمه می گیرد که این واژه را در توصیف تمام هنرهایی به کار برده اند که موضوعشان در درجه دوم اهمیت قرار داشته و یا گژنمایی شده است تا بدینوسیله بر ابزار تجسمی یا بیانی تاکید شود.این اصطلاح گاهی در توصیف آثار فوویستی و که موضوع بر آنها غالب نیست و گروهی از نقاشی های ک.بیستی به کابرده می شود و تا زمانیکه که آثاری از موضوع در نقاشی قابل تشخیص باشد نمی توان عبارت انتزاع را به راحتی به کار برد. کوبیسم، همچنان که دیدیم می تواند در مسیر انتزاع قرار گیرد، ولی فی نفسه هنر انتزاعی نیست.
انتزاع در نقاشی:
معمولا کاندینسکی را مبتکر هنر انتزاعی می دانند؛ اما باید در نظر داشت که او صرفا اوج روندی را می نمایاند که از بیشتر آغاز شده بود. هانری ولده (1863-1957) طراح و معمار بلژیکی، دارای آثاری است که از موضوعیت خاصی برخوردار نیستند. کاندینسکی، نخستین نقاشی آبرنگ انتزاعی خود را در سال 1910 آفرید و پس از او در سال 1911 لارینف به عنوان یکی از هنرمندان معروف روسیه راهش را به سوی هنر انتزاعی گشود و در ادامه چنین رویکردی، دلنه و کوپا نیز در سال 1912 به نتیجه ای مشابه دست یافتند.
غالبا در توضیح علت گرایش انتزاعی کاندینسکی، بر روس بودن او تاکید می شود چرا که نقاشان قدیم روسی با جهان نگری عارفنه خویش هیچگاه هنر را تقلیدی از جهان محسوس نمی دانستند؛ چنین نگرشی تا اعماق اندیشه های هنرمندان نوین روس رسوخ کرده بود و می توان موارد مشابهی را نیز در آثار کانستراکتیویت ها یافت؛ خود او بارها گفته است آنچه نیروی تخیلش را به بیان انتزاعی کشانید، منظره غروب مسکو بود. بی شک، زبان نشانه ای شمایل های روسی حالت رمزآمیز و رنگین کلیساهای ارتدکسبه هنگام شفق، تزئینات انتزاعی و رنگارنگ هنر قومی روس، جملگی می توانستند تجربه های بصری کاندینسکی را به خود مشغول دارند.
کاندینسکی در کتابی که تحت عنوان «درباره عنصر معنوی در هنر» - البته این کتاب با نام «معنویت در هنر» در ایران به چاپ رسیده است – در سال 1910 می نویسد، از هماهنگی در رنگ ها و شکل ها سخن می گوید که فقط می تواند بر اساس «رویارویی هدفمند با روح آدمی» مبتنی باشد؛ «حیات روح را شاید بتوان به طور نسبی به صورت نموداری مثلثی شکل باز نمایاندو مثلثی که با خطوط افقی به بخش های نامساوی تقسیم شده و کوچکترین بخش – از نظر وسعت، عمق و مساحت – در بالا و بزرگترین بخش در پایین آن قرار دارد. کل سه ضلعی به طور نامحسوسی به طرف بالا و جلو حرکت می کند، آنجا که امروز در بالا قرار دارد، فردا در پایین خواهد بود. آنچه امروز تنها برای بخش بالای سه ضلعی قابل درک و برای بقیه سخنی نامفهوم استف در آینده سازنده افکار و احساسات حقیقی بخش پایین تر خواهد بود.( کاندنسکی، واسیلی، معنویت در هنر، ص48، تاعظم نوراله خانی)
در يك تصوير آبستره لزومي به معناي خارجي خاص وجود ندارد و آنچه را مي‌بينيم مي توان بقدري ساده كرد كه فقط عناصر اوليه آن باقي بمانند يعني تمام عناصر مهم يك هنر تجسمي بخصوص رنگ، فرم، كمپوزيسيون، كه اهعميت آن در ساخت پيامهاي بصري بارها بيشتر خواهد بود. اينجاست كه ارزش يك نقاشي آبستره مشخص مي شود و اهميت آن در ايجاد پيامهاي بصري مشخص می‌شود زيرا واضح است كه در شبيه سازي مطالبي كه درك می‌شود محدود است ليكن انتزاعي كردن در زمينه هنر بصري در واقع نوعي ساده كردن به منظور دستيابي به معنایی عميق تر و پربارتر است.
کاندینسکی قالب انتزاعی را به عنوان بیان خود به خودی حساسیت آدمی تفسیر کرد. او در آثار اولیه اش، در نوعی حالت جذبه، شکل های رنگین آزاد را بر روی بوم در هم می آمیخت، در نظر او اینها بیان های هنری حالات ذهنی بودند و صرفا با «اصل ضرورت درونی» توجیه می شدند؛ در واقع هنر کاندینسکی نوعی اکسپرسیونیسم انتزاعی بود.
وی در صفحه 97 همین کتاب در مورد برخورد انتزاعی با فرم می گوید: هر چه فرم انتزاعی تر باشد، گیرایی آن مستقیم تر و آشکار تر خواهد بود. در هر کمپوزیسیونی جنبه های مادی را می توان متناسب با مادی بودن فرم ها، کم و بیش حذف کرده و به جای آنها انتزاع های ناب یا اشیاء شدیدا غیر مادی قرار داد. هر چه هنرمند بیشتر این فرم ها را به کار برد، در قلمرو انتزاع عمیق تر و پایدارتر پیش خواهد رفت و بیننده در پی او رفته و به تدریج آشنایی بیشتری با زبان این قلمرو کسب خواهد کرد.

برگرفته از سایت باشگاه طراحان ایران(کافه دیزاین)

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1391ساعت 13:2  توسط جواد   | 

فنگ شویی چیست ؟ 

فنگ شویی دانشی کهن است که ریشه در تفکر چینی ها به جهان هستی دارد و رد پای آن در معماری داخلی نیز پیدا شده است ، فنگ شویی از دو کلمه Feng به معنی باد و Shui به معنی آب تشکیل شده است . هدف فنگ شویی در مجموع خلق حس هماهنگی در خانه و زندگی افراد است.

فنگ شویی هنر ایجاد تعادل و هماهنگی در جریان طبیعی انرژی های پیرامونمان است تا در زندگی مان تاثیراتی سود مند پدید آوریم

سابقه فنگ شویی به حدود 4700 سال قبل از میلاد ، در چین باز می گردد . بسیاری از مکان ها و مناظر مانند دیوار بزرگ چین و شهر ممنوعه پکن بر اساس اصول فنگ شویی و برای هماهنگ کردن انرژی های آسمان و زمین بوده است

استقرار اشیا به گونه ای که مردم (انسان ) محیط زیست ( خاک ) و روان ( آسمان ) با تشکیل و حدتی موزون ، زمینه های پیشرفت انسان را ایجاد کنند.


از طریق فنگ شویی می توان دریافت در کدام نقطه از ساختمان جریان انرژی بند آمده است و یا برای اینکه انرژی دیگر بار آزادانه جریان یابد چه باید کرد.


برای زندگی موثر ، لازم است که انرژی و نیروی حیات ، آزادانه در خانه و محل کارتان جریان یابد . نخستین گام برای آزاد ساختن انرژی مسدودی که به مرور زمان در ساختمان جمع شده پالایش مکان است .

 به طور کلی انسداد انرژی به دلایل زیر است :

1. آلودگی فیزیکی

2. انباشتگی و در هم ریختگی

آلودگی فیزیکی :

 

هر نوع چرکی و خوراکی های مانده که پیرامون خود انرژی پایین تولید میکند.

انباشتگی و در هم ریختگی :

هر گونه بی نظمی و در هم ریختگی بر جریان نرم و هموار و آزادانه انرژی پیرامون یک فضا مانع ایجاد می کند.


تلاش کنیم هر شی را در مکان خاص خود قرار دهیم تا آرامش یابیم و سنگینی اجسام و فضا بر جسم و روحمان کارگر نشود.


بر این اساس نحوه طراحی فضا و چیدمان وسایل و اشیا منزل تاثیر بسزایی در آرامش ما دارد و رعایت اصول فنگ شویی ما را در ارایه هر چه بهتر فضای معماری کمک می کند.

برگرفته از وبلاگ :

http://mohandesvali.blogfa.com


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 9:12  توسط جواد   | 

انواع سبک در معماری ایران

-   سبک خراسانی:


با طلوع اسلام ساخت بناهای مذهبی به خصوص مساجد آغاز گردید. سبک خراسانی اولین سبک معماری اسلامی بوده، چون اولین بناها در خراسان ایجاد شده، لذا به سبک خراسانی معروف است. این سبک در قرون اولین (1 تا 4 هجری) رایج بوده و تحت تأثیر پلان و نقشه مساجد عربی با ساختمانی ایرانی (پارتی) با فضای ساده (فاقد تزئینات) بنا احداث شده‌اند.

ویژگی‌های سبک خراسانی:
پلان مستطیل شکل
فضای شبستانی یا چهل ستونی
ساده و بی‌پیرایه (فاقد تزئینات)
مصالح اولیه خشت خام و آجر
فاقد پوشش و تزئینات یا گاهاً پوشش کاهگل
استفاده از تک منار منفک با مقطع دایره‌ای در شمال بنا
قوس‌های بیضی، تخم‌مرغی، ناری
در سبک خراسانی پلان و نقشه مساجد عربی و ساختمان بنا ایرانی است.

بناهای سبک خراسانی:
مسجد جامع فهرج
مسجد تاریخانه‌ی دامغان
مسجد جامع نیریز
مسجد جامع ابرقو
مسجد جامع ميید
مسجد جامع اردستان
مسجد جامع اصفهان
ارگ بم در کرمان
رباط ماهی یا چاهه در سرخس
پل – سد امیر در شیراز
مسجد جامع اردبیل
.......................................................


  2 -  سبک رازی:


تغییرات اسلوب معماری روندی تدریجی و آرام دارد، آغاز تغییرات در اسلوب خراسانی و نزدیک شدن آن به سبک رازی از دوره‌ی آل زیار و سامانیان صورت پذیرفته است. سبک رازی دومین سبک معماری پس از اسلام در ایران می‌باشد. که اوج آن در دوره‌ی سلجوقی بوده است.چون اولین بناها در شهر ری (راز) احداث گردیده، به سبک رازی معروف است. از مهمترین تغییرات این سبک حذف فضای شبستانی و ستون‌های آن و احداث ایوان، گنبد با پلان چهار ایوانی می‌باشد. اصلی‌ترین متنوع‌ترین سبک معماری ایرانی، سبک رازی است. سبک رازی تحت تأثیر سبک پارسی و پارتی قرار دارد.

روند تغییر مساجد شبستانی به ایوانی:
مساجد شبستانی: مانند مسجد جامع فهرج یزد، مسجد تاریخانه‌ی دامغان. مساجد چهار طاقی: مانند مسجد یزد خواست، مسجد جامع اردبیل. مساجد تک ایوانی: مانند مسجد جامع نیریز، مسجد جامع رجبعلی (درخونگاه تهران) مسجد جامع یزد، مسجد جامع سمنان. مساجد دو ایوانی: مسجد جامع زوزن (فریومد خراسان)، مسجد جامع ساوه. مساجد چهار ایوانی: مسجد جامع اصفهان – مسجد امام اصفهان

ویژگی‌های سبک رازی:
پلان مستطیل شکل
فضای ایوانی
مصالح اولیه آجر
ساخت ایوان پلان ،ایوان مربع شکل می‌باشد
استفاده از طاق‌های جناقی (تیزه دار)
ساخت گنبد و متعلقات آن (گوشواره و فیلپوش)، گنبدها بر پشت ایوان جنوبی ساخته می‌شده است.
ساخت زوج مناره بر ایوان جنوبی
استفاده از تزئینات (گچ‌بری، آجرکاری، گره‌سازی، کاشی خشتی)

بناهای سبک رازی:
مقبره‌ی امیر اسماعیل سامانی در بخارا
گنبد سرخ مراغه
مقبره‌ی امیر ارسلان جاذب در مشهد
برج رسگت در سواد کوه مازندران
برج لاجیم در مازندران
برج اردکان در گرگان
برج مهماندوست در دامغان
برج طغرل در شهر ری
برج علاءالدین تکش در ورامین
برج مقبره‌های خرقان در همدان
گنبد قابوس در گرگان
مسجد برسیان در اصفهان
مسجد جامع اردستان
مسجد جامع کبیر قزوین
رباط شرف (کاروانسرای شرف) در سرخس
مسجد جامع گلپایگان
مسجد جامع اصفهان (عتیق اصفهان)
گنبد علویان درهمدان
پل شهرستان در اصفهان
حرم حضرت عبدالعظیم
............................................................


   3-   سبک آذری:


با ورود مغولان (ایلخانی) این شیوه معماری آغاز گردید و تا زمان صفویه ادامه داشته است. چون اولین بناها درتبریز احداث گردید به سبک آذری معروف است. دوره‌ی حکومت غازان خان را آغاز سبک آذری می‌دانند.

سبک آذری خود به دو شیوه قابل تفکیک می‌باشد:
الف: شیوه‌ی اول سبک آذری مربوط به دوره‌ی ایلخانی به مرکزیت تبریز با ویژگی‌های زیر:
ساخت بناهای سترگ و عظیم
توجه به تناسبات عمودی بنا
ساخت ایوان با پلان مستطیل شکل
تنوع در ایوان سازی
استفاده از تزئیناتی چون گچ‌بری، کاشی زرین فام و کاشی نقش برجسته.

ب: شیوه ی دوم سبک آذری مربوط به دوره‌ی تیموری به مرکزیت سمرقند با ویژگی‌های زیر:
ساخت ساقه (گلوگاه) بین فضای گنبد و گنبد خانه.
ایجاد سطوح ناصاف در تمامی بنا.
استفاده از تزئینات کاشی معرق (موزاییک کاری)

دوره‌ی تیموری اوج معماری سبک آذری می‌باشد.

از بناهای سبک آذری:
شنب غازان
ربع رشیدی
رصدخانه‌ی مراغه
ارگ علیشاه در تبریز
مدرسه و تکیه‌ی امیر چخماق
زندان اسکندر یا مدرسه‌ی ضیاییه در یزد
مسجد جامع ورامین
گنبد سلطانیه یا مقبره‌ی اولجایتو
جرم امام رضا (ع)
مقبره‌ی شیخ صفی الدین اردبیلی
مسجد کبود تبریز یا جهانشاه
مدرسه‌ی امامی اصفهانی
مسجد جامع یزد
مسجد گوهرشاد
مجموعه‌ی تاریخی سنگ بست
مقبره ی شاه نعمت‌الله ولی در ماهان کرمان
مدرسه‌ی غیاثیه خردگرد در خواف
مسجد جامع عتیق شیراز
مقعه‌هارونیه در توس
گور امیر تیمور در سمرقند
مزار شیخ احمد جام در تربت جام
مقبره‌ی سلطان بخت آغا در اصفهان
مسجد و مدرسه‌ی طلاکاری در سمرقند
مجموعه‌ی آرامگاه‌های شاه زند در سمرقند
مدرسه‌ی گوهرشاد در هرات
مسجد بی‌بی خاتون در سمرقند
مدرسه‌ی میر عرب در بخارا
کاروانسرای انجیره در جاده یزد – طبس
کاروانسرای چهار آباد درجاده‌ی نطنز – اصفهان
پل قافلانکوه
منارجنبان
...............................................................


   4-   سبک اصفهانی:


به شیوه‌ی معماری دوره‌ی صفویه، سبک اصفهانی اطلاق می‌شود. چون اولین بنا در شهرهای اصفهان ساخته شده و به سبک اصفهانی معروف است. دوره‌ی حکومت شاه عباس را عصر طلایی سبک اصفهانی می‌دانند.

ویژگی‌های سبک اصفهانی (تزئینی‌ترین سبک معماری ایرانی)
پلان مستطیل شکل و چند ضلعی ساده
پلان ایوانی
مصالح مرغوب و بادوام
در تزئینات بناها از کاشی خشتی، هفت‌رنگ، مقرنس کاری، یزدی‌بندی، کاربندی یا رسمی‌بندی استفاده شده است.

بناهای سبک اصفهانی:
کاخ چهلستون در قزوین
کاخ عالی‌قاپو در قزوین
کاخ صفی‌آباد در بهشهر مازندران
مسجد هارون ولایت در اصفهان
مسجد علی در اصفهان
مسجد جامع ساوه
میدان نقش جهان
کاخ چهلستون در اصفهان
کاخ هشت بهشت در اصفهان
مدرسه‌ی چهار باغ اصفهان یا مدرسه‌ی مادرشاه
مسجد حکیم اصفهان
تالار اشرف در اصفهان
مجموعه‌ی گنجعلی خان در کرمان
پل الله وردی خان (سی و سه پل)
پل خواجه در اصفهان
پل رودخانه‌ی کوی
باغ فین کاشان
کاروانسرای شبلی در تبریز – میانه
کاروانسرای خان خوره در شیراز – آباده
کاروانسرای امین‌آباد در شیراز – آباده
کاروانسرای ده‌بید در شیراز
کاروانسرای زین‌الدین در یزد – کرمان
کاروانسرای زیزه در کاشان – نطنز
کاروانسرای اقبال در تاکستان – قزوین (دوایوانی)
کاروانسرای دو کوهک در شیراز – قهلیان (دوایوانی)
کاروانسرای تینوش در قم – کاشان (چهار ایوانی)
کاروانسرای سن سان در قم – کاشان (چهار ایوانی)
کاروانسرای جاکرد در کرمان – مشهد (چهار ایوانی)
کاروانسرای ریوادوبستان در نائین – اصفهان (چهار ایوانی)
کاروانسرای کوهپایه در یزد – نائین (چهار ایوانی)
کاروانسرای دیرگچین در تهران – قم
کاروانسرای مهیار در اصفهان (چهار ایوانی)
کاروانسرای شیخ علی خان در اصفهان
کاروانسرای مادرشاه یا هتل عباسی در اصفهان

 برگرفته شده از :

http://carshiv.ir/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 9:8  توسط جواد   | 

معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی بخصوص برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.

به طور کلی می توان معماری ایرانی را در پنج اصل درونگرایی، پرهیز از بیهودگی، مردم واری یا مردم محموری، خودبسندگی و نیارش یا ایستایی  مشاهده کرد.

 درونگرایی

یکی از باورهای مردم ایران زندگی شخصی و حرمت آن بوده که این امر به گونه ای معماری ایران را درون ‌ گرا ساخته است. معماران ایرانی با سامان ‌ دهی اندام ‌ های ساختمان در گرداگرد یک یا چند میان ‌ سرا، ساختمان را از جهان بیرون جدا می ‌ کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می ‌ داد.

درون گرایی مفهومی است که به صورت یک اصل در معماری ایران وجود داشته و با حضوری آشکار، به صورتهای متنوع، قابل درک و مشاهده است. اصولاً در ساماندهی اندام های گوناگون ساختمان به ویژه خانه های سنتی، باورهای مردم، بسیار کارساز بوده است. یکی از باورهای مردم ایران ارزش نهادن به زندگی شخصی و حُرمت آن و نیز عزت نفس ایرانیان بوده که این امر به گونه ای معماری ایران را درون گرا ساخته است.

در فرهنگ این نوع معماری، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری، صرفا پوششی مجازی است که از حقیقتی محافظت می کند و غنای درونی و سربسته آن تعیین کننده جوهر و هستی راستین بنا است و قابل قیاس با وجوهات و فضای بیرونی نیست..

معماران ایرانی با ساماندهی اندامهای ساختمان در گرداگرد یک یا چند میانسرا، ساختمان را ازجهان بیرون جدا می کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می‌داد. خانه های درونگرا در اقلیم گرم و خشک، همچون بهشتی در دل کویر هستند، فضای درونگرا مانند آغوش گرم بسته است واز هر سو رو به درون دارد.

سر در این خانه ها دارای دو سکو بود و درها دارای دو کوبه‌ی جدا ویژه‌ی مردان و زنان. دو دالان یکی از بخش بیرونی و دیگری از بخش اندرونی خانه به هشتی راه داشتند. اندرونی‌جایگاه زندگی خانواده بوده و ‌بیگانگان بدان راه نداشتند.

بیرونی، ویژه‌ی مهمانان و بیگانگان بود که جداگانه پذیرایی می شدند و گاهی مهمانان در بالاخانه (اتاق روی هشتی) که به اندرونی نزدیک بود پذیرایی می شدند.

بخش بیرونی، آذین‌های بیشتری نسبت به اندرونی داشت. معماران حتی در ساختمان‌های برونگرا مانند کوشک میان باغ ها، نیز درونگرایی را پاس می داشتند. کوشک ها ساختمانهایی برونگرا بودند که گرداگرد آنها باز بود و از هر سو به بیرون باز می شدند. بیشتر خانه های غربی یا شرق آسیا چنین هستند..

خانه های برونگرا در برخی سرزمینهای ایران نیز ساخته می شود. مانند کردستان، لرستان و شمال ایران، ولی در سرزمین های میانی و گرم و خشک ایران، خانه های درونگرا، پاسخ در خوری برای خشکی هوا، بادهای آزاردهنده، شن های روان و آفتاب تند هستند.

ویژگی معماری غیر قابل انکار آثار و ابنیه ای مانند خانه، مسجد، مدرسه، کاروانسرا حمام و غیره مربوط به خصوصیت درون گرایانه آن است که ریشه ای عمیق در مبانی و اصول اجتماعی –فلسفی این سرزمین دارد.

با یک ارزیابی ساده می توان دریافت که در فرهنگ این نوع معماری، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری، صرفا پوششی مجازی است که از حقیقتی محافظت می کند و غنای درونی و سربسته آن تعیین کننده جوهر و هستی راستین بنا است و قابل قیاس با وجوهات و فضای بیرونی نیست..

درون گرایی در جستجوی حفظ حریم محیطی است که در آن شرایط کالبدی با پشتوانه تفکر، تعمق و عبادت به منظور رسیدن به اصل خویش و یافتن طمانینه‌ی خاطر و آرامش اصیل در درون، به نظمی موزون و متعالی رسیده است . به طور اعم و بر اساس تفکر شرقی و در سرزمینهای اسلامی؛ جوهر فضا در باطن است و حیاط درونی، به وجود آورنده اساس فضا است.

پرهیز از بیهودگی

در معماری ایران تلاش می شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می کردند. این اصل هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می شده است. در قرآن کریم آمده “مومنان،آنانکه از بیهودگی روی گردانند”(سوره ی مومنون،آیه سوم.)

اگر در کشورهای دیگر،هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری(نقاشی) و سنگتراشی، پیرایه(آذین) به شمار می آمده، در کشور ما هرگز چنین نبوده است. گره سازی با گچ و کاشی و خشت و آجر و به گفته خود معماران،”آمود” و اندود بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باد در زیر پوشش آسمانه (سقف)، پنامی (عایقی) در برابر گرما و سرما ساخته شود یا افراز بنا که ناگزیر پرو پیمان است و نمی تواند به دلخواه معمار کوتاهتر شود، تنها با افزودن کاربندی می توان آنرا کوتاهتر و “بِاندام” و مردم وار کرد.

معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می نشستند و به دیوار تکیه می زدند،ب رای افزایش پایداری ازاره دیوار،آنرا با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود، تا بلندی یک گز (هر گز برابر ۶۶/۱۰۶ سانتیمتر) اندود می کردند که رویه ای سخت به دست می آمد، به گونه ای که خراشیدن آن دشوار بود. ازاره بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می کردند.

اگر اُرسی(باز) و روزن با چوب یا گچ و شیشه های خرد و رنگین گره سازی می شود. برای این است که در پیش آفتاب تند و گاهی سوزان، پناهی باشد تا چشم را نیازارد و اگر گنبدی از تیزه تا پاکار با کاشی پوشیده می شود تنها برای زیبایی نیست. وانگهی باید دانست که واژه ی “زیبا” به معنای “زیبنده بودن” و تناسب داشتن است نه قشنگی و جمال.

در زیگورات چغازنبیل از ۱۲۵۰ پیش از میلاد، می توان کاربرد کاشی را دید. در این ساختمان،اِزاره دیوارها را با کاشی آبی آمود کرده اند. چون هنگام رفت و آمد مردم،برخورد به پای دیوار بیشتر بوده است و چون خشت در برابر باران آسیب می دیده،نمای ساختمان را با آجر پوشانده اند.

معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می نشستند و به دیوار تکیه می زدند،ب رای افزایش پایداری ازاره دیوار،آنرا با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود، تا بلندی یک گز (هر گز برابر ۶۶/۱۰۶ سانتیمتر) اندود می کردند که رویه ای سخت به دست می آمد، به گونه ای که خراشیدن آن دشوار بود. ازاره بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می کردند.

همچنین از کاشی در آمود گنبدها بهره گیری می کردند و آنرا پر از نقش و نگار می کردند. این تکه های رنگی کاشی، آسانتر تعمیر و بازسازی می شدند. کاشی عمر زیادی ندارد و پس از زمانی از جا کنده شده و فرو می ریزد، به ویژه در جاهایی که برف و یخ هم باشد. اگر رویه ای یکرنگ باشد، بازسازی بخش کنده شده دشوار می شود و کار دو زنگ در می آید.ولی هنگامی که تکه تکه و چند رنگ باشد کار آسانتر است.

مردم واری یا مردم محوری

مردم محوری به معنای رعایت تناسب میان اندام ‌ های ساختمانی با اندام ‌ های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان ‌ سازی است. در ایران هم مثل مکان ‌ های دیگر، معماری هنری وابسته به زندگی است.

معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه بالای مردم می ‌ گرفته و روزن و روشندان را چنان می آراسته که فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سرا می آورد. پهنای اتاق خواب به اندازه یک بستر است و افراز طاقچه به اندازه ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد و از طرفی تالار که مخصوص مهمان است به اندازه‌ ای پهناور و باشکوه بوده که شایسته پذیرایی باشد.

خودبسندگی

معماران ایرانی تلاش می کردند مصالح مصرفی  مورد نیاز خود را از نزدیک ترین جاها به دست می آوردند و چنان ساختمان می کردند که نیازمند به مصالح جاهای دیگر نباشد و “خودبسنده” باشند. بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود”سازوارتر” در می آمده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه ساختمایه ی آن در دسترس بوده است.

معماران ایرانی بر این باور بودند که ساختمایه باید “بوم آورد” یا “ایدری”(اینجایی) باشد. به گفته دیگر فرآورده  یا محصول همان جایی باشد که ساختمان ساخته می شود و تا آنجا که شدنی است از امکانات محلی بهره گیری شود.

برای نمونه در ساخت پارسه(تخت جمشید)، بهترین را از یک کان(معمدن) در نزدیکی دشت مرغاب به دست می آوردند و با ارابه های چوبی به پارسه می رساندند. این سنگ را بیشتر برای روکش دیوارهای ستبرخشتی به کار می بردند.فرآوردن خشت نیز کاری بسیار ساده بوده است.

یکی از نکات مهم در معماری ایران این است که اساساً یکی از انگیزه های بنیادی در ساخت آسمانه خمیده تاقی و گنبدی و بهره گیری گسترده از آنها،این بوده که چوب مناسب برای ساختمان سازی در همه جا یافت نمی شده است. ولی فرآوردن خشت و آجر ساده بود. معماران هم دست به نوآوری هایی زدند که با خشت و آجر بتوان دهانه های بزرگ را پوشاند.آنها گونه های فراوانی از چفد مازه دار و تیزه دار را به کار گرفتند. بدین گونه شاید بتوان انگیزه ی بنیادی بهره گیری از تاق و گنبد در معماری ایران را باور به “خودبسندگی” در ساختمان سازی دانست.

نمونه دیگر از خودبسندگی و بهره گیری از امکانات موجود، در ساخت میانسرای(حیاط) گود یا “باغچال”یا گودال باغچه در خانه ها بود .برای گودکردن ساختمان و دسترسی به آب، ناگزیر باید خاکبرداری فراوانی می شد. در تهران،آ ب روگذر بود و از آن برای پرکردن آب انبارها بهره می بردند. در کاشان، زواره و نایین آب زیرگذر بود، برای همین میانسرا را چنان گود می ساختند که تنه درختان باغچه در گودی پنهان می شد. معماران خاک برداشته شده را دوباره در همان ساختمان به کار می بردند. گود شدن ساختمان به ایستایی تاق ها نیز کمک می کرد. چون زمین، پشت بند در برابر رانش بود.

باز برای نمونه، در محله شارستان یزد، زمین تا ژرفای دو متری از جنس خاک رُس و پایین تر از آن، جنسی به نام”چلو” یا”کرشک” است که لایه ای بسیار سخت است. معماران خاک رُس را برداشته و روی لایه ی سخت، با همان خاک ساختمان می ساختند.

یکی از نکات مهم در معماری ایران این است که اساساً یکی از انگیزه های بنیادی در ساخت آسمانه خمیده تاقی و گنبدی و بهره گیری گسترده از آنها،این بوده که چوب مناسب برای ساختمان سازی در همه جا یافت نمی شده است. ولی فرآوردن خشت و آجر ساده بود. معماران هم دست به نوآوری هایی زدند که با خشت و آجر بتوان دهانه های بزرگ را پوشاند.آنها گونه های فراوانی از چفد مازه دار و تیزه دار را به کار گرفتند.

بدین گونه شاید بتوان انگیزه ی بنیادی بهره گیری از تاق و گنبد در معماری ایران را باور به “خودبسندگی” در ساختمان سازی دانست.

نیارش

واژه ی”نیارش” در معماری گذشته ایران بسیار به کار می رفته است .نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و مصالح شناسی گفته می شده است.

معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می کردند و آنرا از زیبایی جدا نمی دانستند.آنها به تجربه به اندازه هایی برای پوشش ها و دهانه ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه ی نیارش به دست آمده بود. “پیمون”، اندازه های خردو یکسانی بود که در هرجا در خور نیازی که بدان بود به کار گرفته می شد. پیروی از پیمون هرگونه نگرانی معمار را درباره ی نااستواری یا نازیبایی ساختمان از میان می برده، چنانکه یک گِلکار نه چندان چیره دست در روستایی دور افتاده می توانست با به کار بردن آن، پوشش گنبدی را به همان گونه انجام دهد که معمار کار آزموده و استاد پایتخت .معماران همراه با بهره گیری از پیمون و تکرار آن را در اندازه ها و اندام ها، ساختمان ها را بسیار گوناگون از کار در می آوردند. هیچ دو ساختمانی یکسان در نمی آمد و هر یک ویژگی خود را داشت، گرچه از یک پیمون در آنها پیروی شده بود.


منبع: معماری نیوز

گروه هنر تبیان/ سیما مهاجری

http://faraj12.ir


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 16:18  توسط جواد   | 

گنبد

پوشش گنبد در ايران پييشنه ای ديرينه دارد . کمبود چوبهای استوار و کشيده که در حقيقت عنصر اصـلی پوشش تخت است ، سبب شده است که پوشش سغ sagh و گنبد روايی پيدا کند و بخصوص در دهانه های وسيع ترجای پوشش تحت را بگيرد . قديميترين شکل های منحنی در پوشش زيرين چغازنبيل متعلق به هزاره دوم ديده شده است.


با وقفه طولانی در دوران هخامنشی معماری درخشانی با پوشش مرتفع و مسطح در اوج قدرت و کارائی جلوه دارد ولی چه قبل و چه بعد از آن بعلت فراهم نبودن شرايط خاص اقتصادی در اين دوران آوردن چوب سدر از جبل عامل و ساج از گنداره هميشه ميسر نبوده و در جنگل ها و جلگه های اين سرزمين هم چوب مناسب پوشش پرورش نمی يافته است لذا طاقهای منحنی و گنبد جای اصلی خود را به عنوان يک پديده ساختاری و اقليمی در معماری ايران به آسانی پيدا می کنند .


در متون موجود ، ديرينه ترين گنبدی که به آن اشاره می شود مربوط به دوران اشکانی و اوايل ساسانی است . اين گنبد در شهر فيروز آباد و به قطر 10/16 متر بنا شده است . چنانچه ابن البلخی در توصيف شهر فيروز آباد و گنبدی که در ميانه شهر برپا شده می گويد : اردشير شهر فيروزآباد ، که اکنون هست بنا کرد و شکل آن مدور است چنانک دايره پرگار باشد . در ميان شهر آنجا که مثلاً نقطه پرگار باشد دکة انباشته برآورده است و نام آن ايوان کرده و عرب آنرا طربال گويند و بر سر آن دکه سايها ساخته و در ميان گاه آن گنبدی عظيم برآورده و آنرا گنبد کيرمان گويند و طول چهار ديوار اين گنبد تا زير قبه آن هفتاد و پنج گز است و اين ديوارها از سنگ خارا برآورده است و پس قبه عظيم از آجر بر سر آن نهاده و آب از يک فرسنگ از سر کوه رانده و به فواره بر اين سر بالا آورده و دو غدير است که يکی بوم پير گويند و ديگر بوم جوان و بر هر غديری آتشگاهی کرده است .


در دوران ساسانی گنبدسازی آنچنان رواج می گيرد و تکامل می يابد که از آن پس تا امروز پوشش گنبدی از نظر ساخت و افزير بصورت الگو و دستور العمل کلی مورد بهره برداری قرار می گيرد .


روش گنبدسازی چه در دوران ساسانی چه در دورة اسلامی آنچنان با استفاده از نظم دقيق رياضی در شکل بندی و ساختمان و با کاربست شيوه های صحيح صورت می گيرد که در همه انواع ، گنبدها بدون احتياج به گاه بست و کالبد و قالب در برابر همه نيروهای فشاری و رانشی به خوبی مقاومت می کنند ، گرچه در گوشه سازيها از اوايل دوران اسلامی تاکنون تحولاتی چند صورت گرفته است اما روش گنبدسازی در ايران همواره ويژگی اجرائی و فرهنگی خاص خود را دنبال کرده است . آنچه قابل ذکر است آنکه اين ويژگی چه در شکل چه در اجرا ( نداشتن قالب ) آنرا با گنبدهای مشرق زمين همواره متفاوف می کند .

تعريف هندسي گنبد

در تعريف هندسی ، گنبد مکان هندسی نقاطی است که از دوران چِفدی مشخص حول يک محور قائم به وجود می آيد . اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمينه ای گرد برپا شود .
گنبد از سه قسمت تشکيل شده است :


1ـ گنبد خانه يعنی زمينه گنبد
2ـ بَشن = هيکل يعنی قسمتی که روی زمينه ته رنگ به صورت مکعب بالا می آيد و يک يا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلام هر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد)

3ـ چپيره = جمع شده


از آنجائيکه در معماری ايرانی به ندرت به ته رنگ گرد بر می خوريم و معمولاً قسمت انتهائی بشن به شکل ، مربع و گاهی مستطيل است با چپيره کردن آنرا تبديل به دايره می کنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همين دليل مرحله چپيره شدن در گنبدسازی شايان توجه است زيرا امکان داشتن زمينه گرد است که اجرای نهايی پوشش گنبد را ميسر می سازد .
معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمينه را به شکل مربع در نظر می گيرند تا به سادگی بتوان آنرا تبديل به 8 و 16 و 32 و بالاخره دايره کرد .
گنبد سازی در ايران به ندرت روی زمينه مستطيل نزديک به مربع هم اجرا شده است در اين صورت مستطيل تبديل به 6 و 12 و سپس بيضی نزديک به دايره می شود و گنبد روی بيضی قرار می گيرد . به اين نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دايره بيضی است کمبيزه گفته اند . از نمونه های اين نوع گنبد با ته رنگ بيضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زيد بن علی در ورامين قابل ذکرند .

چپيره

چپيره سازی در گنبد به دو بخش عمده تقسيم می شود :
ـ گوشه سازی = گوشه بندی
ـ شکنج = چين و چروک


ـ گوشه سازی يا گوشه بندی يعنی ساختن و تبديل کردن شکل چهار گوشه بشن به هشت گوشه و به ترتيب 16 و 32 و 64 گوشه و بالاخره دايره و با تبديل کردن شکل مستطيل نزديک به مربع به 6 و 12 گوشه و بالاخره بيضی است . در حالت اخير مستطيل بشن بايد نسبت اندازه های اضلاعش طوری باشد که به راحتی قابل تبديل به شش گوشه شود مثلاً نسبت 4 و 4/3 قابل تقسيم است . البته با استفاده از کاربندی انواع زمينه های مرسوم در معماری ايرانی را می توان به نحو مطلوب تبديل به دايره کرد که در مباحث آينده جداگانه بررسی خواهد شد .


گوشه سازی خود شامل دو بخش است :


1- اسکنج يا سِکُنج


2- ترمبه يعنی جمع شده


اولين گوشه سازيها توسط چوب انجام شده و حتی خود گنبد هم با چوب اجرا گشته است . بهترين موارد مثال را در ابيانه می توان ديد .
دراراک هم در کاروانسرای حاج عليقلی نمونه ديگريست . کاروانسرای کاشانی هم ( در اراک ) به هـمين طـريقه سـاخته شده است . طـرز اجـرا چنين بوده که چـوبها را در گوشـه های بـشن سوار می کردند و هـمين طور روی هم می چيدند تا مثل سبد جمع می شد و به صورت گنبد چوبی در می آمد .


در معماری ارمنی از اين نوع گنبد زياد به چشم می خورد . فضای زير اين گنبدها را معمولاً بزرگترين اطاق تشکيل می دهد . در خانه های روستائی نيز پوشش بزرگترين اطاق که معمولاً تنور هم در آن قرار دارد به صورت گنبد چوبی است .
چوبهای موجود در ايران از استحکام کافی برخوردار نيست و معمولاً برای پوشش دهانه های 5/2 تا 3 متر به کار می رود به همين دليل در معماری پيشين ايران در زمان هخامنشيان برای پوشش تخت جمشيد از جبل عامل لبنان درختهای کنار بسيار قطور و مرتفع را آوردند . چون اين حمل و نقل چوبها مستلزم هزينه ای سنگين بود در دوران اشکانی اين کار متروک شد و به جای پوشش تخت از پوشش سغ استفاده کردند .


متاسفانه از معماری دوران اشکانی که در واقع پوشش سغ آغاز می شود در داخل ايران نمونه ای بجای نمانده است . در خارج از محدوده ايران کنونی به يکی دو نمونه از پوشش سغ بر می خوريم که يکی hattra يا الحضر است و ديگری کاخ آشور و ايندو نيز چهره روشنی از چگونگی پوشش به دست نمی دهند .

در بازه هور خراسان بين خواف و نيشابور گنبدی ديده می شود که گوشه سازيهای آن با چوب ساخته شده و خود گنبد با سنگ لاشه . بنا متعلق به اواخر دوران اشکانی يا اوايل ساسانی است و در مجموع ناچيزتر از آنست که ما را به قضاوتی کلی در اين باب رهنمون شود . لذا از گنبدهائی که همه مصالح آن از چوب بوده فقط خاطره هائی باقيست . شايد ابيانه بهترين تجلی گاه آن باشد .
گوشه سازی با چوب نيز به تدريج در بسياری از نقاط ايران متروک شد و علت عمده و اصلی آن موريانه خيز بودن زمين های ايران داخلی ( ايرانشهر ) بوده و هست . قديميترين نمونه بجای مانده از گوشه سازی با چوب در بازه هور است که قبلاً اشاره شد .


در فهرج يزد هم با اينکه منطقه به شدت موريانه خيز است ( احتمالاً به علت رواج چوب در منطقه شهدای فهرج ) زيارتگاهی به چشم می خورد که گوشه سازی پوشش آن ، از چوب بوده است . چوب گوشه ها توسط موريانه به کلی از بين رفته ولی خشت های پشت آن به نحو معجزه آسايی باقی مانده است و از خود گنبد نشانی ديده نمی شود .
در اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم در منطقه خراسان حدود مشهد و طوس و اطراف آن و در مناطق کوهستانی کرمان که موريانه کمتر است استفاده از پوشش چوبی رواج می يابد .
نمونه اين گوشه سازی با چوب بقعه شاه نعمت الله ولی در کرمان است و در اين بنا برای گوشه سازی با يک تخته ، شانزده ضلعی را به 32 ضلعی تبديل کرده اند . در گنبد هارونيه طوس نيز همين عمل تکرار شده است . در مسجد جامع قزوين از تخته استفاده کرده اند ( گنبد قديمی مسجد) با اينحال نمونه های فوق انگشت شمارند و بايد گفت که به علت اشکالات گوناگون استفاده از چوب منسوخ می شود .


بطوريکه گفته شد نوع اول گوشه سازی اسکنج است . اسکنج متشکل از دو طاق اريب است که همديگر را در يک نقطه قطع کرده باشند . شيوه زدن طاق ممکن است بصور مختلف رومی ، ضربی ، چپيله ( لاپوش و تيغه ای ) باشد در هر حال تقاطع دو طاق اين نوع گوشه سازی را به وجود می آورد . ذکر اين نکته ضروری است که بارهای وارد بر گنبد به اين گوشه ها منتقل نمی شود . به همين دليل هم ، نوع اجرای گوشه سازی تأثيری در چگونگی افزير گنبد ندارد .

 برگرفته از سایت

http://www.ichodoc.ir

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 8:53  توسط جواد   | 

لویی کان آنچه معمار انجام می دهد، پیش از آنکه تبدیل به یک بنا شود، باید پاسخی

باشد به نهاد انسان .

لویی کان پروژه؛ یعنی شالوده دادن به یک فرم، درون یک نظم

لویی کان معماری وجود خارجی ندارد. تنها اثر معماری است که وجود دارد. معماری در

ذهن موجود است. شخصی که یک کار معماری انجام می‎دهد، در حقیقت آن را به روح

معماری عرضه می‎کند . . . روحی که سبک نمی‎شناسد، تکنیک نمی‎شناسد، متد

نمی‎شناسد و تنها منتظر آن است که خود را به معرض نمایش بگذارد. بدین ترتیب

معماری تجسم واقعیات غیر قابل سنجش می‎باشد

لویی کان معماری از جایی شروع می شود که عملکرد کاملاً شناخته شده و مشخص

است

لویی کان معماری به عنوان خلقتی هنری برای برآوردن یک نیاز نیست بلکه آفریدن یک

نیاز است معماری شناسایی همگن فضاهایی است متناسب با عملکردهای خاص

انسانی معماری سازندگی ذهنی فضاها است

فرانک لوید رایت معمار بایستی یک پیامبر باشد ... یک پیامبر به مفهوم واقعی کلمه

اگر او قادر نباشد حداقل ده سال جلوتر را ببیند، نمی­توان او را یک معمار نامید.

میس ون دروهه معماری زمانی آغاز می­شود که شما دو آجر را با دقت پیش هم می­گذارید.

میس ون دروهه معماری در جئیات است ...

میس ون دروهه معماری چیزی جز تمنای زمان برای فضایی زنده متغیر و جدید نیست. درست است که معماری بر روی حقایق مسلم بنا گردیده است اما زمینه کار اساسی آن تسلط معانی است. معماری، اراده زمان است که به فضا تبدیل شده است. زنده، شاداب و جدید

لوکوربوزیه من ترسیم­کردن را به حرف­زدن ترجیح می­دهم، زیرا ترسیم­کردن سریع­تر است و مجال کمتری برای دروغ­ گفتن باقی می­گذارد.

لوکوربوزیه معماری، بازی استادانه، صحیح و باشکوهی از احجام ترکیب شده در زیر نور می باشد. معماری، فرهنگ عمومی است.
لوکوربوزیه معماری فرم ها، حجم ها، رنگ ها، آکوستیک و موسیقی است. نور و سایه، بلندگوهای معماری اند.
لوکوربوزیه اینکه معماری در لحظه‎ای از خلاقیت بوجود می‎آید، یک حقیقت انکارناپذیر است، زمانی که ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تأمین خواسته‎هایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالی‎تر‎ از تأمین نیازهای صرفاً کارکردی برانگیخته می‎شود و آماده می‎گردد تا توانایی‎های شاعرانه‎ای را به معرض نمایش گذارد که ما را برمی‎انگیزانند و به ما لذت و سرور می‎بخشندلوکوربوزیه معماری غیر از نمایش ساخت و پاسخ دادن به نیاز‌ها است.(منظورم از نیازها استفاده ،راحتی و آسایش عملی است)

فیلیپ جانسون من از تعطیلات متنفرم. اگر شما می­توانید ساختمان­هایی را بسازید، چرا باید در کنار دریا بنشینید؟

فیلیپ جانسون معماری هنری است شگفت انگیز روشنگر و آزادی ساز هنر معماری عبارتست از طرحهای فردی ای که با نقاشی و تندیس رقابت می کند در واقع معماری تنها ایجاد انواع جدید فضاها است
تادائو آندو خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل می­گردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان می­شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبان­های دیگر قادر به ابراز آن هستند

تادائو آندو وظیفه معماری درک منطق توصیف ناشدنی مکان است

تادائو آندو معماری باید کاملاً با اطراف هماهنگی داشته باشد

سانتیاگو کالاتراوا هندسه مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می­یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه­های زاینده و مهم الهام هستند

فرانک گهری من بیشتر وقتم را صرف کارفرماها می­کنم. زیرا معتقدم این کار ما را به پیش می­برد و آنها هم به آنچه که می­خواهند، می­رسند و از کار احساس رضایت می­کنند. این روند باعث می­شود آنها بدانند که شما مسائل آنها را می­شنوید. همچنین این تعامل موقعیت ابداع را برای شما فراهم می­آورد

ویلیام موریس معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه می‎کند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمی‎توانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند

جان راسکین تعریف درست معماری بطوریکه آن را از یک مجسمه متمایز کند، عبارت است از هنر طراحی مجسمه برای یک مکان خاص و جانمایی آن در آنجا بر اساس مناسب‎ترین اصول ساختمان

جان راسکین معماری هنر مرتب کردن و تزیینات بنا‌های ساخته شده توسط بشر به هر مقصودی است به قسمی که در ساده‌ترین نگاه سلامت، نیرو و لذت بردن روح را میسر نماید

اتین لویی بوله معماری چیست؟ آیا من آن را همسو با ویتروویوس به عنوان هنر ساختمان تعریف خواهم کرد؟ نه. این تعریف دارای یک اشکال اساسی است. انسان برای ساختن باید از تصور خود استفاده کند. نیاکان ما کاشانه‎شان را تنها پس از اینکه شکل آن را تصور می‎کردند، می‎ساختند. این فرآورده ذهنی و خلاقیت هست که معماری را تشکیل می‎دهد، اینک ما می‎توانیم آن را به عنوان هنر تولید هر نوع ساختمان و به حد کمال رساندن آن تعریف کنیم. بدین ترتیب هنر ساختمان تنها یک هنر ثانوی است که به نظر می‎رسد برای نامیدن بخش علمی معماری مناسب باشد
آدولف لوس زمانی که ما با یک تپه و توده خاک به طول شش فوت و عرض سه فوت در جنگل روبرو می‎شویم که با استفاده از بیل به شکل یک هرم روی هم انباشته شده است، به فکر فرو می‎رویم و چیزی در درون ما می‎گوید: اینجا کسی دفن شده است. آن توده خاک معماری است

آدولف لوس معماری چیزی نیست جز یادمان‌ها و مقبره‌ها

سرنیکولاس پوزنر آلونک چتری دوچرخه یک ساختمان است و کلیسای لینکلن (Lincoln Cathedral) نمونه‎ای از معماری می‎باشد. تقریباً هر چیزی که فضا را به میزان کافی برای انسان محصور می‎کند تا آدمی به درون آن نقل مکان کند، یک ساختمان است. اصطلاح معماری تنها ساختمان‎هایی را در برمی‎گیرد که با هدف برخورداری از جاذبه زیبایی‎شناسانه طراحی شده‎اند

آلوار آلتو معماری علم نیست. معماری فرایند ترکیبی عظیم است که هزاران کارکرد معین انسانی را به هم تلفیق می کند و همان معماری
باقی می ماند. نیت معماری ایجاد هماهنگی میان جهان مادی و زندگی انسان است

برونوزوی معماری هنر ساختن فضا است

فرانسیسکو میلیزیا معماری هنر ساختن است

برنارد چومی معماری، به چهره ای نقاب پوش می ماند نمی توان به راحتی نقاب را پس زد. همواره مخفی است در پس طرح ها، دریافت ها، عادت ها و قید و بندهای فنی، اما همین دشواری در پس زدن نقاب معماری است که آن را این همه خواستنی می‏کند. این‏نقاب‏زدایی لذت‏معماری است

رابرت ونتوری معماری، یک ساختمان است با دکوراسیون به کار رفته

ژاک دریدا معماری کوششی است برای آنکه پیوند بین خود و فلسفه را استوار سازد و آن را قابل تصور نماید
حسین سلطان زاده معماری تنها هنری است که می توان آن را بازتاب گستردة فرهنگ جامعه دانست و از جمله تخصص هایی است که از دانش ها، فنون و هنرهای گوناگون ترکیب شده است

ژان نوول اگر کسی بخواهد به تعریف معماری امروز بپردازد باید تعریف خود را با شمردن کارهایی که معماری بدان نمی پردازد آغاز کند. معماری، حالت و ادامة جهان، نفی هرج و مرج و ماجرایی در بطن غیر ارادی است

ژان نوول معماری قبل از هر چیز شیوه تفکر و مخصوصاً تحلیل است. معماری تجربه نیست. بنابراین هر نوع معماری باید خاص باشد

هانس هولاین معماری، نظمی معنوی است که در ساختمان هاتجسم یافته است. معماری یک مفصل ارتباطی است یعنی به یک بعد اضافی عینیت بخشیدن

هانس هولاین معماری واقعی در عصر ما در حال تعریف جدیدی از خودش به عنوان یک واسطه و توسعة دامنة بیان خودش است. همه چیز معماری است. معماری رمز آلود، تداعی کننده و دو جنبه است

هانس هولاین همه معمارند و همه چیز معماری است

نورمن فاستر معماری چیزی نیست که در ذهن منتقد باشد معماری در مورد زندگی واقعی است، درباره مردم است، درباره مسکن دادن به مردم و تأمین نیازهای ایشان است

هرمان موتسیوس معماری، وسیله واقعی سنجش فرهنگ یک ملت بوده و هست. هنگامی که ملتی می تواند مبل ها و لوسترهای زیبا بسازد اما هر روزه بدترین ساختمان ها را می سازد، دلالت بر اوضاع نابسامان و تاریک آن جامعه دارد؛ اوضاعی که در مجموع، بی نظمی و عدم قدرت سازماندهی آن ملت را به اثبات می رساند

اتو واگنر هنر به طور کلی و معماری به طور خاص نشانگر سیستم معتبر ارزش گذاری در هر دوره هستند

یورگ گروتر معماری، مجموعه ای است کم و بیش پیچیده، از سیستم های فضایی که بر یکدیگر تأثیر می گذارند، یکدیگر را می پوشانند، در یکدیگر تداخل می کنند و با یکدیگر به رقابت می پردازند پیتر آیزنمن معماری در حضور و بینش خود به عنوان سرپناه و عرفاً خانه و کاشانه ریشه دوانیده است. معماری، محافظ هستی است و آخرین سنگر مکان معماری، لامکانی را فرو می نشاند. زیرا لامکانی موقعیت متناقض را دامن می زند
پیتر آیزنمن معماری امروز ما باید منعکس کننده شرایت ذهنی و زیستی ما باشد و آنچه که در معماری امروز ما مورد غفلت قرار گرفته بخشی از زندگی ما است

رم کولهاس معماری آمیزه ایست پر تناقض از توانایی و ناتوانی

زیگفرید گیدگون معماری محصول شرایط و عوامل فراوانی مانند عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، علمی، فنی، و عادات و رفتار آدمی است معماری، معیار اشتباه ناپذیری از رویدادهای زمانی را بدست می دهد برنارد چومی معماری همیشه در مورد رویدادی بوده که در فضا رخ می‏دهد تا درباره خود فضا.اگر معماری هم مفهوم و هم تجربة فضا و کاربرد، ساختار و انگارة نمودی (نه سلسله مراتبی) است. پس معماری می تواند به جدا ساختن این مقوله ها خاتمه دهد و آنها را به صورت ترکیبهای بی سابقه برنامه ها و فضا ها را در هم ادغام کند. معماری باید به عنوان ترکیب فضاها، رویدادها و حرکت ها بدون هیچ سلسله مراتبی یا اولویتی میان این مفاهیم دیده شود. معماری تنها نظمی است که بنا بر تعریف، مفهوم و تجربه، تصویر ذهنی و ساختار را در هم می‏آمیزد. معماری، مکان ترکیب تمایزهاست

داراب دیبا معماری همیشه آینة انسان و آرزوهایش بوده است.* زبان بیان معماری های جهان بر هندسه استوار است.

داراب دیبا در شکل گیری معماری های جهان بدون شک ارزشهای فنا ناپذیر و جاویدان

حضور دارند که فصل مشترک آن موجودیت انسان در زمین و جهان بینی اوست.

سیمون آیوازیان معماری، وسیله و دستاوردی است برای رسیدن به عمق حیات و روح آفرینش و در نهایت رسیدن به آرامش و وحدت

کامران افشارنادری معماری انتظامی است با طبیعتی پیچیده که مباحث مختلف از فلسفه و جامعه شناسی تا ریاضیات و تکنولوژی در آن مطرح می باشند.معماری به دلیل ارتباط مستقیم با زندگی عینی انسان ها، مملو از عناصر و فضاهایی است کهدارای معنای عمیق فرهنگی و القا کننده احساساتی بسیار قوی می باشد. معماری بحث طراحی فرم است و نیازمند آن است که بین تأثیرات لحظه ای حسی و ادارک پایدار فضای هستی، تعادل برقرار کند. معماری هنر به نظم آوردن فضا است

آنتونیوگائودی معماری مانند موجودی زنده است و فضایی پویا که دنیاهای درون و برون را به یکدیگر وصل می کند

اسوالدماتیاس اونگرس معماری هیچ ارزش مطلقی را بیان نمی کند، بلکه معماری نسبتی است از درگیریهایی دائمی و بحث های تحلیلی با عناصر واقعی

یاکوب بکما معماری بخشی از یک فرایند تولید فضا است

کلوتز ما باید تمام ساختمان های جدید را تا حدود زیادی مرتبط با محیط آنها بدانیم زیرا معماری، بوم شناسی است

مارسل پلو معماری مانند همه رسوم اجتماعی، بازتابی از تمدن است. تمام چیزهای موجود در معماری کیفیت ابداع دارد

کاتسو هیروکوبایاشی معماری، هنری است که بشر را عمدتاً با قدرت ذاتی فرم خود مسحور می کند

گالوانو دلادلیه معماری ایده ها و ارزش ها را به وسیله سیستمی از علایم بیان می کند

ویتور ویوس اولین شخصی که گفت معماری هنر است

والتر گروپیوس از قاشق غذاخوری تا شهر دامنه کار معمار را تعریف می‌کند

اتیون لوییس بوله معماری چیست؟ آیا معماری هنر ساخت‌و‌ساز است؟ یقیناً خیر

تویوایتو معماری پدیده شهری است

ل‌.بنه‌ووله معماری مدرن از تغییرات فنی، اجتماعی و فرهنگی ناشی از انقلاب صنعتی، زاده شده

کریستین نور برگ-شولتز شاید به این نتیجه برسیم که صفت کمال معماری در گرو سه معیار اساسی است، نقش ساختمان، شکل و فنون

میرمیران معماری رد زمان است بر فضا
 
منبع : سایت انجمن جنرال
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 16:55  توسط جواد   | 

چگونه یک پرسپکتیو رسم کنیم ؟


سه نما:

برای شناخت کامل یک حجم باید سه نمای آنرا داشته باشیم (مشخصات کامل اندازه، حجم، ارتفاع، ضخامت).

سه نما= ۱- نمای جلو (نمای مقابل) ۲- نمای سر (نمای بالا) ۳- نمای پهلو (جانبی).

ادامه در ادامه مطلب

نمای جلو:

نمای اصلی یک حجم.

نمای پهلو یا جانبی:

چنانچه حجم را در حالی که نمای جلوی آن دیده میشود ۹۰ درجه بگردانیم نمای سمت چپ حجم را خواهیم دید که این نما ارتفاع، ضخامت مکعب مستطیل را به ما نشان میدهد.

نمای سر (بالا – افقی)

چنانچه مکعب مستطیل را در حالی که نمای جلوی آن دیده میشود ۹۰ درجه به سمت پائین بچرخانیم نمای بالای آن دیده میشود که این نما نیز عرض و ضخامت حجم را نشان میدهد ( بنابراین با ترسیم سه نما اندازه اصلی یک حجم بدست می آید).

پرسپکتیو

خصوصیات هر پرسپکتیو:

۱- فاصله                           ۲- زاویه دین              ۳- ارتفاع ناظر

سه بعدی

-        تصاویر مجسم و موازی شامل قائم، مایل (ابلیک) که قائم شامل ایزومتریک و دیمتریک.

-        تصاویر مجسم مرکزی (پرسپکتیو)

ایزومتریک:

رسم ایزومتریک براساس اصول سه محورOx,Oy.Oz   میباشد. در این حالت دو محور Ox.Oy با خط افق زاویه ۳۰ درجه و محور Oz عمود بر خط افق در نقطه O رسم میگردد. اندازه این نوع تصاویر تصویر مجسم با مقیاس ۱:۱ میباشد.

لازم به توضیح است که طول هر خط در تصاویر ایزومتریک بر روی سه محور به اندازه ۸۲/۰ طول واقعی میباشد.در واقع ترسیم اضلاع تحت قاعده ایزومتریک به اندازه ۱۸% از اندازه اصلی بزرگتر رسم میشوند و آن بدلیل سهولت در امر نقشه کشی میباشد.
 

 

دیمتریک:

ترسیم دیمتریک نیز بر اساس رسم سه محور کمکیOz,Oy,Ox بوده ، معمولاً محور Oy تحت زاویه حقیقی ۲۵ً و ۴۱ درجه قابل ترسیم است که با تقریب اضافی اندازه آن بر ۴۲ درجه انتخاب میگردد. محور Ox تحت زاویه ۷ درجه واقع شده به اندازه طول هر خط بر روی محور Ox,Oz  برابر با ۹۴/۰  طول حقیقی و اندازه خط روی محور Oy به انداز ۴۷% طول واقعی میباشد.بر روی محور Oy به اندازه ۲/۱ طول حقیقی و دو اندازه دیگر و برابر طول حقیقی ترسی میگردد که به اندازه ۶% از اندازه واقعی بزرگتر است.

رسم زاویه های ۷ درجه و ۴۲ درجه در تصویر دیمتریک:

اول خطی را رسم کرده و آنرا به ۷ قسمت مساوی تقسیم، اولین قسمت را امتداد میدهیم به طرف محور x و زاویه بوجود آمده از این امتداد تقریباً ۷ درجه میباشد. و در آن سمت هفتمین قسمت از خط تقسیم شده برابر ۴۲ درجه میباشد. (البته این زاویه ها به صورت تناسبی بوده)

نحوه ترسیم دایره در پرسپکتیو

در مرحله اول دایره را در یک مربع محیط میکنیم و در مرحله بعد مربع را رسم کرده و بعد از رسم مربع دو عمود اخراج میکنیم از چهار گوشه مربع و همچنین از تلاقی این عمود ها دو نقطه بوجود می آید که با مرکزیت هریک از این دونقطه شعاعی رسم میگردد که با رسم این دو نیم دایره یک بیضی بوجود میآید که (دایره در پرسپکتیو تبدیل به بیضی میشود).

مایل (ابلیک):

که شامل کاوالیر ، جنرال، کابینت، پلان ابلیک، نما ابلیک که هریک از اینها را با رسم شکل نشان میدهیم.

۱-  کاوالیر: تمام اندازه ها حقیقی .
 

 

۲-    جنرال: هر سه ضلع اندازه ۳/۲ یا ۴/۳ کوچکتر میشود.

              
کابینت: تمام اندازه ها نصف میشود.
 

 

۳-  پلان ابلیک: اندازه ها حقیقی که به دوصورت دو زاویه ۴۵ درجه و دیگری بصورت یک زاویه ۳۰درجه و یک زاویه ۶۰ درجه میباشد.

 

۴-  نما ابلیک: خط Y 2/1 اندازه حقیقی.
 

 

چند اصطلاح:

Station Point = SP                نقطه دید

E  =(eye)                               چشم

Graund line = G L               خط زمین

Pletute Plane = PP               صفحه مجازی

Horizoh line = HL                خط افق

خط افق= خطی که آسمان را به زمین می دوزد.

          نکته: اگر صفحه تصویر بین شکل و ناظر باشد هر چه به ناظر نزدکتر شود تصویر کوچکتر و اگر این صفحه پشت ناظر قرارگیرد تصویر بزرگتر میگردد.
برای ترسیم یک پرسپکتیو:

۱-    صفحه تصویر و خط افق و خط زمین را ترسیم میکنیم.

نکته: فاصله خط زمین و خط افق همان ارتفاع ناظر میباشد. H

2-  اکنون نقطه مرکز دید را (E) در جایی نزدیک به صفحه تصویر ترسیم مینمائیم. با در نظر گرفتن این موضوع که هرچه نقطه دید به تصویر نزدیکتر باشد پرسپکتیو بزرگتر میشود و بلعکس.

۳-  با توجه به زوایای دید مناسب برای دیدن یک شی زاویه های ۶۰ و ۳۰ درجه از نقطه دید ترسیم کرده تا صفحه تصویر را قطع کند از این نقطه عمودی بر خط افق رسم میکنیم تا خط افق را در نقاط VP1,VP2 قطع کند.

۴-  سپس برای بدست آوردن ارتفاع یکی از اضلاع موازی مخروط را (که ضلع موازی مخروط ۳۰درجه پیشنهاد میشود) را امتداد داده تا صفحه تصویر را در نقطه H قطع کند. نقطه H نیم خطی بر صفحه تصویر رسم میکند که این نیم خط را محل تقاطع نیم خط H, HB` با خط زمین (GL) نقطه صفر ما محسوب میگردد که این نقطه راO نامگذاری میکنیم  از نقطه O به میزان ارتفاع شکل جدا کرده و آن را H محسوب میکنیم.

اکنون برای بدست آوردن پرسپکتیو چهار ضلعی A,B,C,D به ترتیب زیر عمل میکنیم.

از نقطه E  (نقطه مرکز دید) به هریک از رئوس A,B,C,D وصل کرد و امتداد داده  تا صفحه تصویر را در نقطه A1,B1,C1,D1 قطع کنید. از هریک از این نقاط عمودی بر صفحه  تصویر رسم میکنیم و آنها را به ترتیب A0,B0,C0,D0 مینامیم، با در نظر گرفتن اینکه نزدیک رأس به ما نقطه A میباشد از Vp1 به نقطه Oوصل کرده تا خطوط A0, B0 را در نقاط A`,B` قطع نمائیم خط A`B` پرسپکتیو AB میباشد سپس از A` به Vp2 وصل کرده تا خط D0 را در نقطه D` قطع نماید از نقطه D` به Vp1وصل نمایم تا خط CO را در نقطه C` قطع نماید اکنون میتوانیم با وصل کردن نقاط B`,C` به یکدیگر چهارضلعی A`,B`,C`,D` را بدست آوریم.

 برای رسم ارتفاع این حجم

از Vp1 به H وصل مینمائیم وآن را امتداد می دهیم تا A0 , B0در نقاطA`B`قطع نماید ادامه ترسیم همچون مرحله پیش میباشد.

۱-   پس از پاک نمودن خطوط اضافه ونیز خطوط ندید(برای نشان دادن خط ندید هم میتوان از خط چین استفاده نمود)هال پس از پاک کردن خطوط ندید مکعب A`,B`,C`,D` – A”,B”,C”,D”نمایان میشود.

۲-   توصیه>مخروط دید را ۳۰و۶۰درجه ترسیم کنید.
ترسیم پرسپکتیو به گونه ای که به جای سقف کف دیده شود:

۳-   همانند تمرین قبل این کار را نجام می دهیم تا جایی که ارتفاع را بدست می آوریم وبه جای اینکه از روی خط اچ ال جدا کرده و به بالا می بریم هال ادامه مراحل همانند تمرین قبل است.

پرسپکتیو۱نقطه ای:

همانند قبل خطوط زمین و افق وصفحه تصویر را رسم میکنیم ولی خروط دید را ۴۵درجه رسم میکنیم ونقطه گریز را عمودی رسم می کنیم از نقطه دید ناظر خط HL را قطع کند(Vp)بعد برای بدست آوردن ارتفاع ضلع بالایی را امتداد می دهیم تا روی خط زمین مستطیلی درست شود بعد از نقطهE  مانند حالت قبلی به نقاط مستطیلی وصل کرده و عمودی اخراج می کنیم سپس از نقطه Vp به A1 وبعد به سمت B1 وصل می کنیم به طوری که ارتفاع را درصفحه (روی خط زمین قطع کند)

سپس از نقطهVpدوباره بهA1,B1وصل می کنیم این بار از روی ارتفاع وصل می کنیم.

پرسپکتیو یک نقطه ای(شیوه دوم)
 

 

طریقه ترسیم دایره در پرسپکتیو۳۰و۶۰درجه:

همانند گذشته بعد از ترسیم مخروط دید وقرا دادن دایره در آن دایره را در مربعی محاط کرده به طوری که دایره بر روی وسط هر ضلع مربع با مربع نقطه تقاطعی ایجاد کند

هال از نقطه دید به هر یک از این نقطه تقاطع خطی رسم کرده و امتداد می دهیم تا به خط زمین برسد.هال از امتداد این ۴خط به صورت قائم چهار گوشه دایره به دست می آید که همانند قبل که گفته شد دایره در پرسپکتیو به صورت بیضی نشان داده می شود.

نکته:برای ترسیم دایره بهتر است که دایره دورتر از نقطه دید باشد تا دایره پرسپکتیو جالب تری به تصویر کشیده شود.
 

 

طریقه ترسیم گنبد در پرسپکتیو۳۰و۶۰درجه:

همانند ترسیم دایره است فقط با فرق اینکه به این دایره نیز ارتفاعی داده می شود.
طریقه کشیدن پنجره در پرسپکتیو ۳۰ و ۶۰ درجه:

 

برای این کار همانند گذشته مخروط دید را رسم کرده، حال پلان را در آن قرار میدهیم که خطی از پلان موازی با ۳۰ درجه و خطی دیگر موازی با ۶۰ درجه همانند قبل خطوطی را از نقطه دید به تمام گوشه های اضلاع رسم کرده تا خط تصویر امتداد میدهیم حال از اینها عمودهای اخراج میکنیم مانند تمرین گذشته. از پنجره ای در پلان بود خطوط را اخراج کردیم و با امتداد این خطوط و جدا کردن ارتفاع از زمین که ارتفاع پنجره از زمین محسوب میشود و با کم کردن ارتفاعی از سقف کف و سقف پنجره بدست میآید حال پنجره را در پرسپکتیو مشاهده میکنید البته با دیدن ضخامت دیوار این پنجره یا این شکل به صورت جزابتری مشاهده میشود.

طریقه کشیدن قوس در پرسپکتیو ۳۰ و ۶۰ درجه:

برای این کار همانند گذشته مخروط دید را رسم کرده، حال پلان را در آن قرار میدهیم که خطی از پلان موازی با ۳۰ درجه و خطی دیگر موازی با ۶۰ درجه همانند قبل خطوطی را از نقطه دید به تمام گوشه های اضلاع رسم کرده تا خط تصویر امتداد میدهیم حال از اینها عمودهای اخراج میکنیم مانند تمرین گذشته. که فقط برروی قوسی که در پلان مشاهده میشود نقطه ای مگذاریم و آنرا هم امتداد میدهیم که این نقطه در پرسپکتیو همان نقطه اوج قوس میباشد این کار همانند کشیدن پنجره است که ارتفاع آن تا سطح زمین و ارتفاع آن تا سقف را جدا میکنیم و از گوشه ها به نقطه اوج قوس وصل میکنیم بصورت نیم دایره حال قوس ما کامل است

 

منبع : سایت نقش نگار

http://www.naghsh-negar.ir/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 11:2  توسط جواد   | 

مطالب قدیمی‌تر